حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
ماجرا از آنجا آغاز شد که مردی به نام جانیوس اسمادرک که در کارخانهای حوالی بوستون انگلیس شاغل بود بعد از اتمام ساعت کاریاش از کارخانه خارج شد. او در گوشهای از جاده مشروب الکلی مصرف کرد و سپس در حالیکه از خود بیخود شده بود و تعادلی روی اعمال و رفتارش نداشت، چشمش به دختری هجده ساله افتاد که به تنهایی در جاده خلوت در حال قدم زدن بود.
جانیوس که فرصت را مناسب دیده بود، دختر جوان را تعقیب کرد و ناگهان به سمت وی یورش برد. دختر که بشدت ترسیده بود، جیغکشان کمک خواست. در همان هنگام استفان سلفورد در حال عبور از آن منطقه بود. او با شنیدن صدای دختر جوان به طرف او دوید و با دیدن جانیوس به او حمله کرد. زد و خورد این دو تا آنجا ادامه یافت که استفان چاقویی را از جیبش بیرون آورد و پشت سر هم به طرف مقابل ضربه زد. او سپس در حالیکه غرق در خون بود، پا به فرار گذاشت.
دقایقی بعد ماموران پلیس در محل جنایت حضور یافتند و تحقیقاتشان را آغاز کردند. دختر هجده ساله وقتی تحت بازجویی قرار گرفت، مشخصات مهاجم را اعلام کرد و کاراگاهان چهرهای فرضی از او را با کمک نرمافزارهای رایانهای ساختند. نتیجه کار قابل قبول بود و پلیس با بررسی مشخصات افراد سابقهدار به هویت قاتل سیونه ساله پی برد، زیرا این مرد در گذشته نیز مرتکب جنایت شده و با شلیک دو گلوله مردی را از پادرآورده بود.
تلاشها برای دستگیری استفان در روزهای نخست بینتیجه بود تا اینکه بالاخره وقتی وی به خانه دختر مورد علاقهاش پناه برد، بازداشت شد.استفان توضیح داد بعد از ارتکاب قتل مدتی از بوستون خارج شد و سپس دوباره برگشت تا ترتیب فرار بعدیاش را بدهد.
از همان زمان جنجالهای زیادی بر سر این پرونده جنایی راه افتاد تا اینکه بالاخره دو هفته قبل جلسه دادگاه تشکیل شد. در این جلسه دادستان، استفان را مردی خطرناک توصیف کرد: این مرد میخواست قهرمانبازی دربیاورد. او در حالی به مقتول حمله کرد که وی دختر جوان را رها کرده بود و دیگر خطری این دختر را تهدید نمیکرد، بنابراین دلیلی برای کشتن وی وجود نداشت اما استفان با بیرحمی پنج ضربه به قفسه سینه این مرد وارد کرد و بعد هم از صحنه گریخت.
دادستان حتی به سوابق قبلی استفان اشاره کرد: این مرد چندین سابقه محکومیت دارد که مهمترین آنها به سال 1994 برمیگردد. او در آن سال با شلیک دو گلوله مردی را که قبلا هم تهدیدش کرده بود، کشت. در آن زمان وی باید به تحمل 23 سال زندان محکوم میشد اما قاضی حداقل مجازات را که 11 سال بود، برایش در نظر گرفت.
استفان نیز در این جلسه از خودش دفاع کرد: من میخواستم مهاجم را خلعسلاح کنم و دختر جوان را نجات بدهم، اصلا دلیلی نداشت با آن مرد درگیر شوم. تنها هدفم کمک به این دختر بود.
دختر هجده سالهای که جنایت به خاطر او رخ داده بود، یکی از افرادی بود که در این جلسه در جایگاه ایستاد و بعد از ادای سوگند، شهادتش را برای هیات منصفه و قاضی دادگاه خواند. او گفت با پسر مورد علاقهاش قرار داشت و میخواست به محل ملاقات برود که مقتول به وی حمله کرد و او را مورد آزار قرار داد و قصد داشت به این رفتارش ادامه بدهد برای همین هم او جیغ کشید.
دختر هجده ساله ادامه داد: بعد از اینکه متهم به کمکم آمد، ناگهان دیدم خون فواره زد. از او پرسیدم چه کار کردی؟ آن مرد را کشتی؟ جواب داد بله، با چاقو. من همیشه چاقو همراه خودم دارم.
بعد از اینکه طرفین این پرونده گفتههایشان را مطرح کردند، هیات منصفه وارد شور شدند و سرانجام اعلام کردند عمل متهم در ابتدا و زمانی که به قصد کمک به دختر بیدفاع، وارد ماجرا شد، قابل ستایش است اما او در ادامه مردی را به قتل رساند که توانایی دفاع از خودش را نداشت و به همین دلیل هم گناهکار شناخته میشود. اعلام این نظر سبب شد قاضی دادگاه برای استفان مجازات حبس ابد را در نظر بگیرد.
ترجمه: سارا لقایی
منبع: دیلی میرور
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....