حدود پنج سال از ایده تأسیس باغ کتاب میگذرد، طراحی و ساخت این پروژه فرهنگی با هدف و انگیزه برطرف کردن خلأهای موجود و کمک به رونق کتاب و کتابخوانی صورت گرفت، اما تاکنون چند بار خبرهای مختلف و زمانهای متعددی برای گشایش آن اعلام شده است.
ببینید سابقه تأسیس باغ کتاب به سال 1371 برمیگردد که مقام معظم رهبری هنگام بازدید از نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران فرموده بودند، کاش میشد چنین فضای مشابهی در طول سال فعال و فراهم شود.
همین رهنمودها باعث شد تا مدیران شهری به دنبال تدارک چنین فضایی باشند که طبیعتا چون میتواند در تمام طول سال فعال باشد و به مردم خدمات ارائه دهد، دیگر آن ازدحام و کاستیهای نمایشگاه کتاب را هم ندارد.
موقعیت جغرافیایی آن هم بنظرم بد نیست.
باغ کتاب در موقعیت خوبی از شهر قرار گرفته است و همجواری آن با فضاهای فرهنگی مثل کتابخانه ملی و فرهنگستانهای جمهوری اسلامی ایران کمک میکند به اینکه اهالی فرهنگ آسانتر از این فضا بهره ببرند.
آقای اشعری نمایشگاه کتاب تهران در عمل یک فروشگاه بزرگ است آیا برای برطرف کردن این آسیب چارهای اندیشیدهاید تا باغ کتاب هم یک فروشگاه نشود؟
باغ کتاب بالاخره حالت فروشگاهی هم دارد، اما علاوه بر این فرصتی ایجاد میکند که فعالیتهایی با محوریت کتاب در طول سال برپا شود.
مثلا چه فعالیتهایی؟
برگزاری جشنوارهها، رونماییها، نمایش فیلمها و تئاترها از این جملهاند؛ از طرفی ساز و کارهایی که در باغ کتاب فراهم شده به اصلاح فرآیندهای کتاب در همه عرصهها از بحث تولید گرفته تا سایر موضوعات کمک میکند. مثلا با برجسته کردن آثار فاخر و ایجاد دورههای آموزشی برای کسانی که در تولید کتاب نقش دارند، سعی میشود تا برخی زیرساختهای حوزه نشر مانند بحث توزیع، آسیبشناسی شود و با راهکارهایی شبیه با ایجاد شبکهای با کتابفروشان شهر تهران این مسائل حل شود یا کمک به افزایش تبلیغ و در اختیار قرار دادن فضایی مناسب برای معرفی کتابها از برنامههای این مجموعه است.
می خواهم بگویم باغ کتاب مکانی برای همه بحثها و گفتوگوها درباره موضوعات مرتبط با کتاب است، اما توجه داشته باشید که باغ کتاب نه قانونگذار است و نه مدیر فرهنگی که بخواهد برای حوزه نشر سیاستگذاری کند یا تصمیم خاصی بگیرد، یک ظرفیت برای گسترش فرهنگ مطالعه و کتابخوانی است.
یکی از کارهایی که در باغ کتاب میتواند انجام شود کمک به جهانی شدن آثار است، یعنی بحث فروش رایت کتابها در سطح بینالمللی و حوزههایی که ایران میتواند در آن پیشرفت کند. در حقیقت باغ کتاب ناشر نیست و نمیخواهد مانند یکناشر باشد، بلکه میخواهد کمک کند تا نشر کشور رونق پیدا کند؛ به عنوان مثال یکی از زمینههای رونق و توسعه حضور آثار ایرانی در بازار جهانی است که هم به دلیل اقتصادی و هم بهدلیل فرهنگی اهمیت ویژه دارد.
الان یکی از برنامههایی که ما در دست پیگیری داریم، تأسیس دفتری با عنوان روابط بینالملل در باغ کتاب است که میتواند بسیاری از امور را پوشش دهد؛ از آشنایی ناشران با قوانین جهانی کپیرایت بگیریم تا معرفی بینالمللی آثارشان و حتی ایجاد ساز و کارهای لازم برای حضور موفق در نمایشگاه بینالمللی کتاب در دیگر کشورها.
متاسفانه در حال حاضر ناشران ایرانی به صورت کمرنگ در نمایشگاههای بینالمللی کتاب حضور دارند و آن تعداد اندک هم که حضور پیدا میکنند، هرکدام متحمل هزینههای زیادی میشوند که در مقایسه با آنچه عایدشان میشود چندان بهصرفه نیست.
از یک طرف حامی و پشتیبان ندارند و از طرفی با فضای کار در ابعاد جهانی بیگانه هستند، حالا شما فرض بفرمایید مجتمعی از ناشران در باغ کتاب به وجود بیاید که هم در اجاره غرفه در نمایشگاه بینالمللی کمک کند، هم مشاوره بدهد و هم با برگزاری تورها، هزینه شرکت را کاهش دهد، چه اتفاق خوبی در حوزه نشر ما رخ میدهد.
بگذارید مثالی بزنم، امسال که به نمایشگاه کتاب فرانکفورت رفته بودم جای ناشرانی مانند امیرکبیر، آستان قدس رضوی و سروش واقعا خالی بود. اینها ناشران بزرگی هستند و آثاری دارند که قابل عرضه در سطح جهانی است. امیدوارم سال آینده با گشایش باغ کتاب فرصتهای برابر و خوبی در اختیار ناشران حرفهای ما قرار گیرد.
اشعری: صنعت نشر ایران میتواند مانند بسیاری از مشاغل تبدیل به یک حوزه قدرتمند اقتصادی شود، وقتی به آمار جهانی نگاه میکنیم درآمد ناشران بینالمللی میلیونها یورو است، اما ما کدام ناشر را داریم که چنین درآمدی داشته باشد؟
من معتقدم صنعت نشر ایران میتواند مانند بسیاری از مشاغل تبدیل به یک حوزه قدرتمند اقتصادی شود، وقتی به آمار جهانی نگاه میکنیم درآمد ناشران بینالمللی میلیونها یورو است، اما ما کدام ناشر را داریم که چنین درآمدی داشته باشد؟ لازمه اینها، این است که ما بازارهای داخلی و خارجی را وسیعتر ببینیم تا فروش کتاب بیشتر شود و باغ کتاب درصدد ایجاد همین زمینههاست. مثلا با ایجاد شبکه مجازی شرایطی فراهم آورد تا خریدار کتاب براحتی کتابها را پیدا کند، بنابراین اگر ما دسترسی به کتاب را راحت کنیم عملا کمک کردهایم که مردم مراجعه کنند و کتاب بخرند.
مدتی است که باز هم نام مصلای بزرگ امامخمینی(ره) به عنوان مکان بیست و ششمین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران اعلام شد، شما پیش از این اعلام آمادگی کرده بودید که باغ کتاب میتواند میزبان نمایشگاه باشد.
درباره برگزاری نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در نهایت تصمیم میگیرد و آنها هم نظر متفاوت دارند و با توجه به مجموعه شرایط موجود تصمیم گرفتهاند باز هم مصلی برای برگزاری نمایشگاه بهتر است.
تا آن زمان باغ کتاب تهران واقعا افتتاح میشد؟
ببینید باغ کتاب اگر موانع مالی نباشد، میتواند اردیبهشتماه آماده بهرهبرداری شود.
