حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
ای غریب الغربا؛ ای امیر خراسان!
این روز غمآلود را قبل از هرکس به تو تسلیت میگوییم که در سوگ عزیزت نشستهای و در عزای کسی که در راه رسیدن به تو، فرشته مرگ بر او نازل شد؛ آرام آرام اشک میریزی.
غریبی انگار ارث خانواده شماست که هم خودت بین ما غریب بودی و هم خواهر مهربانت به خاک غربت بوسه زد.
با این حال رسم است که مردم ما غریبهها را بیشتر نوازش میکنند؛ خصوصا غریبهای را که معلوم میشود از هر آشنایی به دلهای پاک نزدیکتر است. آشنایی که از راهی دور به مردم «ری» پناه آورده. چه حیف که تنها 17 روز آسمان شهر آبی بود.
ای کریمه اهل بیت! و ای زینب ثانی! که میگویند تو میراثدار عاشورایی؛ ما را ببخش! اگر رسم میزبانی را درست بجا نیاوردیم. اما تو از خانوادهای بزرگ و بزرگواری و بر ما خرده نخواهی گرفت.
ماندهام در«بیت النور» چگونه عبادت کرده بودی که هنوز بوی بهشت میدهد و محل نزول ملائک است.
ای دختر هفتمین چشمه نور!
هنوز هم «قم» به شوق گامهای مقدس تو تنفس میکند. زائران حرمت را ببین که از هر طرف به سمت حرم تو که همچون نگینی بر حلقه ایران میدرخشد، روان هستند. عرش همین نزدیکی است اگر با چشم دل ببینیم.
عبدالرحیم سعیدیراد / جامجم
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....