گفت‌و گو با معلم یک مدرسه استثنایی که 30 سال سابقه کار با معلولان دارد

آموزش کودکان استثنایی عشق می‌خواهد

چشم‌هایش هرز می‌چرخد، در دنیای صامت و بی‌صدا غوطه می‌خورد، دست‌هایش پاورچین پاورچین روی اشیا می‌لغزد، واژه‌ها برایش مبهم است؛ در دنیای متفاوت او همه چیز رنگ و لعاب دیگری دارد، حتی زندگی که او جور دیگری تعریفش می‌کند. کودک استثنایی برای درک دنیا نیاز به کمک دارد حتی برای دیدن، شنیدن، راه رفتن و درک کردن. شهرزاد صبور 30 سال است که با این بچه‌ها کار می‌کند، برای همین حالا می‌داند یک معلم استثنایی چطور باید پا به پای بچه‌ها ببیند، رشد کند، بشنود و درک کند. اما او که معاون نمونه استان تهران هم بوده، دغدغه‌ای بزرگ دارد؛ صبور، نگران کودکان استثنایی است که کسی حمایت‌شان نمی‌کند، همان‌ها که توانایی‌هایی ناشناخته دارند و برای آدم‌های فرصت طلب، طعمه‌های دندان‌گیری هستند.
کد خبر: ۵۲۵۹۶۱

شما به‌عنوان معاون نمونه آموزش و پرورش استثنایی انتخاب شده‌اید. چه اتفاقی افتاد و شما چه کردید که به این عنوان رسیدید؟

علاقه به این کودکان اولین و اساسی‌ترین شرط کار است، چون تا به این کودکان علاقه‌مند نباشی حتی لحظه‌ای کار کردن با آنها برایت غیرممکن است. البته بجز علاقه، انگیزه هم مهم است یعنی باید آموزش دیدن و تربیت شدن این بچه‌ها برایت با اهمیت باشد.

وقتی یکی از این بچه‌ها نحوه در زدن یا شیوه احوالپرسی را یاد می‌گیرد، احساس می‌کنم قدمی برایشان برداشته‌ام، در حالی که ممکن است این موضوع کوچک برای خیلی‌ها مهم نباشد. ما هنگام کار با کودکان استثنایی باید توقعمان را از آنها به حداقل برسانیم که اگر این‌گونه باشیم کار با آنها راحت‌تر می‌شود.

برای آموزش به کودکان استثنایی باید حتما در این رشته تحصیلات آکادمیک داشت؟ یعنی کسی که در دانشگاه این رشته را می‌خواند تمام فوت و فن برخورد با این کودکان را می‌آموزد؟

میان مطالبی که در دانشگاه می‌خوانیم و آن چیزی که در عمل روی آن کار می‌کنیم از زمین تا آسمان متفاوت است. من این شانس را داشتم که در کنار درس خواندن در این رشته با این بچه‌ها هم کار می‌کردم. در واقع تحصیل کمک می‌کند شناخت ما از این بچه‌ها بیشتر شود، ولی فقط درس خواندن کافی نیست. کسانی هستند که در این رشته درس خوانده‌اند، اما چون همزمان در این حوزه کار نکرده‌اند، وقتی جذب بازار کار می‌شوند، جا می‌خورند، چون بعد از ورود به این حوزه تازه متوجه می‌شوند که کودک استثنایی یعنی چه.

کودک استثنایی چه نوع کودکی است؟

او کودکی است که از یکسری توانایی‌ها محروم است. استثنایی بودن به چند رده تقسیم می‌شود؛ نابینایی، ناشنوایی، مشکل جسمی و حرکتی و اختلال در یادگیری. پس ما نمی‌توانیم فقط به بچه‌ای که سندرم داون دارد استثنایی بگوییم.

در مدرسه شما همه این بچه‌ها که در رده‌های مختلف قرار دارند، کنار هم آموزش می‌بینند؟

سال‌های گذشته این‌گونه بود، یعنی ما بچه‌ای داشتیم که از لحاظ ذهنی مشکل نداشت و مشکلش حرکتی بود، اما با بچه‌های کم‌توان ذهنی آموزش می‌دید. هم‌اکنون اما این کودکان برحسب نوع مشکل‌شان جداسازی شده‌اند.

این مناسب‌سازی و طبقه‌بندی چه تاثیری در روند یادگیری این کودکان دارد؟

جداسازی تاثیر بسیار زیادی دارد، چون اگر قرار باشد کودکی که فقط معلولیت حرکتی دارد در کنار کودکی که کم‌توان ذهنی است، قرار بگیرد هر دو اذیت می‌شوند. مثلا کودکی که توان راه رفتن ندارد در زنگ تفریح وقتی می‌بیند، دیگران براحتی در حیاط رفت و آمد می‌کنند، این مساله آزارش می‌دهد. در نتیجه این مناسب‌سازی باعث می‌شود کودک در وهله اول، جایگاه خود را پیدا کند و بتواند با شرایط خود روبه‌رو شود.

