بتشریح فرمود: «چون کسی را در درون غم و حزن باشد، آش چنان شور کند که منقلب گردد حال بیمار محزون و برون ریزد غم از دهان به خنده! و چون کسی را زخم عشق کاری آید، آش بینمک سازد تا مبادا پریشان کند حال عشّاق به نمکپاشی زخم ایشان، و چون کسی را مطلوب چخیدن* باشد، نمکدان رها سازد و هیچ نگوید که جدلکار را سکوت بهترین تنبیه است!».
(چخیدن در زبان کهن فارسی به معنای جدل کردن است).
سلسله جبال نمک
* در «حسامیالذهب فی جوار سلسلهالنمک» آمدهست: سعدی به بوستان نشسته بودی، با دستی مقاله بر گلستان همینگاشت و با دست دگر ملاقه در دیگستان فروبُرده، طغار غذا هممیبِزَد! مگر یکی گذرش به او فتاد. گفت: «بَه! علیهالرحمة خودمون! چطوری تو؟» شنید: «آشفته... خرااااب! فهم ننمایی؟!» گفت: «وا...! تو دیگه چرا داااوش؟!» گفت: «تو و من نداره دیگه، عح! نه نمک دارم نه فلفل نه هییییچچی!»
بیت مشترک: «در بهار زندگی احساس پیری میکنم/ معدهام خالیولییی ابراز سیری میکنم»!
شخص گذرنده چون این بیت شنید سکوت همیبکرد و مویکنان و دواندوان دور همیبشد (چراااا؟ ای بابا، بیا اینم بتشریح: دید دو روز دیگه عیده خُ؛ سعدی نمک و فلفل نداره، خودش آجیل و پسته! عشق و عاشقی و نمکپاشی و چخیدن به چه کارش مییااااد؟ یاااللا متنبه شو و برو دنبال پرتقالفروش!)
هوش مصنوعی یکی از قدیمیترین عادتهای ما در اینترنت را تغییر داده است
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین عنوان شد
در گفتوگو با جامجم آنلاین تشریح شد
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین مطرح شد