نظرهای روشنفکرمآبانهای که نه دلسوزانه است و نه حتی متعهدانه. در این قسم نقدها (البته اگر اسمش را بشود نقد گذاشت) روحیات خودبزرگبینانهای وجود دارد که با اساس انتقاد سازنده تناقض دارد و حتی نمیشود از آن برای رفع اشکالها و بهبود اوضاع بهره جست. این عنصر نامطلوب، در سالی که گذشت، در بوته نقد و نقادی زیاد دیده شد. از این بدتر، رابطههایی بود که موجب سقوط از آن سوی بام میشد و سیاه را سفید و سفید را رنگی جلوه میداد و در این بین فقط میتوان گفت: «بیچاره افکار عمومی!» تاسفبار است که در این شرایط درست دیدن و نقد دور از غرض، جای خود را به سیاهنمایی میدهد. میگویند نقد، آنی است که ما میگوییم و جز آن، اسمش نقد نیست!
پرواضح است که در هر رسانه ضعف و کاستی همیشه وجود داشته و دارد. حتی از بهترین و حرفهایترین رسانهها هم میتوان فهرستی از اشکالات ریز و درشت فراهم کرد. پس منطقی نیست کسی بگوید هیچ ضعفی در یک کار فرهنگی و رسانهای وجود ندارد و همه چیز، عالی و هفتستاره است. البته که نیست، اما درجههایی که امسال به رسانهای عظیم تلویزیون میتوان داد، قطعا (بهعنوان نمونه) به سینما نمیتوان داد و این را خیلی ساده با ارزیابی عملکرد و عدد و رقم و آمار (و البته متری مشخص به نام مخاطب) میتوان ثابت کرد. حال چگونه برخی نمیخواهند اتفاقات خوبی مثل توسعه شبکههای تلویزیونی در سال 91، روزآمدی تکنولوژیک، موفقیت شبکههای برونمرزی ماهوارهای در جلب مخاطبان غیرایرانی و نظایر آن را ببینند و ترجیح میدهند از کنار آن عبور کنند؟ البته پاسخ این پرسش، به این پیچیدگیها هم نیست. کاری به سیاسیون و محافل سیاسی مختلف ـ که رسانه هم دارند و بواسطه هدف خود، آگاهانه به تلویزیون میتازند ـ ندارم. اما از نگاه باقی دوستان کارشناس و منتقد، اصولا دیدن نیمه خالی لیوان، یعنی نقد. زدن یعنی فضیلت. خودنمایی در حمله است و آنجا که نیاز به نقد و حمله است، البته سکوت بر هر فعل دیگری ارجحیت دارد!
در شرایطی که تلویزیون در این عرصه، زمینه نقد برنامهها و کارهای نمایشی خود را بارها در شبکههای مختلف فراهم کرده و با حضور منتقدان از طیفهای گوناگون، نشان داده تا چه حد پذیرای نقد درست و اصولی و البته کارشناسانه و علمی است اما خودش، در بسیاری از رسانهها، بیرحمانه نقد میشود.
به دلایل مختلف میگویم که امسال سال خوبی در عرصه نقد رسانه نداشتهایم و البته در نقد هنری ـ بویژه سینما ـ هم گرد و غبار زیادی به چشم آمد.
در این شرایط، دیدن نیمه پرلیوان، نهتنها هنر که به نظرم شجاعت است. گرچه نهایتا قدرت تشخیص مردم تعیینکننده است، اما باید شجاعت داشت و بیتعارف، از اتفاقات خوب تعریف کرد و نترسید. باید به مردم نشانی درست داد. چه از آسیبها و غلطها و چه از کارهای خوبی که دیده نمیشود.
علی افشار
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)