گفت‌وگو با اردشیر منظم، صداپیشه

اغراق در تعریف دشواری دوبله

بین تمام شخصیت‌هایی که اردشیر منظم به جایشان صحبت کرده، شاید شخصیت گزارشگر فوتبال کارتون فوتبالیست‌ها بیشتر در ذهن‌ها باقی مانده باشد؛ چراکه بجز بچه‌ها، آدم‌بزرگ‌ها هم این کارتون را تماشا می‌کردند و اصلا تمام هیجان این برنامه در گزارش پرسر و صدای گزارشگرش بود. صدای اردشیر منظم برای بچه‌های دیروز یادآور خاطرات ساعت‌های خوشی است که با میتی کومان سفر می‌کردند و به دنیای تخیلی دوقلوهای افسانه‌ای قدم می‌گذاشتند. هرچند‌‌ اسپیرو فانتازیای برای خودش خاطره‌انگیزتر و دوست‌داشتنی‌تر است. او معتقد است دوبله آثار کودک شرایط خاص خودش را دارد و مهم‌ترین آن داشتن صداقت و حس کودکانه است که به کار روح می‌دهد. بقیه حرف‌های او را درباره دوبله از زبان خودش بخوانید.
کد خبر: ۵۳۱۴۶۹

به گویندگی در کارتون‌ها و کارهای انیمیشن خیلی علاقه نشان می‌دهید. این به روحیات شخصی‌تان بر‌می‌گردد یا در این فضا احساس آرامش بیشتری می‌کنید؟

بی‌تردید در درجه اول به خصوصیات فردی بازمی‌گردد، چون به قول‌ قدیمی‌ها، بهترین طبیب هرکس خودش است، چراکه شناخت بیشتری نسبت به جسم و روح خودش دارد. من هم با توجه به شناختی که از روحیه‌ام داشتم، به این نتیجه رسیدم که بهترین جا‌ برای من در زمینه کار کودک است. به همین علت ترجیح دادم فعالیتم را بیشتر به همین حوزه معطوف کنم. به عقیده من یک بازیگر یا دوبلور و اصلا یک هنرمند در هر زمینه‌ای که فعالیت می‌کند باید خلق‌وخوی خاص آن را هم داشته باشد. مثلا اگر قرار است یک دوبلور رل کمدی بگوید، اما خودش روحیه طنز نداشته باشد و اهل شوخی نباشد، بی‌شک نمی‌تواند کار را آن‌طور که باید، درست از آب در آورد. در مورد ژانر کودک هم این موضوع صدق می‌‌کند . اگر گوینده روحیه شاداب و حسی کودکانه نداشته باشد و شیفته دنیای کودکان نباشد، هرگز نمی‌تواند از پس این کار بر آید. در طول این سال‌ها مدام تلاش کردم خودم را به دنیای کودکان نزدیک کنم تا بتوانم کودک درونم را زنده و سر حال نگه دارم.

با آن که طی سال‌های اخیر انیمیشن‌های زیادی در ایران دوبله شده‌، اما در میان آنها کمتر اثری توانسته مانند کارتون‌های قدیمی، به ماندگاری برسد. چرا؟

در کارتون‌های قدیمی، شخصیت‌پردازی بخوبی انجام می‌شد. البته این موضوع به انتخاب ما بازنمی‌گردد، بلکه یک فرآیند جهانی است که کارها ماندگاری سابق را ندارند. در گذشته آثار کودک از قصه‌های بسیار خوبی برخوردار بود و تک‌تک شخصیت‌های قصه‌ها، بخوبی شخصیت‌پردازی شده بودند و کودک با همه آنها ارتباط برقرار می‌کرد و در ذهنش حک می‌شد. حتی اگر قرار بود در نمایی ما یک گل را ببینیم برای نمایش آن برنامه‌ریزی صورت گرفته بود، به همین علت علاوه بر بچه‌ها، بزرگ‌ترها هم محو آن می‌شدند، اما این روزها خشونت به دنیای کارتون‌های ما هم سرایت کرده است.هرچند من هیچ‌‌وقت زیر بار دوبله انیمیشن‌هایی که در آن ردپای خشونت به چشم بخورد، نرفته‌ام و حتی اگر در مضیقه هم بوده باشم، ترجیح داده‌ام کاری را قبول کنم که در آن احساس حرف اول را بزند. به خاطر روحیه خاصم هم معمولا در تفکیک آثار، کارهایی از این دست به من معرفی نمی‌شود.

بی‌ترید دوبله کارهای کودک شرایط خاص خودش را دارد.

کمی از فضای دوبله کارهایی کودک بگویید.

من معتقدم در وهله اول یعنی در گزینش دوبلورها باید نوعی دسته بندی وجود داشته باشد. یعنی از فرد پرسیده شود دوست دارد در چه زمینه‌ای کار کند بعد جنس صدایش مورد آنالیز قرار بگیرد، سپس اگر مناسب بود از او در ژانر کودک یا نقش‌های مثبت، منفی یا آثار مستند بهره گرفته شود. این نوع تفکیک به عقیده من به رشد دوبله کمک می‌کند. اما در مورد تفاوت دوبله در زمینه کودک و سایر حوزه‌ها باید بگویم بله، بی‌تردید تفاوت‌هایی وجود دارد که بزرگ‌ترینش این است که بچه‌ها صداقت در کار را بخوبی متوجه می‌شوند. از طرفی من هر وقت قرار است با دوستانی کاری را دوبله کنم، به آنها می‌گویم شما زمانی در این کار موفق می‌شوید که به ادبیات بچه‌ها نزدیک شوید و روحیه آنها را بشناسید، مثلا هر وقت می‌خواهید جای نقشی صحبت کنید، حس کنید دارید برای یکی از بچه‌های اقوامتان چیزی را تعریف می‌کنید و لحنی صمیمانه می‌گیرید. اگر در اجرا راحت باشید کار به دل بچه‌ها هم می نشیند.

سلیقه بچه‌ها در انتخاب صدا و چهره شخصیت کارتونی‌شان معمولا یکسان است، یعنی یک تیپ صدا مورد پسند اکثر آنها واقع می‌شود؟

نه، نکته جالب اینجاست که ذائقه بچه‌ها به مراتب از ما بزرگ‌ترها متنوع‌تر است و هریک از آنها معمولا از یک شخصیت خاص در کارتونی خوششان می‌آید و کاراکتری که مورد علاقه یک بچه‌ است، ممکن است از جانب کودک دیگر مورد تنفر باشد. نکته مهم و جالبی که در مورد بچه‌ها وجود دارد جزئی‌نگر بودنشان است. یعنی از کنار هیچ کاراکتری براحتی عبور نمی‌کنند و حتی شخصیت‌های بسیار فرعی هم مورد توجه‌شان است. همین موضوع باعث می‌شود کار کردن در فضای کودک سخت شود.

در گذشته، کارتون‌های زیادی توسط گوینده‌های مطرح دوبله می‌شد، اما در حال حاضر آنها تمایل چندانی برای حضور در ژانر کودک ندارند. علتش چیست؟

خب وقتی کارتونی مانند رابین هود قرار بود از تلویزیون پخش شود طبیعی بود همه‌ گویندگان برای حضور در آن ابراز تمایل کنند، چون این اثر از بار درام بسیار قوی برخوردار بود و همه اجزای آن از جنگل گرفته تا همه موجودات و مکان‌ها بخوبی در کنار هم قرار گرفته بود. متاسفانه در مقطعی ما دچار کمبود در جذب گوینده شدیم و خب این موضوع دست مدیران دوبلاژ را در انتخاب می‌بست و ‌پس از مدتی که شرایط برای ورود دوبلورهای جوان هموار شد، بستر برای آموزش آنها فراهم نشد و آنها خیلی زود با کمترین فرصت برای تجربه‌اندوزی به فعالیت در این زمینه پرداختند و همین موضوع باعث شد آنها ناخواسته نقطه پایانی برای فعالیت کاری‌شان بگذراند و در‌ کارشان درجا بزنند.

پس شما آموزش ندیدن و تجربه کسب نکردن را عاملی برای عدم موفقیت دوبلورهای جوان می‌دانید؟

دوبلور شدن از فرمول ساده‌ای برخوردار است. در درجه اول شما باید تکنیک این کار را یاد بگیرید سپس با کسب تجربه، پله‌های موفقیت را یک به یک طی کنید و عنصر تجربه در این کار، کلید موفقیت است. متاسفانه از سوی برخی‌ها این حرفه چنان سخت و طاقت‌فرسا معرفی شد، طوری که بسیاری از علاقه‌مندان فکر می‌کردند در صورت ورود به عرصه دوبله با یک هیولا مواجه هستند. در حالی که این‌طور نیست. دوبله حرفه‌ای آسان است، به شرطی که از راهش وارد آن شوید و ریاضت آن را ـ که همان کسب تجربه است ـ تحمل کنید.

این روزها عده‌ای معتقدند این رسانه طی سال‌های اخیر در زمینه دوبله موفق عمل کرده و برخی هم به این قضیه نقد دارند. نظر شما چیست؟

به عقیده من این بحث یک پاسخ روشن دارد. یکی از بزرگ‌ترین مشکلات ما درخصوص انتخاب‌هایمان است. البته شاید این موضوع عمومیت نداشته باشد و یک‌سری استثنا هم در این زمینه وجود داشته باشد، اما درکل بیشتر آثار انتخابی مضمونی مشابه دارند و در آنها ردپایی از خشونت دیده می‌شود. تم بیشتر ‌آنها هم جنایی و پلیسی است، در حالی که این فیلم‌ها با ساختار فرهنگی مردم ما در تضاد است و آنها معمولا نسبت به کارهایی از این دست اقبال نشان نمی‌دهند. از طرفی وقتی موضوع کارها شبیه هم باشد، ناخودآگاه کارها دچار نوعی تکرار می‌شود و این تکرار به دوبله هم سرایت می‌کند. انگار که همه دیالوگ‌ها و گویندگان تکراری هستند. همین موضوع ‌باعث می‌شود دوبله نتواند مانند قبل اثرگذار باشد، چون به تنوع‌طلبی مخاطبان پاسخ نمی‌دهد.

معمولا گویندگی نقش قهرمان‌ها، صرفا در انحصار دو سه نفر است و همین موضوع یکنواختی ایجاد می‌کند.

خب طبیعی است. این شیوه انتخاب به بدنه دوبله بیش از هر چیزی ضربه می زند و باعث شکست آن می شود. متاسفانه از گذشته چنین فکری وجود داشته و سعی می کردند نقش یک فرد جوان یا پیر و غیره را انحصاری کنند، در‌حالی‌که من‌ این ‌شیوه‌را نمی‌پسندم.

نگار حسینی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها