اظهارات تازه وزیر خارجه مستعفی امریکا درباره آنچه که آن را توسعه سیستم های حمل کننده
سلاح های هسته ای ایران نامیده ، به قدری مبهم و شک برانگیز بوده است که رسانه های خارجی ،
بویژه مطبوعات انگلیسی شکی برای مخاطبان خود باقی نگذاشتند که این اظهارات به منظور
مانع تراشی و ایجاد سد در قبال توافق های ایران و 3 کشور اروپایی ، ابراز شده است.
کد خبر: ۵۲۳۷۴
کالین پاول ، هر چند تصریح نکرد منشاء اطلاعات وی ، کدام منبع خبری است با این حال رسانه های خارجی ، گفته های وی را مشابه متن سخنرانی قبلی وی در سازمان ملل دانستند که پیش از تهاجم به عراق انجام شد و طی آن رژیم صدام حسین را به تولید و انباشت سلاح های هسته ای متهم ساخته بود. سلاح هایی که نه بازرسان سازمان ملل در دوران حکومت صدام ردپایی از آن پیدا کردند و نه کارشناسان تسلیحات هسته ای امریکا در دوران 18 ساله اشغال
عراق ، توانستند آنها را بیابند و بدین ترتیب ، توخالی بودن آن اظهارات که منشاؤ بروز جنگ
خانمانسوز در خاورمیانه شده بود آشکار شد و به علاوه اعتبار و حیثیت سازمان های اطلاعاتی
امریکا که سالانه میلیاردها دلار بابت عملیات جاسوسی هزینه می کنند بشدت خدشه دار شد.
واقعیت این است که اظهارات پاول را باید به نوعی در شمار ابراز حسرت واشنگتن از نقش رو به
رشد اروپا در عرصه های بین المللی ، به حساب آورد. به هر حال چنانچه پرونده هسته ای ایران ، به
نحوی که رضایت طرفین را تامین کند، حل و فصل شود ، در اساس به منزله یک مداخله جدی اروپا برای منع بروز یک بحران در سطح خاورمیانه محسوب می شود. بحرانی که هیات حاکمه امریکا در دوره دوم زمامداری بوش می کوشد از طریق توسل به ارعاب و تهدید ایران ، در شرایط فعلی به آن دامن بزند. از طرفی ، برای جامعه جهانی آشکار شد، می توان بدون حضور و مداخله کاخ سفید ، مسائل مهم و سرنوشت ساز جهانی و منطقه ای را به نحو منطقی ، عادلانه و عاقلانه و بدون توسل به حربه زورگویی و تهدید حل کرد و به همین دلیل ، دولتمردان امریکا ، چاره ای جز
این ندیدند که با وارد کردن اتهامات تازه علیه ایران ، علامت سوال بزرگی در قبال توافق های انجام
یافته ، قرار دهند.
با این حال باید دانست اروپایی ها ، چه بسا ، از این ترفند واشنگتن با اطلاع هستند و اظهارات
شیراک در لندن علیه بحران آفرینی ها و جنگ طلبی های امریکا که در شکل حمایت از حضور و
دخالت سازمان ملل در حل بحران های جهانی ابراز شده است ، بار دیگر اهمیت فاکتور اروپا را
برای کاخ سفید ، نمایان ساخت.
اما جدا از این مباحث ، واقعیت این است که کشورمان ، بایستی خود را برای یک منازعه رودررو
با جاه طلبی های بی پایان هیات حاکمه امریکا آماده نماید. واشنگتن مایل است شرایط منطقه ای
را یکدست و جانبدارانه نموده و خاورمیانه را در تیول خود قرار دهد.
بدیهی است مردم ایران ، با پشتوانه های فرهنگی ، دینی و تاریخی اجازه تعبیر شدن این خواب امریکا را نخواهند داد.