حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
به عنوان یک ایرلندی، با مشکلات زیادی توانستید بازیگر شوید و در آمریکا کار کنید.
ایرلندیبودنم برایم مشکلات زیادی به همراه نیاورد، اما ورود به دنیای سینما و موفقیت در آن کار سادهای نبود. اگر به هالیوود نگاه کنید، بسیاری از هنرمندان مطرح و سرشناس آن غیرآمریکایی هستند. به اعتقاد من، این مهاجران خارجی و غیرآمریکایی بودهاند که هالیوود را ساختند و باعث ادامه فعالیت آن شدند، اما ورود به دنیای بازیگری، مثل هر کار دیگری بسیار سخت بوده است. واقعیت این است که متقاضیان رشته بازیگری بسیار زیاد هستند و وقتی تقاضا برای چیزی زیاد میشود، رقابت هم در آن رشته شدیدتر میشود. البته رقابت این حس را دارد که همیشه آنهایی که مصممتر و حرفهایتر هستند باقی میمانند. من هم مثل بسیاری از همکاران دیگرم مجبور بودم سخت تلاش کنم تا موقعیت خاص خودم را کسب کنم. اگر امروز بازیگر موفقی هستم، این موفقیت حاصل یک تلاش و فعالیت 30 ساله است.
با معیارهای هالیوودی، شما هیچوقت یک بازیگر خوشچهره و ستاره به حساب نمیآیید. به نظر شما جذاب بودن چه نقشی در کارنامه یک بازیگر دارد؟
البته از آنجا که بازیگر برای کار خود در وهله اول به چهره و صدا نیاز دارد، طبیعی است که از چهرهای (حداقل) معمولی برخوردار باشد و به اصطلاح چهرهاش زشت نباشد. اما خوشقیافه و جذاب بودن بازیگر فقط برای یکی دو سال اول حضور او در سینما، کارکرد و مصرف دارد. پس از آن، از یکسو چهره او برای تماشاچی تکراری میشود و از سوی دیگر، بازیگران جوانتر و خوشچهرهتری از راه میرسند که میخواهند جای او را بگیرند. به همین دلیل، بازیگر باید چیزی فراتر و بهتر از قیافه خوب داشته باشد تا بتواند در این دنیای سرد و بیرحم سینما به فعالیتش ادامه بدهد. این هم چیزی نیست جز استعداد بازیگری و توانایی برای ظاهرشدن در نقش کاراکترهای متفاوت. بازیگران مولف همیشه ماندگار هستند، حتی در سنین پیری. داستین هافمن، رابرت دنیرو یا آلپاچینو را نگاه کنید. با وجود سن بالا و پیرشدن، آنها هنوز هم فیلم بازی میکنند. حالا چند تا بازیگر خوشچهره میخواهید اسم ببرم که یکی دو سال بعد از بازیگرشدن، به دست فراموشی سپرده شدند؟
برای من مقدر شده بود که در این سن و سال تبدیل به قهرمان اکشن بشوم، اما حتی در این سن و سال هم تلاش میکنم تا نقش محوله را بخوبی و بدرستی بازی کنم
راهی طولانی را در دنیای بازیگری طی کردهاید. از کارهایی که در آن حضور داشتید راضی هستید؟
فکر نمیکنم هیچ بازیگری از کل کارهایی که کرده خشنود و راضی باشد. همه ما به دلیل شرایط خاص کاری (نیاز به درآمد، آشنایی و رودربایستی با این تهیهکننده یا آن کارگردان یا یک انتخاب غلط) در فیلمهایی بازی کردهایم که بعدها از حضور در آنها احساس و ابراز پشیمانی کردهایم. بعضی وقتها هم آدم وقتی فیلمنامه را میخواند، فکر میکند حاصل کار چیز بسیار خوبی خواهد شد. ولی فیلم آمادهشده آن چیزی نیست که آدم فکرش را میکرد. مجموع این عوامل، باعث بازی در فیلمهایی میشود که آدم ترجیح میدهد آنها را فراموش و دربارهشان صحبت کند.
شما از این نوع فیلمها زیاد در کارنامهتان داشتهاید؟
الان حضورذهن ندارم که چند تا از این فیلمها را بازی کردهام. ولی در کل، از کارنامه سینماییام راضیام و میتوانم بگویم تعداد فیلمهایی که از آنها احساس رضایت میکنم، بیشتر از فیلمهایی هستند که شاید دوستشان نداشته باشم. راستی، یک نکته را هم اضافه کنم. بعضی وقتها عکس این حالت هم اتفاق میافتد و شما در فیلمی بازی میکنید که امیدی به موفقیت آن ندارید و ناگهان میبینید همهچیز عکس آن است. برای مثال، وقتی قسمت اول ربودهشده را بازی میکردم و حتی زمانی که آماده نمایش شد، فکر میکردم این فیلم هیچوقت رنگ پرده سینماها را نمیبیند و مستقیما راهی بازار ویدئو خواهد شد! اما در کمال تعجب، این فیلم تبدیل به یکی از موفقترین کارهای کارنامه سینماییام شد و مسیر کار حرفهایام را تغییر داد.
پس تبدیلشدنتان به یک قهرمان اکشن کاملا اتفاقی و پیشبینی نشده بود؟
دقیقا! خودم کاراکتر برایان میلز را در این فیلم دوست دارم. او شباهت زیادی به قهرمانان اکشن فیلمهای حادثهای مشابه ندارد. میلز، مردی میانسال و در آستانه بازنشستگی است که مجبور میشود از مهارتهای حرفهای و کاری خود ـ در یک سازمان ضدجاسوسی ـ کمک بگیرد تا یک مشکل خانوادگی و شخصی را حل کند. برای بازی در این نقش زحمت زیادی کشیدم و تمرینهای بدنی و مهارتی زیادی انجام دادم. خوشبختانه با موفقیت مالی و انتقادی فیلم، پاداش خوبی هم برای کارم گرفتم.
اگر این موفقیت اتفاقی نبود، باز هم در فیلمهای اکشن از این دست بازی میکردید؟
کسی نمیتواند آینده و احتمالات آن را پیشبینی کند. چه کسی میتواند بگوید این یا آن بازیگر در طول دوران حرفهای کار خود، چه کارهایی را باید انجام دهد تا به موفقیت بیشتر و بالاتری برسد؟ عوامل متعددی باعث موفقیت یا عدم موفقیت یک فیلم میشوند و ما در این رابطه هیچ کاری نمیتوانیم انجام دهیم. ما نظارهگرانی هستیم که سعی میکنیم از موقعیتهای خوبی که پدید میآید، نهایت استفاده را ببریم.
وقتی مشغول بازی در فیلم نیستید، اوقات خود را چگونه میگذرانید؟
مطالعه میکنم و در جمع خانواده هستم. خانواده برایم مهمترین چیز است و هیچچیز نمیتواند جایگزین آن شود. از کودکی یاد گرفتم به مفهوم خانواده احترام بگذارم و برای حفظ همبستگی درونی آن تلاش کنم. شما همه کار برای بچههایتان میکنید تا بهتر بزرگ شوند. شما وقتی خانواده دارید، خیالتان راحت است و میدانید بزرگترین پشتیبان دنیا را در کنار خود دارید. حتی فیلمهای اکشنی هم که بازی کردهام، از خانواده و نیاز به متحد و در کنار هم بودن صحبت میکنند و این عنصر در قصه آنها نقش مهمی ایفا میکند.
از این که از شما به عنوان یک قهرمان اکشن اسم میبرند، راضی و خشنود هستید؟
القاب چیزهایی است که رسانهها و منتقدان سینمایی به بازیگران میدهند و کاری در این رابطه نمیتوان انجام داد. برایم خیلی مهم نیست که مرا با چه عنوانی صدا میزنند. اما خودم را چیزی شبیه آرنولد شوارتزنگر، سیلوستر استالونه و دیگر قهرمانان اکشن سینما نمیبینم. دنیای آنها کاملا متفاوت از دنیای من است و فیلمهایم شباهت زیادی به کارهای آنها ندارد. نمیخواهم بگویم اکشنهای آنها کممایه و بیارزش است، ولی فیلمهای من در کنار عنصر اکشن دارای مفهوم و حرفهایی هم هستند. «خاکستری» را منتقدان خیلی پسندیدند و از آن به عنوان یک اکشن تلخ و سیاه اسم بردند. همین نظرها درباره ربودهشده هم ارائه شد.
فکر نمیکنید کمی دیر به یک قهرمان اکشن تبدیل شدهاید؟
من به خواست خودم وارد این مسیر نشدم که زمان آن را تعیین کنم! هر اتفاقی در وقت مناسب خودش میافتد. برای من هم مقدر شده بود که در این سن و سال تبدیل به ـ به قول شما ـ قهرمان اکشن بشوم، اما حتی در این سن و سال هم تلاش میکنم تا نقش محوله را بخوبی و بدرستی بازی کنم. بازی در نقشهای اکشن چند سال اخیرم، روحیه تازهای به من داده و زندگی را برایم شیرینتر و جذابتر کرده است.
مترجم: کیکاووس زیاری / گروه فرهنگ و هنر
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....