صبور: من شاگردانی داشتم که صبح‌ها خواب‌آلود به مدرسه می‌آمدند و من بعدها متوجه شدم که شب‌ها در پارک برای جابه‌جایی مواد مخدر از آنها استفاده می‌شود

از دیگر نقاط مثبت این مناسب‌سازی، شناخت بهتر از این نوع کودکان است، به‌عنوان مثال در سال‌های گذشته وقتی یک کودک عادی دو سال پیاپی در مدرسه عادی مردود می‌شد، او را به مدرسه استثنایی می‌فرستادند، در حالی که ممکن بود او کودکی استثنایی نباشد. من شاگردانی داشتم که به آنها برچسب استثنایی خورده بود در حالی که نباید اینچنین می‌شد، چون باعث شد تا از کارهایی مانند ازدواج کردن و گرفتن گواهینامه محروم بمانند.

این مسائل به علت مشکلات فرهنگی هم پیش می‌آید؟

بله. خانواده‌ای بود که چهار فرزند داشت و سه نفر از آنها عادی بودند و یکی‌شان کم‌توان ذهنی بود. زمانی که این موضوع را با خانواده در میان گذاشتیم با واکنش آنها مواجه شدیم، چون این خانواده قادر نبود فرق میان بچه‌هایش را درک کند.

در این 30 سال که شما با این بچه‌ها در نقش‌های مختلف کار کرده‌اید، کدامیک برایتان شیرین‌تر بوده است؟

من معلم دوره آمادگی بودن را خیلی دوست دارم و این دوره برایم همیشه اولویت دارد.

چرا؟

چون در این مقطع کودک تازه از صفر شروع می‌کند. البته در مدرسه استثنایی، سخت‌ترین پایه، آمادگی است چون در هفته‌های اول، کودک بسختی از مادرش جدا می‌شود و معلم باید با تمام وجود مایه بگذارد. این پایه برای من خیلی مهم است و همیشه بهترین معلم‌ها را برای کودکان دوره آمادگی انتخاب می‌کنیم.

شرایط کودکان استثنایی در زمان تحصیل و بعد از تحصیل یعنی وقتی که به جامعه وارد می‌شوند چگونه است؟

واقعیت این است که شرایط آنها مناسب نیست، چه در زمان تحصیل و چه بعد از آن. بسیاری از این کودکان در محله‌هایی زندگی می‌کنند که محیط مناسبی ندارد، به‌طوری که از آنها سوءاستفاده می‌شود. من شاگردانی داشتم که صبح‌ها خواب‌آلود به مدرسه می‌آمدند و من بعدها متوجه شدم که شب‌ها در پارک برای جابه‌جایی مواد مخدر از آنها استفاده می‌شود.

این بچه‌ها بسیار آسیب‌پذیرند. البته این اواخر رسانه‌ها تلاش زیادی برای فرهنگ‌سازی و بالا بردن شناخت مردم انجام داده‌اند، اما متاسفانه این کودکان هنوز در معرض خطرند.

پیشنهاد شما برای بهبود این وضع و کاهش آسیب‌ها چیست؟

جلوگیری از این آسیب‌ها فقط با یک یا چند اقدام میسر نیست. وقتی کودکی جذب مدرسه می‌شود و در نهایت دیپلم می‌گیرد، اما هیچ آینده‌ای ندارد و بیکار می‌ماند، عده‌ای می‌پرسند فایده این همه تلاش برای چیست. هم‌اکنون هیچ جایی وجود ندارد که این بچه‌ها در آن جمع شوند و عده‌ای سرپرستی اجتماعی‌شان را به عهده بگیرد. شاید اگر توان داشتم کارخانه‌ای درست می‌کردم تا این بچه‌ها بتوانند مهارت‌هایی را که در مدرسه می‌آموزند در آنجا به کار بگیرند.

اما حالا بیشتر این بچه‌ها یا معتاد می‌شوند یا کنار چهارراه‌ها دستفروشی می‌کنند که واقعا ناراحت‌کننده است.

وقتی این بچه‌ها هیچ آینده‌ای ندارند، شما با چه انگیزه‌ای کار می‌کنید؟

انگیزه ما شاید فقط این باشد که کودکی بتواند اسم خودش را بنویسد.

دولت تا چه حد از این بچه‌ها و کسانی که با آنها کار می‌کنند، حمایت می‌کند؟

ما زیر پوشش آموزش و پرورش استثنایی هستیم و این سازمان امکانات را برایمان فراهم می‌کند به‌طوری که مثلا سرانه دانش‌آموزان استثنایی پنج برابر بچه‌های عادی است. با این حال اگر در مدارس استثنایی کمک خیران را نداشته باشیم، نمی‌توانیم از عهده هزینه‌ها برآییم.

اگر کسی قصد کمک به این مدارس را داشته باشد، باید چه کار کند؟

هم‌اکنون عده‌ای به شماره حساب مدرسه پول واریز می‌کنند، عده‌ای هم خودشان حضوری می‌آیند و در حد توانشان به بچه‌ها کمک می‌کنند. مثلا خانواده‌ای هست که هر سال با شروع سال تحصیلی برای همه بچه‌ها لوازم‌التحریر می‌آورد و آن را بین بچه‌ها تقسیم می‌کند. بعضی‌ها نیز چیزهایی را نذر این بچه‌ها می‌کنند چون معتقدند این بچه‌ها پاک‌اند و روزی‌رسان می‌شوند.

لیلا قنبری ‌/‌ جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها