حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
قصه با ورق زدن دفترچه خاطرات پدربزرگ توسط نوه او آغاز میشود. ثبت و ضبط خاطرات، یکی از گونههای مهم در ادبیات جهان به شمار میرود. گاهی در این نوع خاطرهنویسیها نکاتی گفته و ضبط میشود که ممکن است سالها بعد به عنوان نکتهای کلیدی و راهگشا، چراغ راه آیندگان شود.
خاطرهنویسی نوعی تاریخنگاری مردمی است، به این معنا که این بار اگر چه نویسنده ـ ولو یک فرد معمولی ـ به ثبت خاطرات شخصی خود میپردازد، اما او تاریخ زندگیاش را از دید خود روایت میکند، روایتی که با روایت رسمی تفاوتهای اساسی دارد. به همین دلیل خاطرهنویسی امروزه یکی از مهمترین گونهها به حساب میآید و نزد تاریخشناسان، جامعهشناسان و... از اهمیت ویژهای برخوردار است. در این میان خاطرات رجال سیاسی، هنرمندان، ورزشکاران و افراد صاحب نام به تبع شهرت و درگیری آنان با مسائل بزرگتر و مهمتر از اهمیت ویژهای برخوردار است. بررسی این خاطرات به ما کمک میکند به تصویری روشن و همهجانبه از اتفاقات و مسائل همزمان با روزگار نویسنده پی ببریم و سندی متقن و انکارناپذیر از یک دوره تاریخی داشته باشیم.
انتخاب چنین موقعیتی برای پرداخت این سریال بسیار هوشمندانه است و نشان از درک صحیح و شناخت کامل نویسنده از سوژه مورد نگارش دارد، بخصوص اینکه استفاده از تاریخ شفاهی با بافت سنتی و منش سادهزی شخصیتهای اثر همخوانی دارد.
خاطرات مرد ناتمام، روایت ساده زندگی است و بعد تاریخی آن نیز روایت دیگرگونی از شخصیتهای سریال و گذشتههای پندآموز آنهاست. تنها عنصری که این دو گونه روایت (روایت داستانی و تاریخی) را از هم باز مینماید، در شکلی کاملا آشکار، عنصر تخیل است. احساس، اندیشه و زبان در هر دو ژانر روایی کاملا با کلام ممزوج است، گرچه نگرش داستاننویس به زبان از نوع دیگر است.
داستان عین حادثه است؛ حادثهای که در زیر و بم کلمات و اصوات تجلی مییابد. گاهی حادثه، طرز و گونه چینش کلمات و همنشینی و جانشینی جادویی واژگان است. خلق روایتی است خودخواسته که در بطن واژگان شکل میگیرد، اما تاریخ روایت گذشتهای ناگزیر است که در آن مورخ در مقام ناظری منفعل، تنها به واگویه حوادث میپردازد.
نویسندگان این مجموعه تلویزیونی نیز از این امر غافل نمانده و برای جذابتر و دراماتیک شدن اثر از تخیل و قصهپردازی بهره فراوان بردهاند. در واقع خاطرات مرد ناتمام با استفاده از واقعیت و پیوند آشکار با تخیل سعی دارد با بیانی جدید، مخاطب را از درگیری جانفرسا با واقعیتهای تلخ زندگی رها کند و نه با استفاده از سناریوهای طنز و قالبهای هجوآمیز مرسوم. مخاطب با دیدن این سریال، به حیطه دنیایی پا میگذارد که آن را انسانی چون او، آنگونه که خودخواسته آفریده است. به این لحاظ، چنین آفرینشی از نابسامانیهای دنیای بیرون به دور است.
فضاسازی جذاب و تلطیف شده این سریال تلویزیونی با لحن نغز و ظریف و بازیهای روان بازیگرانی همچون محمود پاکنیت، امین زندگانی، سیامک صفری، مهوش صبرکن و... دو چندان شده و با توجه به احساس نوستالژیکی که به مخاطب دست میدهد، سببساز ارتباط موفق این کار تلویزیونی با مخاطب میشود.
مریم رها
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....