حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
وقتی از بارسلونا جدا میشدید، گفتید نوعی احساس توخالی و بیانگیزه شدن را میکنید. 9 ماه و اندی بعد از آن رویداد چه حس و حالی دارید؟
البته اوضاع بسیار بهتر از آن موقع است. چهار سالی که سرمربی بارسلونا بودم باعث شد از هر چیز دیگری غافل بمانم و خانوادهام نیز در این میان ضررهای زیادی را متحمل شدند. این تعطیلی طولانی به ما فرصت داد خودمان را از نو بیابیم و باتریهای خود را مجدد شارژ کنیم و خوشروحیه و تازه شویم. در این میان من چیزی را از دست ندادم، زیرا فقط 42 سال دارم و این سن برای مربیگری بسیار جوان و حتی به منزله ابتدای راه آن است و من از شروع فصل بعد دوباره در این حرفه حاضر خواهم بود.
چرا ماهها در شهر نیویورک آمریکا مستقر شدید؟ آیا به این علت نبود که فوتبال آنجا محبوب نیست و میتوانید بدون شناخته شدن، راحت زندگی کنید؟
همین طور است که میگویید. در این شهر 14 میلیون نفری بیش از حد شلوغ فکر کنم فوتبال صد هزار طرفدار هم ندارد. اما من در آنجا وقت استراحت و مطالعه هم پیدا کردم و با فرهنگهای مختلف آشنا شدم.
در این مدت که از کارهای اجرایی در فوتبال دور بودید، دلتان برای کدام وجوه از این ورزش بیشتر تنگ شده بود؟
فکر میکنم برای اکثر وجوه آن تنگ شده بود. اینکه بنشینم و نقشه بچینم که چطور نقاط قوت تیم حریف را خنثی و کدام نفرات را برای این مهم در تیم خود انتخاب کنم. شاید از تمام ساختار تشکیلاتی و حواشی رنگارنگ این ورزش بتوانم دوری کنم، اما از خود آن خیر.
کدام پروژههای تازه را در سر دارید؟
فراتر از پروژهها و برنامهها نیاز اول یک مربی این است که حس کند و ببیند تیمها و سایرین به او احتیاج دارند. رضایت طرف مقابل یعنی مربیان هم شرط است و بواقع یک مربی هم باید حس کند از باشگاهی که با آن کار میکند، راضی است. شما از همان ابتدای کار نمیتوانید و نباید بنا و قرار پیروزیهای بزرگ را برای خودتان بگذارید، چون اطمینانی به کسب آن وجود ندارد. من کارم را در بارسلونا نیز با این هدف ساده و سرراست شروع کردم که تیمم فوتبالی زیبا را ارائه بدهد و برنده شود و همگی از کارمان لذت ببریم.
با این حال فهرست قطور افتخارات شما در بارسلونا باعث شده چیزی در همان حد از شما در بایرن طلب شود.
ولی این باعث نمیشود آرزوی شرایطی جز این را داشته باشم. یادم میآید در بدو انتصابم در نوکمپ در یک نظرسنجی 87 درصد از هواداران بارسا گفتند مرا برای آن پست نمیخواهند، زیرا من پیشینهای در آن حرفه نداشتم اما بعد و با رسیدن موفقیتهای ما از راه، شرایط به کلی عوض شد و در ماههای گذشته باشگاههای متعددی به من پیشنهاد همکاری داده بودند. با این حال هر آنچه در بارسلونا به دست آوردم، بر اثر کاری گروهی بود و نه فقط به خاطر کار من و توقع و هدفم این است که همان روال در مونیخ هم تکرار شود و من با همان نگرش کارم را در بایرن شروع میکنم که در سال 2008 در نوکمپ آغاز کردم.
میگفتند شما مربی تیمهای ملی آرژانتین و حتی برزیل میشوید. آیا بیش از حد عجیب نبود؟
من هم چیزهایی را در این مورد شنیدم، اما هیچ تماس رسمی و مستقیمی با من گرفته نشد. به هر حال اینک عصر ارتباطات است و با یک پیام اینترنتی ساده هم میتوانید با هر مربی در سطح جهان ارتباط برقرار و از او درباره شرایط کاریاش پرسوجو کنید و به وی پیشنهادی بدهید.
آیا براستی مایلید در مقطع فعلی سرمربی تیم ملی یک کشور بشوید؟
اعتقاد کلیام در این زمینه این است که ارجح آن است که سرمربی تیم ملی یک کشور از همان کشور باشد زیرا مردم روی این جور مسائل بسیار حساس هستند. اگر نتیجه نگیرید و خارجی باشید بلافاصله خواهند گفت اگر از همان کشور بودید و درک درستتری از مسائل و فرهنگ آن داشتید، آن نتایج به ثبت نمیرسید، حال آنکه نتایج بد ممکن است برای مربیان بومی تیمهای ملی کشورها هم حادث شود و از قضا در اکثر موارد نیز همین طور میشود. با این حال، فرهنگ ملی کشورها در روند کار تیمهای ملی بسیار دخیل خواهد بود و یک مربی بومی بسیار بهتر میتواند این گونه ملاحظات را برآورده کند.
روزی گفتید تاکتیکها «خود بازیگران» هستند و این تائیدی بر فرضیه خیلیها بود که معتقدند بدون نسل ستارههای فعلی بارسلونا، ارائه بازیهای درخشان سالهای اخیر غیرممکن بود. با این باور چطور میتوانید به تکرار همان اسلوب در تیم به کلی متفاوت بایرن امیدوار باشید؟
فوتبال و حتی چیزی که بارسا در سالهای اخیر ارائه داده و از نظر همگان شگفتانگیز بوده، یک بازی ساده است و برای اجرای آن به ادوات ویژه نیاز ندارید و فقط کافی است توپ را سریعا بدوانید و بدون فوت وقت پاسکاری کنید و سرعت در اجرای این امر شما را به هدفتان میرساند و بنابراین الگوی بارسلونا قابل تکرار در سایر جاها هم هست و بایرن هم فاقد وسایل لازم برای این مهم نیست.
لابد از ادامه یافتن راه توسط جانشینانتان تیتو ویلانووا و یوردی رورا در بارسا بسیار شادمان هستید.
همین طور است. بهترین خبر و هدیهای که میتوانم از شاگردان سابقم در نوکمپ دریافت کنم، ادامه یافتن همان روند سابق توسط آنهاست و تا آنجا که من از راه دور میبینم، اوضاع در بارسلونا همانی است که در دوره من بود و حتی از آن هم بهتر است.
به نظر میرسد بر همین اساس رقابت در این فصل از مسابقات لالیگا پایان یافته و بارسلونا به لطف برتری عظیم امتیازیاش بر رئال مادرید از حالا قهرمان شده باشد.
همینطور است. نه بارسا تیمی است که پنج شش بازیاش را ببازد و نه رئال تیمی که تمام مسابقات باقیماندهاش را ببرد.
شما همیشه از دوستداران پر و پا قرص روشهای کاری مارچلو بییلسا، سرمربی آرژانتینی اتلتیک بیلبائو بودهاید، اما در این فصل او و تیمش نزول شدیدی داشتهاند.
بله، ولی احترام من برای او از گذشته هم بیشتر شده است و این به سبب اصول کاری است که همیشه رعایت میکند. او از مشکلات نمیهراسد و جایی پنهان نمیشود و برعکس جلو میآید تا اتهامات را گردن بگیرد. یادتان باشد آنها تابستان 2012 نفرات متعددی را از دست دادند و از آنجا که آنها این قانون و بهتر بگویم این رسم را دارند که از جایی به جز ایالتشان باسک بازیکن نگیرند و بودجهشان هم محدود است، جانشینسازی برای سفرکردهها کار بسیار سختی است.
فیفا / مترجم: وصال روحانی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....