آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
ایرانیان در سیر بلند تاریخ خود، استعدادهای شگرفی از خویش نشان دادهاند. مردمان این سرزمین کهن همواره به ارزشهای انسانی، اخلاقی و الهی پایبند بودهاند.
در این میان اسلام نیز در توسعه، تعالی، جهش روحی در اندیشه و اعمال انسانی نقش ویژه و شگرفی ایفا کرده و در تکامل دیگر ادیان، عقاید و اعتقادات، نوع بشر را به کمال رهنمون کرده است. اسلام که کمال ادیان بود، با وجود پیشینه اعتقادات چند هزار ساله بشری (که مورد تائید قرآن نیز است) رشد و شکوفایی فکری و توحید بیشائبه را تبیین کرده و به تعالی بشر و حقیقت هستی که جز اقرار به وحدانیت پروردگار هیچ نبود، پرداخته و جوامع انسانی را دگرگون کرد. در این بین ایران و ایرانی نیز به جهت استعداد فطری و پیشینه اعتقادی خویش، وجود معنویت عمیق و روحانیت نهفته در ورای دستورات اسلام و آیات صریح قرآن را (که به کمال انسانی، سیر در آفاق و انفس، صعود به قلل رفیع عرفان و معنویت و جذبه الهی با تاسی به توحید خالص و بیشائبه دعوت میفرمود) دریافته و این جذبه و نفخه الهی، مسلمانان این سرزمین را معتقدی واقعی به توحید، روح و بقای روح (معاد) کرده است.
روح اسلام واقعی، قرآن و سیرت و صفات حضرت ختمی مرتبت(ص) توده ایرانی درد کشیده و حقیقت جوی را به خود مجذوب کرده و عرفان ناب آن همانند آتشی مردمان این سرزمین را در خود سوزانده و جزئی از نیروی خود نمود و تاثیر این آتش الهی و روحانی، ایرانی مستعد را بارور کرد؛ چنانچه ایرانی با حفظ هویت خود تمامی اعتقادات و باورهایی را که مغایر با روح اسلام واقعی و قرآن و سیره پیامبر(ص) و علی مرتضی(ع) بودند کنار گذاشته و مجذوب عظمت و صبغه الهی دین مبین اسلام گشتند. ایرانیانی که چند قرن در اسارت اندیشه و زندگی اجتماعیِ ساخته و پرداخته دست موبدان و شاهنشاهان ساسانی بودند و مجال و جرات مخالفت با آن را نیز نداشتند با قدرت روحی اسلام این اسارتها را در هم شکسته و خود را از بند و زنجیر چند صدساله رها کردند و در این بین استعدادهای سرکوب شده دوباره شکوفا شد.
شکوفایی استعداد درخشان ایرانی و عشق وافر ایرانیان به قرآن و اسلام سبب شد تا آنان خود را وقف اسلام کنند، چنانچه با حفظ هویت ملی و ایرانیت خود، زبان قرآنی و سیره راستین نهفته در باطن آیات الهی و شخص نبیاکرم(ص) و ائمهاطهار(ع) را مطمح نظر قرار داده و به مرور فرهنگ و تمدن شگرف ایرانی و اسلامی را به وجود آوردند. احکام، قوانین، سنت، سیره و عترت ختمی مرتبت(ص) متعلق به اقوام و نژاد خاصی نبوده، بلکه رحمت الهی است و تعلق به کل کره هستی و ابنای بشر تا پایان دور کره ارض دارد.
اسلام و ایرانیان همواره در کنار هم قرار گرفته و در اعتلای معنوی و مادی همدیگر معاضدت داشتهاند، چنانچه ایران اسلامی امری جداییناپذیر گردیده است.
البته افرادی که این نفخه الهی در دل و جان آنان کمنور بوده یا آتش و جذبه الهی آنان را فرا نگرفته بود، چه در میان اعراب و چه در میان ایرانیان شروع به مبارزه منفی با اسلام و ایران کردند، چنانچه اعراب متعصب و نژادپرست، ایرانیان را در ادوار مختلف تاریخ به جهت نژادی مورد آزارها و ستمهای عدیده قرار داده و ایرانیان متعصب نیز اسلام و اعراب را در یک ردیف شمرده و مبارزات منفی با آن را آغاز کردند، اما در باطن امر و حقیقت، ایرانی گمگشته خود را باز یافته و اسلام نیز با نیروی معتقدان و مومنان راستین ایرانی اسرار، علوم و تفضلات خود را که در باطن قرآن و سیره نبوی(ص) و عترت(ع) نهفته بود برای رستگاری نوع بشر عرضه کرد.
ایرانیان با پذیرش دین مبین، اسلام را سرلوحه تمامی امور قرار دادند و فرهنگ غنی خود را با فرهنگ و روح واقعی اسلام عجین کردند و باورها و اعتقادات باستانی که مغایرتی با روح اسلام نداشت در قالب فرهنگ ایرانی و اسلامی عرضه کردند به حدی که کوچکترین بخشهای اعتقادی ایرانی نیز تحت تاثیر مفاهیم اسلامی و قرآنی قرار گرفت برای مثال در یک قصبه دور افتاده کاشیکاران، اماکن مقدسه و مهم خود را با آیات قرآنی مزین کرده و هنری بدیع خلق کردند یا معماران با خلق آثاری با تاسی به آیات قرآنی و روشهای اقوام ایرانی، معماری ایرانی و اسلامی را خلق کرده یا شعرا، حکما، فقها، نویسندگان و عارفان نیز با تاسی به باطن آیات قرآن که در ژرفای سورههای مکی قرار داشته، ادبیات شگرفی را بهوجود آورند و بزرگانی مانند ابنسینا، مولوی، حافظ، خیام، میرداماد، ملامحسن فیض و ملاهادی سبزواری نمونههایی از این قسم جریان اندیشه در گذر روزگاران هستند.
روح اسلام واقعی و حب علی(ع) و آل ایشان نه از روی جبر بلکه به اختیار و با گذر زمان در جان آزادگان ریشه دوانده و مراحل خود را تا حد کمال حفظ کرد تا حکومت اسلامی توسط خاندان پیامبر(ص) اداره شود و عدل و داد با توسل به دستورات و احکام قرآنی و هدایت علمی و عملی ائمه(ع) جامعه را به رشد و تعالی هدایت کند و رستگار شوند، ولی امویه و عباسیه این آرمانها را دگرگون کردند با این که عباسیان به پشتیبانی باطنی ایرانیان به خلافت رسیده بودند؛ اما بعد از مکر عباسیان، ایرانیان شروع به تاسیس سلسلههای مستقل کردند و به حرمت اسلام و قرآن ارتباط خود را با حکومت اسلامی تا آنجا که خلفا پا از دایره اسلام خارج نکرده بودند، قطع نکردند.
در این میان جریان مذهب شیعه با واقعه کربلا و مساعدتهای خواص شیعیان ایرانی در انتقام خون شهیدان کربلا به وسیله مختار و همچنین حمایت ایرانیان از فرزندان امام سجاد(ع) شدت یافته و ارتباط و انس ایرانی با اسلام و تشیع بیش از پیش گشت (این را میتوان در اندیشههای ابوحنیفه برای روایت واقعه غدیر و سلسله شیعی سربداریه و تلاش خواص ایرانیان برای اعلام کشور شیعه مذهب بخصوص در دوره صفویه و تشکیل حوزههای علمیه توسط ایرانیان و بنیان و ادامه جریان اندیشههای حکمی و فلسفیِ اسلامی حتی بعد از ابن رشد مشاهده کرد).
در دورههای اخیر متعصبینی به زعم خویش سعی در بازگرداندن ایرانیان به دوران باستانی و ابداع لغات و شکاف بین ایرانی و اسلام کردندکه به جایی نرسید.
با مراجعه به آثار و اثرات بزرگانی مانند ابن سینا، سهروردی، میرداماد، میرفندرسکی، ملاصدرا و... ارتباط دو فرهنگ و تمدن ایرانی و اسلامی کاملا معلوم و مشهود بوده و در تفکر آزادگان واقعی هیچ جدایی بین اسلام و خرد و کلان این مرز و بوم وجود نداشته و ندارد و اگر تناقضاتی به وجود آمده باشد توسط مغرضان بوده و خواهد بود.
هوشنگ شکری / جامجم
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....