یکی از برنامههایی که شما درباره باغ کتاب اعلام کردهاید تأسیس یک خبرگزاری است. با وجود خبرگزاری تخصصی برای کتاب(ایبنا)، ضرورت این موضوع و انجام یک کار موازی تا چه اندازه احساس میشود؟
ما باید تنوع و تکثر خبرگزاریهای فرهنگی را داشته باشیم. در موضوع کتاب ممکن است عدهای علاقهمند به خبرگزاری ایبنا باشند و به آن خبرگزاری مراجعه میکنند و اخبار آنجا را استفاده میکنند. اساسا حضور رقیب به با نشاط شدن فضا کمک میکند و هماکنون به دلیل اینکه ایبنا تک خبرگزاری تخصصی کتاب و بلندگوی وزارت ارشاد است، حضور یکخبرگزاری دیگر باعث میشود مقدار خبری که رسانههای مکتوب ما و به طور کلی رسانهها در حوزه کتاب کار میکنند، افزایش یابد.
آقای اشعری دیدگاهی وجود دارد که حوزه فرهنگ و بخصوص کتاب و نشر را کاملا مصرفی و وابسته به یارانه دولتی میبیند، آیا باغ کتاب هم قصد دارد به نوعی همین نگاه یارانهای را داشته باشد؟
اساسا من معتقد هستم حوزه نشر نباید تنها به حمایت دولتی بسنده کند، بلکه باید بهگونهای قدرتمند شود که روی پای خود بایستد، ولی برای این کار سرمایهگذاری زیربنایی لازم است. در بخش کشاورزی و صنعت نیز وضع به همین شکل است؛ اگر یک زیرساخت به وجود نیاید کشاورز نمیتواند به سودآوری برسد. در نشر هم بحث زیرساختی باید به جدی ترین شکل ممکن مطرح شود و به آن اهمیت داد.
این زیرساختها که میگویید شامل چه مواردی میشود، مثلا معافیت مالیاتی کتابفروشان و ناشران در این گروه قرار میگیرد؟
ناشران ما نباید به حمایت وزارت ارشاد برای خرید کتاب یا حمایت مجلس برای معاف شدن از مالیات و اصلاح قانون متکی باشند (حالا اگر این اتفاقها هم رخ داد که چه بهتر) معافیت مالیاتی یک مسکن خوبی است و در شرایطی که نشر ما از نظر اقتصادی واقعا وضع خوبی ندارد همین کمکها هم غنیمت است، ولی به عقیده من باید افق را وسیعتر دید، این مسکن را میدهیم و درد کمی آرام میشود، دوباره فردا خورشید که طلوع کرد آش همان آش است و کاسه همان کاسه، بیماری را باید جدی و ریشهای مورد درمان قرار داد.
اعتقاد شخصی من این است که فضای نشر ما اکنون غیرحرفهای است و با حرفهایتر شدن کار میتوان از این حالت وابستگی به جیب دولت و مجلس درآمد.
البته برخی اطبا و پزشکان در طول درمان بلندمدت و ریشهای هم از مسکنهای کوتاهمدت که درد را التیام میبخشند بهره میبرند، نظر شما چیست ؟
من در پرسش قبل هم اشاره کردم، مخالف نیستم اگر مجلس و دولت کمک کنند که بسیار بهتر است، اما در حالت کلی اعتقادم این است که باید از وابستگی دولتی و نگاه مصرفگرا به حوزه فرهنگ دور شویم.
حالا اگر دولت حمایت کافی را از ناشران نکند که کلا ناشران فلج میشوند، اما همین کمک هم باید درست و در مسیر مناسب انجام شود، نه این که چند تا جایزه و جشنواره موازی در حوزه کتاب به راه بیندازیم و بعد بیلان کاری ارائه کنیم. در تزریق همین مسکنها و حمایتهای دولتی هم باید ابتکار عمل داشت و دارویی را برگزید که فراگیری و تاثیرگذاری بیشتری داشته باشد مثلا یکی از کارهایی که میتواند در این باره انجام شود خرید و اهدای کتاب به کتابخانهها مانند کتابخانههای مدارس، دانشگاهها و... است؛ این کار باعث میشود هم ناشر که تولیدکننده است حمایت شود و هم مردم و قشر کتابخوان مورد حمایت قرار گیرند.
معصومه کلانکی / جامجم
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....