تیپولوژی‌های یکسان

فکر می‌کنم برای هر خبرنگاری در زندگی‌اش اتفاق افتاده ترک موتورسوارهایی بنشیند که در برزخ مرگ و زندگی می‌رانند.
کد خبر: ۵۴۷۵۴۳

من بارها، وقتی خیابان‌های یکطرفه، چراغ قرمز، خط ویژه اتوبوس و خیلی مسیرهای صعب‌العبور دیگر را با کمک‌شان رد می‌کردم تا مطلب روزنامه یا فیلم گزارشی را که گرفتم به تحریریه برسانم، با آنها گفت‌و‌گوهایی داشتم که زمانی احساس کردم می‌تواند کتاب یک سطری باشد.

همه آنها زندگی‌های مشترکی داشتند، همه آنها تحصیلکرده بودند، همه آنها اجاره‌نشین بودند، همه آنها ناگهان یک اتفاق ناجور بر سرشان خراب شده بود، همه آنها از زمین و زمان می‌نالیدند و دچار یک‌جور ورشکستگی شده بودند. این که اینقدر تیپولوژی همه آنها به هم شبیه بود، برایم جالب بود. درست مثل وقتی یک فیلم ایرانی می‌بینی و کمی بعد یادت می‌آید نسخه اصلی‌اش را از فلان کارگردان خارجی قبلا دیده‌ای.

حرف‌زدن با آنها وقتی وسطش می‌گوید پایت را جمع‌کن تا به ماشین بغلی نخورد یا وقتی یک خطر بزرگ را از بیخ گوش می‌گذراند و می‌گوید: «اوخی»، خاطره‌ای است که به این زودی‌ها از یادم نمی‌رود. حتی موتورهایی که سوار شدم هم مثل راکب‌هایشان تاریخ تولد، مدل، اوضاع و روزگار ژرفی داشتند.

کامران نجف‌زاده /‌ خبرنگار صدا و سیما

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها