آنچه در این برش اهمیت دارد صرفا استعارهای است که از این طریق به مخاطب منتقل میشود.
در تدوین تداومی، اما وفاداری به واقعیت مهمتر از معنای استعاری است. برای آنکه تدوین تداومی را بهتر بشناسیم باید بدانیم معنای پیرنگ در فیلم داستانی چیست.
ام فورستر، رماننویس، معتقد است پیرنگ، نقطه آغاز خوبی برای درک منطق ساختاری است؛ منطقی که محرک گزینشهای مرحله تدوین بهشمار میآید. به عنوان مثال جمله «شاه مرد و سپس ملکه مرد» فاقد پیرنگ داستانی است، چون رابطهای بین دو تصویر ارائه شده وجود ندارد، اما اگر بگوییم «شاه مرد و سپس ملکه از غصه مرد»، پیرنگ را بیان کردهایم چون بین دو واقعه، رابطه علی وجود دارد.
همین رابطه علت و معلولی است که تعیینکننده کیفیت تدوین تداومی در زمانی است که رابطه بین دونما، رابطهای منطقی است.
اما ارتباط منطقی تنها رابطه میان دو نما نیست. تدوین تداومی بر این سه نوع رابطه کلی مبتنی است که هر سه از یک طرف نسبتی با واقعیت بیرونی و از طرف دیگر نسبتی با روایت درونی و دراماتیک اثر دارد.
الف) روابط زمانی: مثل اینکه تصویر زنی را که سینی چای از دستش رها میشود برش بزنیم به تصویر استکانها که به زمین اصابت میکند و میشکند یا تصویر اسلحهای را که شلیک میشود برش بزنیم به تصویر سربازی که مورد اصابت گلوله قرار گرفته و نقش زمین میشود.
ب) روابط فضایی: مثل اینکه از نمای باز یک مدرسه به نمای راهروی کلاسها کات بزنیم یا اینکه از نمای اکستریم لانگ شات یک شهر به نمای باز ساختمانهای یک منطقه مسکونی برش بزنیم و پس از آن دوباره به نمای کامل یک ساختمان بخصوص و همینطور نزدیک و نزدیکتر یا به عکس، دور و دورتر.
ج) روابط منطقی: مثلا از نمای معرف یک مدرسه به نمای معلمی که پای تخته در حال آموزش درس به شاگردان کلاس است، برش بزنیم یا از نمای کودکی که دارد به درس معلم گوش میدهد به نمای باز حیاط مدرسه برویم. در این ترکیبها برای برش زدن به هیچ نوع رابطه زمانی یا فضایی نیاز نداریم. ذهن ما با برقرار کردن رابطهای منطقی میان مدرسه، معلم و شاگرد این برشها را تداومی میانگارد و این ما را به همان اصل مهم که ابتدای بحث عنوان شد، رهنمون میکند. اینکه پیرنگ، نقش مهمی در تدوین تداومی دارد و قادر است توهمی از دنیایی واقعی و فیزیکی برای ما ایجاد کند که عبارت است از روابطی در پسزمینه فضای داستانی که سازنده محیط و جغرافیای زمانی و مکانی فیلم است.
آزاد جعفری