حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
از سوی دیگر، مجموع ردپای اکولوژیک انسانها (مجموع زمین مورد نیاز برای رفع مایحتاج اولیه انسانها) 52 درصد بیش از ظرفیت سیاره است که این امر به معنای بدهی اکولوژیک ما به سرزمین است، بدهیای که نه بانک جهانی و نه صندوق بینالمللی پول قادر به پرداخت آن نیستند.
موضوع این است که در بسیاری از کشورهای جهان الگوهای نادرست تولید و مصرف به این مساله دامن میزند و بشر در آرزوی تحقق رفاه بیشتر، هر روز بیشتر از گذشته به منابع طبیعی دستاندازی میکند.
یک سوی این ماجرا به نادیده گرفتن ارزش واقعی خدمات و کالاهایی برمیگردد که طبیعت در اختیار بشر میگذارد، چون یکی از مهمترین دلایل تهدید و زوال منابع طبیعی، ناآگاهی سیاستگذاران و تصمیمگیران از ارزش واقعی طبیعت است.
مطابق برآورد یونپ (برنامه محیطزیست سازمان ملل) ارزش کل خدمات اکوسیستمهای طبیعی در سال 2010 در جهان معادل 72 تریلیون دلار بوده است که این رقم تقریبا دو برابر کل تولید ناخالص جهان در این سال است.
ارزشگذاری خدمات اکوسیستمی، علمی نوپاست که به سرعت از اهمیت ویژهای در جهان برخوردار شده است، علمی که دریافته ارزشگذاری بر طبیعت به تصمیمگیریهای درست و مستدل برای محیطزیست کمک میکند، سبب ورود خدمات محیط زیستی به محاسبات درآمد ملی میشود، امکان ارزیابی دقیقتر از توان اکوسیستمها و اثرات توسعه بر آنها را فراهم میکند، سبب دستیابی به ابزار اقتصادی مناسب برای حفاظت از محیط زیست میشود، موجبات تعیین اولویتهای حفاظت محیطزیست با توجه به محدودیتهای مالی، زمانی و نیروی انسانی را فراهم میکند، باعث افزایش آگاهیهای عمومی و کاهش تخریب و تعرض به منابع طبیعی و محیطزیست میشود و امکان برآورد میزان سرمایهگذاری مناسب برای حفاظت از محیطزیست را مهیا میکند.
این در حالی است که یکی از مهمترین جنبههای کاربردی ارزشگذاری خدمات اکوسیستمی، امکان برآورد خسارات ناشی از تغییر کاربری یا ورود آلایندههای مختلف به محیطزیست است.
پس هنگامی که سیاستگذاران ناگزیر از انتخاب میان حفاظت از محیطزیست یا توسعهاند، اگر برآورد درستی از ارزش خدمات اکوسیستمی و ورود آن به تحلیلهای هزینه ـ منفعت وجود داشته باشد، کمک میکند تصمیمی درست و منطقی بگیرند.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....