چهره‌ها و حادثه‌ها

5‌/‌1 سال خوابیدن و به سقف نگاه کردن، فاجعه نیست؟!

یکی از زیباترین خاطره‌هایی که در ذهن ورزش و طرفدارانش مانده، مربوط به المپیک 2000 سیدنی است؛ لحظه‌ای است که حسین توکلی روی سکوی اول المپیک پرید تا مدال طلایش را بگیرد . ملی‌پوش سال‌های نه چندان دور وزنه‌برداری که مدتی است مربیگری را آغاز کرده، این روزها در حال بررسی پیشنهاداتش برای کار تازه است و وقتی با او تماس می‌گیریم، تا بدانیم که مهم‌ترین حادثه زندگی دارنده مدال طلای سیدنی، چه بوده، خاطراتش را برایمان بازگو می‌کند.
کد خبر: ۵۱۳۲۱۸

«بعد از سیدنی، وقتی که ایوانف، مربی تیم ملی رفت، تیم به دست تعدادی از مربیان دیگری افتاد. مدتی تمرین نکرده بودیم تا این‌که در فاصله کمی تا شروع رقابت‌های آسیایی کارمان را شروع کردیم. برای این‌که این عقب‌ماندگی جبران شود، فشار تمرینات بسیار بالا رفت و همین باعث شد دچار زانودرد شدیدی شوم. برای این‌که تمرینات را از دست ندهم، مدام آمپول تزریق می‌کردم تا مسابقه‌ها را ازدست ندهم، در حالی که آن مشکل با مدتی استراحت رفع می‌شد. با همین رویه ادامه دادم و چند ماه پیش از المپیک آتن راهی قزاقستان شدم تا در این رقابت‌ها خودم را محک بزنم اما اتفاقی افتاد که اصلا پیش‌بینی نمی‌کردم. برای مدال طلای مجموع، زیر وزنه 220 کیلو رفتم که ناگهان رباط پایم پاره شد و کشکک زانویم طوری جابجا شد که در رانم قرار گرفت.» توکلی برای این‌که ادامه ماجرا را تعریف کند، از واژه‌هایی استفاده می‌کند تا نشان دهد چقدر این آسیب‌دیدگی به او لطمه زده و او را از زندگی ورزشی‌اش عقب انداخته است: «با این مصدومیت و در حالی که آماده می‌شدم تا دومین المپیک زندگی‌ام را تجربه کنم، خانه‌نشین شدم. من که تحمل نداشتم حتی برای چند ساعت در یک جا بمانم، 5‌/‌1 سال خانه‌نشین شدم و نگاهم به سقف بود. توکلی با یادآوری این حادثه، موارد دیگری هم به زبان می‌آورد تا در نهایت این نتیجه را بگیرد: «من بعد از اتفاق‌هایی که برایم افتاد، مطمئن شدم که ورزشکار بدشانسی بودم و حالا وقتی می‌گویم در موفقیت‌ها نباید شانس را نادیده گرفت، دوستانم ناراحت می‌شوند. گاهی اوقات در بدترین موقعیت‌ ممکن بودم و همین باعث شد تا روزهای تلخی را در طول دوران ورزشی‌ام تجربه کنم.»

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها