نگاهی به جایگاهی که پژوهش در پیش‌تولید آثار نمایشی دارد

پژوهش و نمایش

این که برخی گمان می‌کنند ساحت هنر به احساس ارتباط داشته و از معادلات و محاسبات علمی فاصله دارد، حرف درستی نیست. هنر اگرچه زبان احساس را برای بیان حرف‌های خود برمی‌گزیند، اما قرار است مجالی برای بازنمایی و نمایش واقعیت باشد، بنابراین واقعیتی که ریشه در تحقیق وپژوهش هنرمند نداشته باشد ارزشی نخواهد داشت حتی اگر هنرمندانه صورت‌بندی شده باشد.
کد خبر: ۵۴۵۶۳۶

نسبت میان هنر و پژوهش البته بحث مفصل و مستقلی است که در این مجال نمی‌گنجد. در اهمیت این موضوع همین بس که بالاترین رشته هنری در دانشکده‌های هنری، رشته پژوهش هنر است که ارزش و اعتبار زیادی دارد، اما در این یادداشت قرار است درباره اهمیت و ضرورت پژوهش در تولیدات نمایشی حرف بزنیم.

واقعیت این است که بسط شبکه‌های تلویزیونی ضرورت ساخت تولید انواع برنامه‌های نمایشی را بیش از گذشته فراهم کرده و گاه احساس می‌شود افزایش کمی تولیدات نمایشی موجب شده برخی کارگردان‌ها بدون انجام پژوهش و تحقیق درباره سوژه‌ای که روایت می‌کنند صرفا به تامین برنامه و کنداکتور بیندیشند.

این در حالی است که هیچ آفرینش هنری بدون پژوهش و صرفا بر مبنای تخیلات آفریننده ارزشمند نیست، اگرچه سویه خیالی اثر هنری جایگاه خاص خود را دارد. البته زمانی شبکه‌های تلویزیونی درصدد روایت یک قصه سرگرم‌کننده هستند که لزوما قرار نیست یک واقعه تاریخی ـ اجتماعی را به تصویر بکشد، اما وقتی پای یک اثر جدی یا تاریخی یا سیاسی و در نهایت مجموعه‌های نمایشی «الف» ویژه به میان می‌آید قطعا پژوهش یک ضرورت اولیه محسوب می‌شود.

متاسفانه در ایران در فرآیند ساخت آثار نمایشی به مرحله پیش‌تولید بها داده نمی‌شود. در حالی که زیر کاری و ایجاد پایه‌های محکم و ساختاری یک اثر نمایشی در همین مرحله پیش‌تولید صورت می‌گیرد که اتفاقا با تحقیق و پژوهش آغاز می‌شود.

شاید یک فیلمساز یا مجموعه‌ساز تلویزیونی خود را در مقام پژوهشگر نداند و تخصص خود را تصویرسازی بداند، اما می‌تواند از یک گروه علمی ـ دانشگاهی به عنوان مشاور پژوهشی استفاده کند. این سنت البته درباره مجموعه‌های بزرگ تاریخی اتفاق می‌افتد، مثلا در تیتراژ سریال «مختارنامه» شاهد حضور تعدادی مورخ و پژوهشگر تاریخ بودیم که با داوود میرباقری همکاری داشتند و حتی نام منابع و مراجعی که از آنها برای تحقیق و پژوهش این کار استفاده شده بود نیز در تیتراژ ذکر شد.

واقعیت این است که این مجموعه‌ها صرفا برای سرگرمی نبوده و همچون یک سند تصویری درباره بسیاری از وقایع اجتماعی ـ تاریخی ثبت و ماندگار می‌شوند. مجموعه‌های نمایشی تعداد و طیف گسترده‌ای مخاطب دارند که از تاثیرپذیری بالایی نسبت به این مجموعه‌ها برخوردارند و اگر اطلاعات غلط یا ناقصی درباره سوژه به آنها منتقل شود بسادگی از ذهنشان پاک نشده و آنها مبتنی بر همین داده‌ها به قضاوت و داوری درباره پدیده‌های پیرامونشان می‌پردازند و چه‌بسا درزندگی شخصی و اجتماعی آنها نیز تاثیر داشته باشد.

وقتی از ضرورت پژوهش در تولیدات نمایشی صحبت می‌کنیم نباید آن را صرفا به مجموعه‌های تاریخی محدود کنیم و تقلیل دهیم. سوژه‌های روزمره نیز از پژوهش بی‌نیاز نیست.

مثلا اگر قرار است یک مجموعه تلویزیونی درباره اعتیاد کاری انجام دهد پژوهش درباره آمار اعتیاد یا وضعیت روانی ـ ذهنی شخص معتاد و ویژگی‌های فردی آنها باید مبتنی بر تحقیقات علمی صورت بگیرد تا تصویری که از این معضل اجتماعی در سریال ارائه می‌شود واقعی و باورپذیر باشد و اگر قرار است راه حلی برای نجات فرد معتاد از دام اعتیاد ارائه شود مبتنی بر روش‌ها و اسلوب‌های علمی باشد.

اطلاعات ناقص در چنین موقعیت‌هایی نه‌تنها به حل مشکل کمک نمی‌کند بلکه موجب دامن زدن به یک آسیب اجتماعی یا تاخیر در حل آن خواهد شد. بسیاری از مجموعه‌های نمایشی به عنوان یک سند تصویری درباره سوژه‌ای که روایت می‌کنند شناخته شده و در حافظه تاریخی مخاطب بایگانی می‌شود لذا باید فرآیند این انتقال اطلاعات واجد سندیت و اعتبار علمی باشد تا بتواند گره‌ای از معضلات جامعه بگشاید.

بدیهی است وقتی ما به یک برنامه نمایشی نه لزوما به عنوان کالای سرگرم‌کننده بلکه یک بسته فرهنگی نگاه می‌کنیم باید آن را به شکل استاندارد و علمی به دست مصرف‌کنندگانش برسانیم. کالا و غذای فرهنگی اگر فاسد و ناسالم باشد تاثیرات سوء آن دامنگیر کل جامعه می‌شود، بنابراین پژوهش در تولید آثار نمایشی یک نوع واکسینه کردن سلامت ذهنی جامعه و مصمون نگه داشتن آن از آسیب‌های فرهنگی است.

به نظر می‌رسد مراکز تهیه و تولید برنامه‌های نمایشی چه در داخل صدا و سیما چه نهادهای غیرسازمانی باید بخشی از بودجه و هزینه خود را در مرحله پیش‌تولید به تحقیق و پژوهش اختصاص دهند و آن را یک عمل لوکس و تجملاتی نپندارند.

توجه به پژوهش در تولیدات نمایشی در ضمن می‌تواند فرصت و مجال بیشتر برای همکاری‌های بین فرهنگی میان هنرمندان و دانشگاهیان و مراکز علمی ایجاد کند که محصول این همکاری تولید یک اثر ارزشمند باشد که هم سویه هنری آن قابل اعتناست و هم از حیث علمی به اثری قابل دفاع و مستحکم بدل شود. برای نهادینه شدن این سنت نیکو باید انجام مرحله پژوهش به عنوان یکی از شرایط ضمن کار در قراردادهای سازمانی برای مجموعه‌های نمایشی درنظر گرفته شود و خود سیاستگذاران و مدیران رسانه‌ای با حمایت مالی و معنوی از این بخش، فیلمسازان را به انجام تحقیق و پژوهش در تولیدات نمایشی تشویق و ترغیب کنند.

در ضمن مرکزپژوهش‌های صدا و سیما، ظرفیت و پتانسیل خوبی برای نهادینه کردن این ضرورت در فرآیند تولیدات نمایشی است و می‌تواند به مرکز هدایت و حمایت از پژوهش‌های نمایشی بدل شود.

سیدرضا صائمی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها