حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
اما واقعیت آن است که فرهنگ در همه شئون مداخله اساسی دارد و چه بخواهیم و چه نخواهیم مسائل فرهنگی است که جهتده بسیاری از امور زندگی ماست. مثالی بزنیم:
فرض کنیم جامعهای تحت فشار دشمن قرار گرفته و دشمن سعی میکند از هر راه ممکن ـ ازجمله کاهش ارزش پول ملی ـ به این جامعه فشار آورد. به این ترتیب احتمال دارد فردا روزی قیمت بعضی کالاها افزایش یابد. در جامعهای که فرهنگ تعاون و روح مبارزه جمعی حاکم باشد؛ در جامعهای که کمک به همسایه صواب شمرده و موجب ثواب اخروی دانسته شود؛ در جامعهای که درد دیگران، درد خود شمرده شود و در یک کلام، در جامعهای که فرهنگ والای اسلامی با روح آحاد جامعه عجین باشد، مردم از خرید بیشتر پرهیز میکنند ثروت خود را به قرضالحسنه میدهند تا از فشار دشمن کاسته شود.
جامعه ایرانی چنین امری را تجربه کرده است. در جریان جنگ تحمیلی حتی مردم روستاهای فقیر هم سعی میکردند بخشی از ثروت خود را در راه خدا انفاق کنند و در تامین هزینههای جبهه مشارکت داشته باشند.
اما در جامعهای که فرهنگ مادیگرایانه بر آن حاکم باشد، افراد کمدرآمد هم پولهای اندک خود را از بانکها خارج میکنند و به دلالهای خرده ارز و سکه تبدیل میشوند تا از قافله بهرهبرداری از فرصت پیش آمده برای چپاول همسایگان عقب نمانند! به این ترتیب سرمایه سرگردانی که متوجه بازار ارز و سکه (به عنوان بازار مرجع تعیین قیمت سایر کالاها) میشود، دهها و صدها برابر افزایش مییابد و افزایش تقاضا و افزایش قیمتها (به صورت کاذب) سرعت بیشتری به خود میگیرد!
بپذیریم که اقدامات فرهنگی با همه حوزهها و ازجمله اقتصاد آمیخته است و بپذیریم که در جریانات چند ماهه اخیر همه سعی و تلاشمان معطوف حل مساله از طریق معادلات ریاضی بوده است و از برنامهریزی فرهنگی، مثل خیلی از موارد دیگر، غافل شدیم. جامعه مومن ما پیشتر از این بارها نشان داده است که میتواند بحرانها را پشتسر بگذارد؛ مشروط به آن که غفلت آن را فرانگرفته باشد و نخبگان و گروههای مرجع جلودار این حرکت فرهنگی باشند.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....