باید قبل از محکوم کردن و واکنشها از خودمان بپرسیم چه آرگوهای دیگری در راه است؟ به بیان دقیقتر چه مقاطع، حوادث و رویدادهای این رابطه پنجاه ساله رازآلود، باز هم ارزش دراماتیزه شدن، فیلم شدن و اسکار بردن را دارد؟ از ماجرای کودتای بیست و هشتم مرداد 1332 به دلیل نخنما شدن و تکرار آن میگذریم. بدون مقدمه فقط به چند نمونه آرگوی بالقوه در روابط ایران و آمریکا توجه کنید:
ماجرای حمله ناکام چریکهای فدایی خلق به سفارت آمریکا در بهمن 1357 ماجرای تلاشهای دیپلماتیک و حقوقی ایران برای استرداد محمدرضا پهلوی طی سالهای 59 ـ 1358 در پاناما، مکزیک و آمریکا و فرار شاه از دام ایرانیها در «آخرین لحظه» ماجرای مک فارلین و ایرانکنترا در سال 1365 بحران گروگانگیری در لبنان در دهه 80 میلادی و تماسهای ایران و آمریکا درباره آن حمله به ایرباس ایرانی توسط ناو آمریکایی در سال 1367 ماجرای حمله به پایگاه نظامی ظهران عربستان سعودی در سال 1375 سفر آمریکاییها به ایران بعد از دوم خرداد 76 و ماجرای حمله به اتوبوس آمریکاییها مذاکرات پیچیده و خاص ایران و آمریکا بعد از دو دهه قهر علیه طالبان در سال 1381 فعالیتهای خرابکارانه و اطلاعاتی آمریکا علیه برنامه هستهای ایران ماجرای به زمین نشاندن هواپیمای بدون سرنشین آمریکایی توسط نیروهای مسلح ایرانی در 1390 مذاکرات هستهای ایران با 1+5 و مذاکرات دوجانبه ایران و آمریکا در حاشیه این مذاکرات در طول سالهای مختلف.
این فهرست بسیار کوچک و خلاصه شدهای از آرگوهای احتمالی آمریکا علیه ایران بود؛ آرگوهایی که شاید در حال تولید باشند. در نبرد رسانهای، اهمیت اولین روایت، مانند اولین شلیک در نبرد نظامی است، اولین، دقیقترین، مستندترین و جذابترین شلیک در موضوعات یادشده، میتواند جلوی حملههای بعدی را بگیرد. در کشور ما تلویزیون بهدلیل داشتن امکانات و ضریب نفوذ بالا میتواند نقش موثری در این حوزه ایفا کند؛ البته به شرط بهرهگیری از زبان و استاندارد حرفهای و جهانی برای این شلیک.
بهمن هدایتی / جامجم