jamejamonline
ورزشی کد خبر: ۵۵۰۳۸۳   ۲۷ اسفند ۱۳۹۱  |  ۱۵:۳۹

همیشه او را به گرایش به ضد فوتبال محکوم کرده اند، همیشه شیوه های مربی گری او را به فوتبال علی اصغری نسبت داده اند، همیشه برچسب مربی ای را به او زده اند که هرگز نمی تواند در تیم های بزرگ تری نسبت به آلومینیوم، شاهین بوشهر و یا ابومسلم مربی گری کند ، همیشه او را به عنوان مربی ای می شناسند که نمی تواند دوامی طولانی مدتی در تیم های مختلف داشته باشد اما خودش اعتقاد دارد اگر انصاف در فوتبال رعایت می شد و اگر توانایی های مربی گری او را در بطن فوتبال ملتهب و بیمار ایران حل نمی کردند اکنون وضعیتی متفاوت داشت. صحبت از اکبر میثاقیان است که پس از پشت سر گذاشتن یک دوره کوتاه مدت مربی گری در آلومینیوم المهدی هرمزگان اکنون در استراحت کامل به سر می برد و مترصد فرصتی است تا با استفاده از آن خودش را در فوتبال ایران دوباره نشان بدهد. میثاقیان از آن دسته از مربیانی است که اعتقاد دارد در این فوتبال به حق خود نرسیده است اما بابت این موضوع هیچ کس را مقصر نمی داند. اکبر اوتی سال های دور فوتبال ایران اکنون در کسوت یک مربی و یک کارشناس نظرات جامعی در رابطه با شرایط کنونی فوتبال ایران دارد، از رده ملی گرفته تا رده باشگاهی. او از نحوه جدایی اش از آلومینیوم می گوید و اینکه چرا تا امروز هدایت یک تیم بزرگ را بر عهده نگرفته است. درباره کروش نظر می دهد و درباره دو رگه هایی که تیم ملی را قرق کرده اند. مشکلات فوتبال ایران را بررسی می کند و راهکارهایی را برای رفع این مشکلات ارائه می دهد. به بحث پیرامون بازیکن سازی می پردازد، چرخه مربیان ایرانی را مورد تحلیل و بررسی قرار می دهد و در نهایت دورنمای مربی گری خود را ترسیم می کند. گفت و گوی جام جم با این مربی درباره موضوعات ذکر شده پیش روی شماست:

میثاقیان: نتیجه گرایی مشکل اصلی فوتبال ماست

-خیلی زود از مجموعه آلومینیوم جدا شدید، تحلیل خودتان از عملکردی که در این  چند ماه در آلومینیوم داشتید چیست؟

•ابتدا باید بگویم من در شروع کارم در این تیم به این نکته یادآور شدم که اگر آلومینیوم در لیگ برتر باقی بماند معجزه شده است. با وجود اینکه می دانستم ما در لیگ برتر کار بسیار سختی خواهیم داشت کار خود را در این تیم شروع کردم و برای بقا در لیگ برتر بسیار تلاش کردم. تیم خیلی دیر جمع و جور شد و مشکل زیادی برای آماده سازی تیم داشتیم . ما حتی یک اردوی تدارکاتی هم نتوانستیم برگزار کنیم چرا که بضاعت بسیار محدودی داشتیم. امکانات ما واقعا کم بود اما با وجود این عملکرد بسیار خوبی در لیگ برتر داشتیم آن هم درحالی که اکثر بازیکنان ما جوان و بی تجربه بودند.

 

-تعدادی از بازیکنان شما برای نخستین بار حضور در لیگ برتر را تجربه می کردند ، این شرایط بر روی تیم شما اثر منفی داشت و یا اثر مثبت؟

•ده بازیکن ما برای نخستین بار در لیگ برتر به میدان می رفتند اما با این وجود با همین بازیکنان در لیگ برتر خوب نتیجه گرفتیم. اگر به آمار کلی باشگاه آلومینیوم  نگاه کنید متوجه می شوید ما در دیدارهایی که نتیجه را واگذار کردیم اختلاف گل ما بیشتر از یک گل نبود. همین نتایج هم برای مردم خونگرم بندرعباس بسیار خوشحال کننده بود.

 

-پس با این اوصاف از عملکرد تیم تان کاملا راضی هستید.

•بله ، صعود صرف همین تیم به لیگ برتر شور و شعف زیادی در بندر عباس ایجاد کرد که مایه دلگرمی ما بود اما باید در کنار آن مشکلات زیادی را تحمل  می کردیم از جمله اینکه به دلیل کمبود بودجه بازیکنان تیم بارها باشگاه را به ترک تمرینات تیم کردند اما به هر حال همه چیز ختم به خیر شد. ما با این اوضاع شاهکار کردیم و کارشناسان نیز به این موضوع اعتقاد دارند. من از این تیم رفته ام اما زندگی جریان دارد و آلومینیوم نیز همچنان خوب نتیجه می گیرد.

 

-جدایی شما از این تیم اتفاق غیر منتظره ای بود.

•در بندرعباس اتفاقاتی افتاد و حرکاتی را دیدم که اصلا خوشم نیامد! شایسته نبود با من که در این تیم تا این حد زحمت کشیدم این طور رفتار شود. مسئولان این باشگاه در حق من کار خوبی نکردند . من به این دوستان حتی قول بقا در لیگ برتر را داده بودم اما کاری که آنها در حق من انجام دادند جوانمردانه نبود. من خیلی برای این تیم زحمت کشیدم اما کسی قدر ندانست. دیگر نمی خواهم در مورد آن مسائل صحبت کنم. هر چه بوده تمام شده است.

 

-حالا چه سرنوشتی را برای این تیم در لیگ برتر پیش بینی می کنید؟

•من قبلا هم گفته ام ، الان هم می گویم. این تیم صد در صد با مربی جدیدش در لیگ برتر می ماند. از زمانی که سرمربی این تیم شدم تا امروز که دیگر در آلومینیوم سمتی ندارم همیشه و در هر جا به این نکته تاکید و پافشاری کردم که نماینده بندرعباس قطعا در لیگ برتر باقی می ماند. این ادعا را در تمام مصاحبه های قبلی ام می توانید ببینید. تیم در زمان من 5 امتیاز با قعر جدول فاصله داشت و اکنون نیز این شانس را دارد تا در لیگ برتر باقی بماند.

 

-در مدت زمانی که شما هدایت آلومینیوم بندرعباس را بر عهده داشتید این تیم چقدر در ارائه بازی های زیبا در لیگ برتر موفق بود؟

•شک نکنید که آلومینیوم زیباترین  بازی ها را ارائه می داد. کارشناسان نیز همیشه بازی های زیبای آلومینیوم را مورد تمجید قرار می دادند. ما در نیم فصل میلاد میداودی را به تیم آوردیم اما حتی پیش از بهره گیری از بازیکن با تجربه ای همانند او و یا هر بازیکن با تجربه دیگری ما کاملا زیبا بازی می کردیم. آلومینیوم به زمان بیشتری نیاز داشت تا حتی بازی های زیباتری هم ارائه بدهد. ما باید بیشتر در کنار هم زمان صرف می کردیم تا به سطح بالاتری برسیم. یکی از جالب ترین کارهایی که در این تیم صورت گرفت استفاده از بازیکنان جوان و آینده داری همچون رهرو ، میثم مجیدی ، تیغ نورد و .. بود.

 

-از شور و ضعف مردم بندر عباس در زمان صعود آلومینیوم به لیگ برتر گفتید ، آنها الان که دیگر در این تیم نیستید همچنان  شما را حمایت می کنند؟

•بله، مردم بندرعباس باور نمی کردند که تیم شهرشان به لیگ برتر صعود کرده است و به همین خاطر شور و شعف وصف ناپذیری در میان همه آنها به وجود آمد. آنها هنوز هم به من می گویند چرا مسئولان باشگاه این رفتار را با تو داشتند. حتی آنها هم نسبت به این موضوع اعتراض داشتم

 

-در حال حاضر پیشنهاد و برنامه ای برای هدایت تیم های لیگ برتری ندارید؟

•دیگر به پایان فصل نزدیک شده ایم و 5، 6 هفته بیشتر به پایان لیگ باقی نمانده است. با چنین زمان کوتاه مدتی دیگر در این فصل فرصت مربی گری در لیگ برتر را نخواهم داشت. دیگر همه چیز بماند برای فصل بعد.

 

-به غیر از آلومینیوم که ادعا دارید فوتبالی زیبا به نمایش می گذاشت به نظر شما در لیگ این فصل کدام تیم در ارائه فوتبال زیبا موفق بود؟

•استقلال بسیار خوب بازی می کند و فوتبالی زیبا از خود به نمایش می گذارد. سپاهان و فولاد هم همین طور هستند و همیشه زیبا بازی می کنند. سبک بازی فولاد شبیه رئال مادرید شده است.

 

-با وجود اینکه می گویید آلومینیوم زیبا بازی می کند اما بسیاری اعتقاد دارند که شما در در جریان یک بازی تیم خود را به بازی بسته و در حقیقت ضد فوتبال تشویق می کنید، این ادعا را چقدر می پذیرید؟

•این چیزی است که از همان ابتدا درباره من می گفتند و حالا کاملا در ذهن همه نهادینه شده است! در همه دنیا هم این چیزی که شما گفتید جریان دارد. طبیعی است که وقتی یک تیم جلو می افتد برای حفظ نتیجه رو به بازی بسته می آورد. من همیشه به ضد فوتبال متهم شده ام  اما کسی به این موضوع اهمیت نمی دهد که من تیم پرسرمایه ای را در اختیار ندارم. تیم من استقلال ، پرسپولیس و یا سپاهان نیست که بهترین و با تجربه ترین بازیکنان را در اختیار داشته باشد، تیم من متشکل از بازیکنانی است که همه جوان و بی تجربه هستند و من برای حفظ این تیم گاهی واقعا مجبورم  که تاکتیک دفاعی را به کار ببرم. این یکی از روش های جدایی ناپذیر در فوتبال برای نتیجه گیری و حفظ نتیجه است. بارسلونا با آن عظمتش گاهی اوقات ضد فوتبال بازی می کند و روی به دفاع می رود. اصلا باید بگویم به کار بردن اصطلاح ضد فوتبال درست نیست. این جریانی که  برای حفظ نتیجه در یک مسابقه مشاهده می شود ضد فوتبال نیست، بخشی از فوتبال است و نوعی تاکتیک شمرده می شود. نتیجه گرایی یعنی همین و همانطور که گفتم  تیم های باعظمتی همانند بارسلونا نیز گاهی از این تاکتیک استفاده می کنند.

 

- لیگ نسبت به سال های گذشته از لحاظ کیفی پیشرفت کرده است اما باز هم اشکالاتی در این لیگ دیده می شود از نحوه برگزاری رقابتها گرفته تا سطح کیفی برخی از دیدارها. چه راهکارهایی برای رفع این اشکال ها و ارتقای بیشتر سطح کیفی لیگ دارید؟

•ما از لحاظ برگزاری رقابتها مشکلی نداریم و تنها مشکل به کیفیت فنی رقابتها برمی گردد . این مشکل هم به ضعف بازیکنان حاضر در باشگاه ها برمی گردد.

 

-یعنی فقط این بازیکنان هستند که سطح کیفی لیگ را پایین می آورند؟

•بله، البته مشکل دیگری به لیگ وارد نیست. ما از لحاظ برگزاری رقابتها مشکلی نداریم و همه چیز به خوبی تنظیم شده است. زمان برگزاری رقابتها و برنامه ریزی برای این لیگ حرف ندارد اما مشکل همانطور که گفتم به ضعف فنی خود بازیکنان برمی گردد. البته مشکلات دیگری هم وجود دارد که در جای خود باید مورد نقد و بررسی قرار بگیرد.

 

-چه مشکلاتی ؟

•امکانات بسیاری از تیم های حاضر در لیگ چندان مناسب نیست. تشکیلات باشگاه ها باید سازماندهی داشته باشد و از طرفی بعد مالی در بالا و پایین رفتن سطح کیفی لیگ بسیار تاثیر گذار است. الان بسیاری از باشگاه های ما مشکل مالی دارند.

 

-برای مشاهده یک لیگ با معیارهای تمام حرفه ای چقدر باید انتظار کشید؟

•نمی توانیم انتظار داشته باشیم یک لیگ تمام حرفه ای به همین زودی شکل بگیرد. تشکیلات این لیگ هنوز نقص دارد و تا زمانی که آنها رفع نشود نمی توانیم به برگزاری لیگی با کیفیت دل خوش باشیم.

 

-در صحبت هایتان به ضعف بازیکن در ایران اشاره کردید که این مشکل قطعا به ضعف بازیکن سازی برمی گردد. خود شما به عنوان یک مربی بازیکن ساز شناخته می شوید اما اکثر مربیان ایرانی رویکردی بی ارتباط با بازیکن سازی دارند. همین بی توجهی مربیان ضعف بازیکن در فوتبال ایران را باعث نشده است؟

•بله ، دقیقا همین طور است. نمی خواهم از خودم تعریف کنم اما من نفر اول بازیکن سازی در ایران بودم . در تمام تیم هایی که از ابتدا حضور داشتم تا امروز همیشه بازیکن سازی را جزء اولویت ها قرار داده ام و قرار خواهم داد. اگر به عملکرد من در تمامی تیم هایی که در آن حضور داشته ام نگاهی بیندازید متوجه این موضوع می شوید. من در ابومسلم ، راه آهن ، پیام، شموشک و همین آلومینیوم هرمزگان بازیکن سازی می کردم و استعدادهای زیادی را به فوتبال ایران معرفی کردم. من بازیکن زیاد ساختم اما هر کسی جرات نمی کند از بازیکنان جوان استفاده کند. اکثر مربیان ما تمایلی به استفاده از بازیکنان جوان ندارند چون نتیجه گرایی اولویت آنهاست و با جوانان هم که نمی توانند به این هدف خود برسند بنابراین کاری به بازیکن سازی ندارند و به عبارتی جرات این کار را ندارند. متاسفانه  مربیان ما حاضری خور هستند و سر جای خود می ایستند تا بازیکن حاضر و آماده برای آنها بیاورند. این طرز فکر که دیگران بازیکن درست کنند  و من منتظر بنشینم تا این بازیکنان را به تیم من بیاورند اصلا درست نیست. خب البته طرف دیگر ماجرا را هم باید در نظر گرفت. هیچ کس دوست ندارد ببازد و برای همین بازیکنان خوب و قوی به تیم خود می آورند تا با قوی تر کردن تیم خود از شکست های احتمالی جلوگیری کنند. این شرایط باعث می شود جایی برای بازیکن سازی باقی نماند. بازیکنانی نظیر بادامکی ، جباری ، تیموریان و .... بهترین دوران فوتبالی خود را زیر نظر من پشت سر گذاشتند. من به این بازیکنان جوان بها دادم و  از آنها استفاده کردم تا اکنون اکثر آنها ستاره تیم خود و یا حتی تیم ملی باشند. آنها متعلق به یک نسل خاص بودند اما این نسل خاص دیگر قرار نیست به وجود بیاید چون هیچ کس به بازیکن سازی بها نمی دهد.

 

-به غیر از فقدان برنامه  ای جامع برای بازیکن سازی مشکل دیگر فوتبال ایران را در چه می بینید؟

•مربیان ما باید رویکردی اساسی به بازیکن سازی داشته باشند که ندارند اما مشکلات دیگری هم وجود دارد که قابل اغماض نیستند. فوتبال ما نتیجه گرا است. ما  همیشه همین طور بوده ایم و این مشکل اصلی فوتبال ماست. خیلی کم پیدا می شوند تیم هایی که به غیر از نتیجه گیری دنبال معیارهای دیگری هم هستند. زمانی که من در ابومسلم بودم این تیم علیرغم اینکه بازیکنان بسیار جوانی را در اختیار داشت و با این شرایط باید طبیعتا فقط دنبال نتیجه بود بسیار زیبا بازی می کرد و نتیجه گرایی صرف را مد نظر خود قرار نمی داد. دقیقا به خاطر نمی آورم که آن ابومسلم در لیگ چهارم بود و یا پنجم اما هر چه بود بسیار زیبا بازی می کرد. بازیکنان ما اکثرا سرباز بودند که با این اوصاف تیم یکدست جوانی داشتیم. آن زمان حتی خود باشگاه هم تمایل بسیار  زیادی برای جوانگرایی داشت و ما نیز با این پشتوانه با خیالی آسوده از بازیکنان جوان استفاده می کردیم.

 

-چرا آن ابومسلم دیگر در سطح اول فوتبال ایران جایی ندارد؟

•از زمانی که ابومسلم از نظارت مستقیم و پشتیبانی نیروی انتظامی خارج شد اوضاع تغییر کرد. ابومسلم هر سال بازیکنان جدیدی را به فوتبال ایران معرفی می کرد اما متاسفانه این ابومسلمی که این روزها می بینیم توانایی معرفی کردن بازیکن جدیدی را ندارد. زمان ما هر سال از طریق ابومسلم 10 الی 12 بازیکن درجه یک ، خوب و جوان به فوتبال ایران معرفی می شد.

 

-به نظر می آید شما برچسب مربی ای را خورده اید که از لیگ دسته یک تیم به لیگ برتر می آورید اما پس از ورود به لیگ برتر مدت زمان زیادی طول نمی کشد که آن تیم را بنا به هر دلیلی رها می کنید و مجددا به سراغ یک تیم دسته یکی دیگر می روید. این روال هر چند وقت یکبار تکرار می شود ، چرا؟

•نه، اینطور هم که شما می گویید نیست. من تا جایی که بتوانم سعی می کنم در تیمی که خودم در حال هدایت آن  هستم بمانم اما همیشه اوضاع بر وفق مراد پیش نمی رود. زمانی که در شهرداری تبریز بودم می خواستم حضور طولانی مدتی در این تیم داشته باشم اما مشکلی پیش آمد که ادامه همکاری من را با باشگاه مقدور نمی کرد. من بیمار شده بودم و همسرم اجازه نمی داد دیگر مربیگری کنم. من هیچ مشکلی با باشگاه نداشتم اما به خاطر بیماری و پافشاری همسرم که نمی خواست من با آن اوضاع و احوال مربی گری کنم به همکاری خود پایان دادم. پس از اینکه در جاهای مختلفی مربی گری کردم امسال به آلومینیوم آمدم اما گویا تصمیم من برای حضور در این تیم با عجله بود. البته الان هم اتفاق نیفتاده و دیگر نمی خواهم به گذشته فکر  کنم.

 

-عده ای از مربیان همانند شما مانند یک سرباز فوتبال محسوب می شوند بدین معنا که  با برنامه هایی همانند بازیکن سازی خدمت بزرگی به فوتبال می کنند و همیشه در خدمت فوتبال هستند اما عده ای دیگر حاضری خور هستند و از دسترنج مربیان دیگر استفاده می کنند تا تبدیل به ژنرال شوند. حالا دورنمای مربیگری شما چیست؟ می خواهید یک سرباز زحمت کش باقی بمانید یا اینکه به درجه ژنرال ارتقا پیدا کنید؟!

•من همیشه سرباز هستم و سرباز هم باقی خواهم ماند. همیشه گفته ام و باز هم می گویم ، من فقط جاهای سخت کار می کنم. همیشه به من می گویند چرا خودت را اینقدر اذیت می کنی و در تیم های سخت و جاهای سخت کار می کنی؟! اما من دیوانه ام ، دیوانه کار کردن در جاهای سخت. دوست دارم در جایی کار کنم که امکانات کم اما پتانسیل بالایی داشته باشد. دلم می خواهد با بازیکنان جوان نتیجه بگیرم و خودم بازیکن بسازم. کار کردن با این شرایط کار هر کسی نیست. من همیشه به این فوتبال خدمت کرده ام پول و مسائل مادی جایی در ذهن  من نداشته است و نخواهد داشت. یکی دیگر از شیرینی های کار من آوردن شور و شعف به شهرستان های مختلف است.  طبیعی است که وقتی یک تیم شهرستانی را از لیگ دسته یک به لیگ برتر بیاورید شور و شعف زیادی در میان مردم آن شهر به وجود بیاید. یک استان از صعود تیمشان به لیگ برتر خوشحال می شوند و این با ارزش ترین چیز برای من  است. من شور و شعف به فوتبال شهرستان ها می آورم.

 

-اگر قرار باشد مربیان ایرانی بر اساس توانایی و میزان دانش خود  رتبه بندی شوند شما خودتان را در چه رتبه ای قرار می دهید؟

•با نادیده گرفتن این رتبه بندی باید بگویم من در دسته مربیانی قرار می گیرم که در این فوتبال به حق خود نرسیده اند. حتی اگر بحث رتبه بندی مربیان هم در میان باشد نمی توانم دقیقا بگویم کجای این رتبه بندی هستم. نمی خواهم بگویم من نفر اول و یا دوم رتبه بندی هستم اما حداقل می توانم به این اشاره داشته باشم که من از زحمت کش ترین مربیانی هستم که فوتبال ایران دارد و همین برای من اهمیت دارد.

 

-به عنوان یک مربی با تجربه چقدر کار دیگر مربیان لیگ برتری را قبول دارید؟ فکر می کنید در میان این مربیان مربی ای وجود دارد که شایسته مربی گری در لیگ برتر نباشد؟

•ببینید، مهم این است که مربیان لیگ برتری برای رسیدن به این جایگاه تلاش کرده اند و با تلاش فراوان به هدف خود رسیده اند. حالا اینکه شایسته حضور در لیگ هستند یا خیر معنایی ندارد. ما باید به مربیان خود بسیار احترام بگذاریم چرا که آنها قشر بسیار زحمت کشی هستند.

 

-چرا هرگز در طول دوران مربی گری تان هدایت تیمهای بزرگ و پرطرفدار را بر عهده نگرفته اید؟ این موضوع فقط به عدم تمایل خودتان برمی گردد؟

•من همیشه دوست داشتم که در تیم های بزرگ و پرطرفدار مربی گری کنم اما این تیم ها هرگز گیر من نیامد! 

 

-چرا؟

•خب من همیشه حواسم جای دیگری بود و همانطور که قبلا گفتم همیشه در جاهای سخت کار  می کردم. جایی که در آن بازیکنان جوان حضور داشتند شما می توانستید ردپایی از اکبر میثاقیان پیدا کنید. البته من تمایل زیادی برای کار کردن در تیم های بزرگ داشته ام.

 

-خودتان امیدوار هستید در آینده شرایط کار کردن شما در تیم های بزرگ تر مهیا شود؟

•من سبک خاص خودم را دارم و این سبک با مربیانی که در تیم های بزرگ از بازیکنان حاضر و آماده استفاده می کنند متفاوت است. اینکه من در یک تیم بزرگ تر مربی گری کنم احتمالش 50- 50 است. من مرد کار کردن در شرایط سخت هستم و می توانم توانایی های خود را در یک تیم برزگ تر هم نشان بدهم.

 

-به بحث فوتبال ملی برسیم. زمانی که کارلوس کروش به ایران آمده بود شما از آن دست مربیانی بودید که حمایت همه جانبه ای از او داشتید. اکنون که کار تیم  ملی برای صعود به جام جهانی با این مربی به اما و اگر کشیده شده است باز هم از او حمایت می کنید یا اینکه نظرتان عوض شده است؟

•زمانی که کروش آمد وظیفه همه ما بود که از او  حمایت کنیم. مربی تیم ملی هر چقدر هم که بد کار کند تا لحظه آخر باید حمایت بشود و این موضوع در مورد کروش هم صدق می کند. یک مربی تا زمانی که تمام نشده باید از حمایت کامل دیگران برخوردار باشد. مربی گری یک چیز کاملا سلیقه ای است و کروش نیز بر اساس سلیقه خود در تیم ملی مربی گری کرد بنابراین اشکالی بر او وارد نیست. من کروش را به عنوان یک مربی فنی کاملا قبول دارم. ما باید تا روزی که کروش در ایران هست او را حمایت کنیم. تا لحظه آخر باید از او حمایت کنیم.  زمانی هم که رفت، رفت دیگر ، کاری  نمی توانیم بکنیم! نباید این را هم فراموش کنیم یک مربی هر چقدر هم که خوب باشد نمی تواند همیشه ببرد و با تیمش همه تیم ها را شکست بدهد.

 

-حالا اگر کروش نباشد همین مربیان داخلی می توانند تیم ملی را در راه رسیدن به جام  جهانی یاری کنند و هدایت تیم ملی را در دست بگیرند؟ اصلا این مربیان داخلی توانایی هدایت تیم ملی را دارند؟

•البته که این توانایی را دارند. ما مربیان بسیار خوبی در کشور داریم که متاسفانه در میان این مربیان کسانی که به تیم ملی رسیده اند فرصت کمی برای کار کردن داشته اند. آنها در تیم ملی کم کار کرده اند. نمی خواهم نامی ببرم اما اگر به همین مربیان داخلی خودمان قبلا فرصت کافی داده می شد شاید می توانستند اهداف خود را عملی کنند اما هرگز این فرصت را در  اختیار نداشتند. آنها می توانستند در تیم ملی موفق باشند اما دقت بفرمایید که اگر به آنها فرصت می دادیم!

 

-با توجه به اینکه کار تیم ملی برای رسیدن به جام جهانی بسیار سخت شده است می توان امید داشت که تیم ملی را جام جهانی 2014 برزیل ببینیم؟

•باید بگویم که کار بسیار سخت و دشواری پیش روی تیم ملی  است اما توجه داشته باشید که هیچ چیز غیرممکن نیست. در فوتبال همیشه اتفاقات خاصی می افتد و همین اتفاقات خاص می تواند ما را به سمت جام جهانی رهنمون کند. شانس باید یار تیم ملی باشد تا بتواند راه خود را برای حضور در جام جهانی هموار کند. بازیکنان تیم ملی بدون در نظر گرفتن این موضوع که تا چه اندازه کار آنها برای رسیدن به جام جهانی سخت شده باید تا آخرین لحظه بجنگند و تمام توان خود را بگذارند.

 

-اصلا کروش چه اشتباهاتی را مرتکب شد تا اکنون تیم ملی برای صعود به جام جهانی کار بسیار دشواری داشته باشد؟

•من نمی دانم. این را باید از خود کروش پرسید، خود او بهتر از هر کسی می داند چطور باید به این سوال پاسخ بدهد. ما که فقط بیننده بودیم و دیدیم که تیم ملی چطور به لبنان و ازبکستان باخت.

 

-اگر تیم ملی به جام جهانی نرفت چه کسی بیشتر از همه باید مورد سرزنش قرار بگیرد؟ آن شخص لزوما باید کروش باشد؟

•بله، همیشه مربی باید پاسخگو باشد. او در همه چیز دخیل است. البته این را باید یادآور شوم که وقتی تیم می برد همه می گویند ما بردیم اما وقتی تیم ببازد همه می گویند اکبر آقا باخته! یک مربی قرار نیست همیشه ببرد و فکر نکند در برد و باخت سهم یکسانی دارد. در برد سهم کمتری دارد اما در باخت همه چیز مال خود اوست! یک مربی قرار نیست همیشه طعم شیرین برد را تجربه کند ، بالاخره اتفاقات جدیدی هم می افتد.

 

-مدتی پیش گفتید که با پیرمردها نمی شود به جام جهانی رفت، اما اگر همین پیرمردها هم کنار بروند با این بازیکنان جوان می توان به حضور در جام جهانی فکر کرد؟

•من هرگز این را نگفتم و حرفی از حضور پیرمردها در تیم ملی به میان نیاوردم. پیرمرد کلمه خوبی نیست و  استفاده از آن در فوتبال غلط است. آخر مگر می شود یک فرد 35 ساله پیرمرد باشد؟! به جای کلمه پیرمرد باید از اصطلاح «بازیکنان با تجربه» استفاده کنیم. من اتفاقا موافق حضور بازیکنان با تجربه در تیم ملی هستم. همین نکونام را ببینید که چقدر می تواند به تیم ملی کمک کند، او تجربه بسیار بالایی دارد و این تجربه در تیم ملی به کار می آید. ما باید به بازیکنان با تجربه ای نظیر جواد نکونام احترام بگذاریم. وقتی بازیکنی می تواند به تیم ملی کمک کند دیگر بحث بازیکن پیر و جوان فایده ای ندارد. تلفیق همین بازیکنان جوان و با تجربه است که تیم ملی را قدرتمند تر می کند. حیف است که بازیکنانی نظیر نکونام یا کریمی را به خاطر سی و چند ساله بودن از تیم ملی کنار بگذاریم. تلفیق این بازیکنان با جوانانی نظیر قوچان نژاد ، نظری و ... تبعات مثبتی به دنبال دارد. به یک نکته دیگر هم باید توجه داشت. همیشه نباید از دور به تیم ملی نگاه کرد و در مورد بازیکنان تیم ملی قضاوت داشت. گاهی اوقات لازم است که از نزدیک ماجرا را نگاه کنید. وقتی از نزدیک بازی های بازیکن با تجربه ای مثل نکونام را ببینید و قدرت او به عنوان یک راهنما برای سایر بازیکنان را مشاهده کنید متوجه می شوید که حضور یک بازیکن با تجربه در تیم ملی چقدر مهم است. وقتی می توانید اهمیت بازیکنی همانند نکونام در تیم ملی را هضم کنید که از نزدیک جنب و جوش و تلاش او را نظاره گر باشید. ما با فقر بازیکن روبرو هستیم و به همین دلیل باید قدر بازیکنان با تجربه مان را بیشتر بدانیم.

 

-به نظرتان همین فقر بازیکن باعث شد تا کروش به دنبال دورگه ها و بازیکنانی که در خارج از کشور شاغل هستند برود؟

•بله ، اما روی آوردن به این دست از این بازیکنان فقط به خاطر فقر بازیکن نیست. آنها هم بالاخره ایرانی هستند و به عنوان یک ایرانی عرق و تعصب زیادی به کشورشان دارند. توانایی فنی آنها بالاست و این ویژگی مهم ترین دلیل آنها برای دعوت به تیم ملی است. آنها فقط برای اینکه در ایران فقر بازیکن وجود دارد به تیم ملی دعوت نشده اند. همین دورگه ها مانند سایر بازیکنان ایرانی تعصب دارند و همین که از راه دوری خود را به اردوی تیم ملی می رسانند خود موید این مطلب است. این اتفاق خوبی است که ما حتی خارج از کشور هم از سرمایه های فوتبالی متعددی بهره مند هستیم. حضور این دست بازیکنان در اردوی تیم ملی برای پیشرفت سایر بازیکنان هم مفید  است. خود من از حضور بازیکنان نظیر دژاگه ، قوچان نژاد و ... در تیم ملی بسیار خوشحال هستم.

 

-در ایران می توان بازیکنی را پیدا کرد که از این دورگه و یا بازیکنان شاغل در لیگ های خارجی بهتر باشند؟

•خیر ، فکر نمی کنم چنین بازیکنی در ایران وجود داشته باشد. نمی توان تصور کرد که در  ایران بازیکنی باشد که به پای اشکان دژاگه برسد.

 

-مرحله گروهی لیگ قهرمانان آسیا  شروع شده است. فکر می کنید در این دوره بالاخره تیم های ایرانی بتوانند پس از رکودی طولانی مدت به توفیقی برسند؟

ما در لیگ قهرمانان آسیا همیشه در اندازه بضاعتمان ظاهر شده ایم و اشکالی وارد نیست. بررسی عملکرد چند سال اخیر تیم های ایرانی در لیگ قهرمانان آسیا نشان می دهد که این تیم ها عملکرد بدی در دوره های گذشته نداشته اند، به خصوص سپاهان و ذوب آهن که بهترین نتایج را گرفتند و امید می رود که این تیمها دوباره این نتایج را تکرار کنند. در لیگ قهرمانان آسیا شرایط متفاوتی حاکم است. خستگی راه وجود دارد و عدم تطابق زمانی ایران با کشور مقصدی که قرار است در آن بازی برگزار شود اغلب مشکل ساز است. با همه این مشکلات باز هم می توان به موفقیت همه تیم های ایرانی در جام باشگاه های آسیا امیدوار بود.

 

-در قسمتی از صحبت های خود به این اشاره کردید که در فوتبال به حق خود نرسیده اید، چه اتفاقاتی باعث شد به حق خود نرسید؟

قصیر کسی نیست بدشانسی خودم بود. من در ابومسلم شانس های زیادی نصیبم شد، از جمله اینکه می توانستم با این تیم قهرمان جام حذفی شوم. ما به فینال جام حذفی صعود کرده بودیم اما نشد که قهرمان شویم. یک بار هم در لیگ به مقام چهارم لیگ رسیدیم و به عنوان بهترین تیم شهرستان انتخاب شدیم. اگر من در ابومسلم باقی می ماندم شاید این تیم همانند ذوب آهن توفیق بین المللی پیدا می کرد اما خارج شدن این تیم از زیر مجموعه نیروی انتظامی همه چیز را خراب کرد. شانس با من یار نبود. عوض شدن حامی مالی این تیم نیز به ضرر ما تمام شد. اگر ابومسلم با نیروی انتظامی به کار خود در لیگ ادامه می داد من در مربی گری به همه خواسته هایم می رسیدم و حقم پایمال نمی شد.

 

-شما را حتما فصل آینده در لیگ برتر می بینیم؟

شک نکنید که حتما من را در یک تیم خوب می بینید. من که نباید از کار خودم تعریف کنم اما توانایی کار کردن در هر شرایطی را دارم . متاسفانه امسال از صداقت من سوء استفاده شد اما دیگر اجازه نمی دهم این اتفاق در فصل آینده بیفتد. فراموش نکنید که من همیشه سرباز زحمت کش این فوتبال هستم و در آینده به حق خودم می رسم و جایگاه بهتری در فوتبال پیدا می کنم هر چند جایگاه من اکنون نیز برای همه مشخص شده است.

 

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
وداع تلخ با «آقا نادر»؛ مرد شماره یک اخلاق

وداع تلخ با «آقا نادر»؛ مرد شماره یک اخلاق

 نادر دست‌نشان متولد ۱۳۳۹‌ از نامداران فوتبال مازندران و پرافتخارترین بازیکن تیم نساجی مازندران بود که هم در دوران اوج و هم در دوران مربی‌گری، نزد همه کسانی که او را از نزدیک می‌شناختند، مرد اخلاق بود.

فوتبال، بازتابی از زندگی

فوتبال، بازتابی از زندگی

برای ما فوتبالی‌ها که از بچگی تا پیرانه‌سری با فوتبال زندگی کرده‌ایم، طبیعی است که فوتبال آمیخته با زندگی است و در تک‌تک سلول‌های بدن ما تنیده شده است.

بله! ما هم در این ورزشگاه بازی کردیم

بله! ما هم در این ورزشگاه بازی کردیم

 نیم قرن از عمر ورزشگاه آزادی می‌گذرد. اولین خاطره‌های من از این ورزشگاه به سال ۱۳۵۳ برمی‌گردد که برای تماشای بازی ایران و کره‌شمالی در مقدماتی جام‌جهانی ۱۹۷۴

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر