زمانه از این منظر اتفاقی خجسته بود و نشان داد با اندکی هوشمندی میتوان کاری کرد که بالای 25 قسمت هم مخاطب عطش دنبال کردن را داشته باشد. مدیران و برنامهسازان تلویزیون در موارد بسیاری با پیروی از الگوهای موفق و روز رسانه سعی دارند بیش از پیش به استانداردها نزدیک شوند. از تخصصی کردن شبکهها و پخش روزانه مجموعهها و ساخت مینیسریال گرفته تا خیلی موارد دیگر. اینکه در چنین مواردی تا چه حد موفقیت حاصل شده، به بحث دیگری نیاز دارد، اما نفس همین اقدام نیز محترم و قابل قدردانی است.
حال با در نظر گرفتن این رویکرد باید قبول کرد بسیاری از سریالهای موفق دنیا با شیوه فصلبندی ساخته و تولید میشوند و بشدت هم مورد استقبال قرار میگیرند؛ مجموعههایی که هر فصل آنها داستانی مجزا دارد و در قالب ده تا 30 قسمت ساخته و به وسیله یک نخ اتصال وارد فصل بعدی میشوند و به این صورت، تماشاگر تا مدتها با دنیای این قهرمانان زندگی و خیالپردازی میکند.
هرچند سازندگان مجموعههای شبکه نمایش خانگی این حرکت را آغاز کردهاند، اما به دلیل حساسیت موضوع و نیاز به بودجه کافی و لزوم بسترسازی برای تحقق آن در تلویزیون باید آن را جدیتر گرفت.
این شیوه، امتحان خود را در دنیا پس داده و تماشاگران زیادی موافق آن هستند و اینجا باید ارزیابی کرد و دید آیا شیوههای سنتی جواب میدهد و باید به جای صرف بودجه مجموعهای چند فصلی، چند سریال جداگانه ساخت؟ دیر یا زود باید روشهای روزآمد سریالسازی را در دنیا پذیرفت.
سختتر از برنامههای نمایشی
مسابقههای تلویزیونی یکی از نمونههای موفق و پرطرفدار برنامهسازی در تلویزیون است.
امروزه در سیما، مسابقههای زیاد و گاه پر خرجی تولید و پخش میشود و این نوع برنامهسازی همچنان سیر خود را ادامه میدهد.
مدیران سیما، گروهی را با عنوان گروه مسابقات و سرگرمی پایهریزی کردهاند؛ گروهی که به امروز و اکنون مربوط نیست و از دیرباز دایر بوده و اتفاقا هم جواب خود را در مقاطع مختلف تاریخی گرفته است. چه بسیار بودهاند مسابقههایی که در ادوار مختلف به پربینندهترین برنامههای سیما بدل شدهاند.
تولید چنین برنامههایی به مراتب سختتر از تولید یک سریال داستانی است، چراکه به تیم اتاق فکر، طراحی بازی و مسابقه، طراحی دکور و صحنه، روانشناختی و جامعهشناسی نیاز دارد و از همه مهمتر باید یک مجری توانمند و مسلط را به کار بگیرد تا مسابقههای امروز بیش از آن که هست با هیجان، اجرای خوب، جذابیت بالا، آموزش و سرگرمی همراه باشد.
باید با جامعهشناسی و ارائه جهانبینی بومی و متفاوت در این برنامهها، بتوان نیاز مخاطب را درنظر گرفت و در این زمینه سرگرمساز به تولید برنامه پرداخت.
محمدرضا لطفی