حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
امیر قلعهنویی لابد برای در پیشگرفتن این رویه دلایلی دارد. رفتن آندو تیموریان و فریدون زندی به کشورهای حوزه خلیجفارس به قصد پولدرآوردن و جدا شدن ایمان مبعلی که فقط 20 روز در «پیشفصل» استقلالی شد (و سپس به پیکان فرار کرد!) و مستقر شدن یک جواد نکونام بشدت نزولکرده و فاقد هر گونه خلاقیت و یک جی لوید ساموئل در درجه اول تخریبگر و نه سازنده سبب شد خط میانی تیم تا قبل از بازگشت مجتبی جباری یک فرصتساز مناسب برای خط حمله ایستا و کمتحرک استقلال نباشد. بیهوده و بیدلیل نیست که این تیم با وجود صدرنشینی در لیگ برتر کمترین گل زده را در میان شش تیم صدر جدول دارد و حتی تیم هشتم جدول نیز بیشتر از آبیها گل زده است. بهواقع تا قبل از خوبشدن مصدومیت جباری و جا افتادن بیشتر حمودی در طرحهای نیمه دوم استقلال و اضافه شدن فرزاد حاتمی در نیمفصل، این تیم طرحهای تهاجمی مشخصی نداشت و برخلاف همیشه قلعهنویی، بیهدف و غیرزیبا حمله میکرد و در بسیاری از دقایق اصلا حمله نمیکرد و بازیاش هم قشنگ نبود. در واقع آنچه استقلال را در صدر نشاند و هنوز آنجا قرار داده، توانایی عالی خط دفاعی این تیم است و خوردن فقط 12 گل در 25 بازی اول آبیها بخوبی نشانگر این واقعیت است. همین رقم محیرالعقول به ما میگوید استقلال چطور در بدترین سال خط حملهاش و در غیرخلاقترین دوران معاصرش باز هم مدعی اول قهرمانی است.
«او» هست
پایههای تمام این موفقیتهای نهچندان چشمنواز، البته و مثل معمول را قلعهنویی گذاشته است که نتیجهگیرترین مربی فوتبال 10، 12 سال اخیر ما لااقل در صحنههای داخلی است و خوب میداند در روزهای سخت و وقتی بازیها گره میخورد، چطور تیمش را از گردابها نجات بدهد. حتی موقعی که او بلغزد، سیدمهدی رحمتی هست تا برای نشاندادن قابلیتهایش به کارلوس کرش با حرکات ویژهاش منجی استقلال شود یا پژمان منتظری و امیرحسین صادقی حاضرند دهها توپ ارسالی روی دروازه این تیم را دفع کنند و خم به ابرو نیاورند.
اگر همه اینها را بپذیریم و زیبا نبودن استقلال را برخلاف دورانهای قبلی استقرار قلعهنویی در اردوگاه آبی هم برتابیم، پرخاشگرتر و بیحوصلهترشدن خود وی غیرقابل تحمل است. درست است که او در گذشته هم هر گاه اوضاع تیره و کار به جای باریک کشیده میشد، ادعای وجود دستهای پشت پرده علیه تیمش و تلاش موهوم عدهای نامشخص برای به اصطلاح قهرماننشدن استقلال را مطرح میکرد، اما این بار کار را از حد گذرانده و پا را از گلیم خود فراتر نهاده و قاطبه خبرنگاران را به صادق نبودن متهم و همگان را متحد بر علیه خود و تیمش توصیف میکند و به زعم او، عدهای پیوسته داستانهایی تازه را علیه وی به راه میاندازند.
مشغلههای خودساخته
اکتفای استقلال به حداقلها و نپرداختن به فوتبال زیبا همان قدر که از فقدان عنصر نبوغ و خلاقیت و نبود فن بالا در جمع هافبکهای مرکزی این تیم (منهای مجتبی جباری) برمیخیزد، محصول افتادن قلعهنویی با سر به درون حاشیههاست. او به واقع به سبب مشغله خودساخته در تقابل با دشمنهای فرضی و بعضا حقیقی وقت و فکری آزاد برای حل مشکلات فنی و کاستیهای تاکتیکی تیمش ندارد و دائم مشغول تسویه حساب کلامی با کسانی است که به ادعای وی قصد ساقطکردن او و تیمش را دارند. انتقاد او از کارلوس کرش به دلیل ناکارایی فنی این مربی پرتغالی در تیم ملی البته انتقاد درستی بود، اما اجنبیپرست خواندن تمام کسانی که معتقدند مربیان خوب و کارآمد خارجی ـ که کرش بتدریج از جمع آنها خارج شده است! ـ به درد ما میخورند و باید در کشورمان به کار گرفته شوند، بیانصافی محض است و خبر از این میدهد قلعهنویی این روزها دچار نوعی خللهای فکری است که حتی اگر آن را برخاسته از فشارهای روحی صدرنشینی در لیگ و رسیدن تیمش به نیمهنهایی جام حذفی کشور و نزدیک شدن دغدغههای حضور در فصل جدید لیگ قهرمانان آسیا بدانیم، باز قابل قبول و کاری دلنشین نشان نمیدهد.
ضرورت دوری از حاشیه
قلعهنویی به عنوان تیمسازترین و نتیجهگیرترین مربی فوتبال ما از سال 81 به بعد البته ارج و قربی دارد که نباید نادیده انگاشته شود، اما هرچه بیشتر وارد حاشیههایی شود که ادعای پرهیز از آن را دارد، دستاوردهای فنیاش را فزونتر زیر سوال میبرد و احتمال ناکامیها را برای تیمش بیشتر میکند، زیرا استقلال هم تا حدی طاقت ماندگاری در این ستیزهای روحی را دارد و همین حالا تبعات ماجرای دورماندن رحمتی از تیم ملی و لزوم جوابگویی استقلال به این رویداد ـ که آبیها آن را از وظایف خود میدانند ـ باری بر بارهای قبلی تیم اضافه کرده است. اوج کارایی و بیشترین هنر قلعهنویی میتواند زمانی باشد که خودش را از حاشیههایی که برخلاف ادعاهای وی بسیاری از آنها خودساخته است و از اقدامات و انتخابهای خود او و مدیریت باشگاه در آوردن یا نیاوردن این بازیکن و آن بازیکن به تیم و مسائلی از این دست برمیخیزد، دور نگه دارد و در دو ماه باقیمانده از لیگ فقط روی نکات فنی متمرکز شود و با کسی دعوا راه نیندازد.
متحدشدن استقلالیها پشت سر رحمتی بعد از ماجرای او و کرش ـ که نمود آشکار آن در بازی روز بیستم بهمن آنان با راهآهن و باقی ماندن بازوبند کاپیتانی بر دستهای رحمتی در عین اعلام رسمی واگذاری آن به مجیدی و سپس جباری رویت شد ـ اقدامی جالب و محکمکننده آبیها بود، اما تا زمانی که این تیم از حاشیهها و مجادلات دور نشود، به امنیت نخواهد رسید و شروع جام باشگاههای آسیا و ورود استقلال به جام سوم دردسرهای قلعهنویی را بیشتر و خطرات پیرامون این تیم و احتمال فروپاشیدن تیم زیر فشارهای فزاینده دو ماه پایانی فصل را فزونتر خواهد کرد و یکی دو مصاحبه تازه از سوی ژنرال در مقابله وی با دشمنهای فرضی برای اضمحلال آبیها کفایت خواهد کرد!
وصال روحانی /جامجم
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....