در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
خاطرهای میخواهم برایتان تعریف کنم که سالهای زیادی از آن گذشته است و در یکی از شهرستانهای جنوبی کشور اتفاق افتاد. زمانی که من در دادگاه عمومی خدمت میکردم پروندهای به من ارجاع شد که در مورد درگیری یک زن و شوهر بود. مرد همسرش را بشدت کتک زده بود. مدارک علیه این مرد کامل بود. نظریه پزشکی قانونی نشان میداد که این مرد با کمربند همسرش را کتک زده و آثار کبودی و زخمهای زیادی روی بدن زن جوان مشهود بود.
پرونده برای محاکمه پیش من آمد و طبق معمول وقت تعیین شد و شاکی و متهم پرونده در دادگاه حاضر شدند. زن جوان گریه میکرد و میگفت از رفتارهای شوهرش خستهشده و آنقدر از دست او کتکخورده که دیگر حاضر نیست این وضع را تحمل کند و با این که شوهرش را دوست دارد، اما قصد جدایی دارد.
این زن میگفت: هرچه شوهرم میگوید انجام میدهم و او را اذیت نمیکنم، اما شوهرم مرد بداخلاقی است. سر هر موضوع بیخودی مرا اذیت میکند و کتکم میزند. حتی وقتی از دیگران عصبانی است من را کتک میزند و این کارهایش خستهام کرده. او با این کارش احساس قدرت میکند و میگوید چون تو زن من هستی پس حق دارم هر کاری خواستم بکنم. این زن میگفت شوهرش از زمانی که ازدواج کردهاند این کار را میکند و برای ترساندنش دست به رفتارهای خشونتآمیز دیگری هم میزند. او میگفت: من نمیخواستم از او شکایت کنم، اما دیگر چارهای ندارم چون شوهرم به حرف بزرگترها هم گوش نمیکند و هر کاری که خودش دوست دارد انجام میدهد. هرچه خانوادهاش میگویند این کار درست نیست و زنت را کتک نزن توجهی نمیکند و کار خودش را میکند. او قلدر محله است و نوچه هم دارد.
زن جوان مدعی بود که شوهرش چند بار این کار را کرده و شکایت و تنبیه علیه او فایدهای ندارد.
البته من پیش از این هم متوجه ماجرا شده بودم چون مرد سابقهدار بود که همگی در مورد ضربوجرح همسرش بود. نوبت به مرد که رسید به او گفتم در برابر اتهام ضربوجرح عمدی همسرت از خودت دفاع کن. او اتهام را قبول کرد و گفت که از کارش پشیمان نیست و هر وقت همسرش او را عصبانی کند یا به حرفش گوش نکند او را کتک خواهد زد.
او میگفت: زنی که حرف گوش نکند باید کتکش زد، من هم این کار را میکنم و اصلا هم ناراحت نیستم. اگر میخواهید من را به زندان بیندازید. حبسش را میکشم. مرد میانسال که خیلی هم قلدری میکرد چند بار به خاطر ضربوجرح همسرش بازداشت شده بود، اما با رضایت زنش بیرون آمده بود. من متوجه شدم چند باری که این مرد توانسته از همسرش رضایت بگیرد باعث تجری او شده و فکر کرده هر بار عصبانی شود میتواند زنش را کتک بزند و بعد هم از او رضایت بگیرد. بنابراین زندانی کردن او نمیتوانست بازدارنده باشد.
ضمن این که متوجه شدم او مرد مغروری است و نمیخواهد همسرش را به عنوان یک انسان به رسمیت بشناسد و بداند که باید با او درست رفتار کند، تصمیم گرفتم غرور این مرد را بشکنم تا متوجه شود باید به حقوق دیگران احترام بگذارد. او فکر میکرد چون نوچه دارد. بنابراین کسی حریفش نیست. من هم برای این که جلوی نوچههایش خرد شود و بداند کارش اشتباه است او را محکوم به کاری کردم که به قول خودش از حبس برایش بدتر بود.
به همین خاطر این مرد را به پرداخت دیه و زندان محکوم کردم، اما این مجازات از نظر من برای متهم کافی و بازدارنده نبود. نیاز بود تا غرور متهم نیز شکسته شود و بداند حق ندارد همسرش را کتک بزند. بنابراین تصمیم گرفتم او را به شستن همه ظرفهای کثیف خانه به مدت یک ماه محکوم کنم. وقتی این حکم ابلاغ شد مرد پیش من آمد و گفت که چرا این کار را کردی. مگر من زنم که با من چنین رفتاری میکنی. اگر من در خانه ظرف بشویم زنم دیگر به حرفهایم گوش نمیکند و از فردا همه در شهر من را مسخره میکنند.
او تا حدودی درست میگفت. در شهرستانهای کوچک حفظ غرور مرد خیلی مهم است و برخی مردان فکر میکنند نسبت به زنان برتری دارند به همین خاطر انجام کارهای خانه که معمولا وظیفه زنهاست برای مردان یک جور تحقیر محسوب میشود.
این رای در دادگاه تجدید نظر هم تائید شد و مرد میانسال مجبور شد علاوه بر گذراندن دوران حبس به مدت یک ماه هر روز صبح و ظهر و شب ظرفهای کثیف را بشوید. چند ماه که از این حکم گذشت، زن جوان به دیدن من آمد و به خاطر حکمی که دادم تشکر کرد و گفت: شوهرم دیگر من را کتک نمیزند و حتی اگر عصبانی شود خودش را کنترل میکند و دست روی من بلند نمیکند.
مجازاتهای تکمیلی از نظر من میتواند بازدارندگی بالایی داشته باشد. البته اگر با فرهنگ و شرایط محیط سازگاری داشته باشد.
محمدرضا محمدی کشکولی
قاضی دادگاه کیفریاستان تهران
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: