من قاتل مادرم نیستم

ریانا زیاد، دختر 19 ساله‌ای است که به اتهام قتل مادر36 ساله‌اش الیزابت دستگیر و دادگاهی شده است. او متهم است با وجود سال‌ها کشمکش بر سر مسائل مختلف در نهایت با چاقوی آشپزخانه به مادرش حمله‌ور شده و او را از پا در آورده است.
کد خبر: ۵۱۰۰۲۳

مگر می‌شود فرزندی نخواهد در کنار پدر و مادرش زندگی کند. والدین حتی اگر بدترین‌ها هم باشند هم خون هستند و بودن با آنها آرامش دارد. من نمی‌دانم چطور ممکن است به کسی اتهام قتلی زده شود که پدر یا مادرش را کشته باشد. هر فردی حتی اگر بدترین خاطره‌ها را از خانواده درجه اولش داشته باشد باز براحتی نمی‌تواند دستش را به خون آنها آلوده کند. در مورد من که قضیه خنده داراست. من یک دخترم و دخترها همگی به شکل عجیبی به مادرشان وابسته هستند. اطرافیانم شهادت داده‌اند که من از بچگی علاقه‌ای به مادرم نداشتم و دلم می‌خواسته به هر شکلی که می‌توانستم او را آزار بدهم. به نظرم این خنده‌دارترین چیزی است که می‌توان در مورد یک دختر و مادرش گفت.دخترها عاشقانه مادرانشان را دوست دارند و فرقی نمی‌کند نقطه نظرهایشان یکی است یا با هم تفاوت زیادی دارد.

هر دختری به مادرش وابسته است و به نظرم تهمتی که به من زده شده بسیار بی‌اساس و بی‌منطق است. مادر من از بهترین‌ها بود و من از این‌که او را در زندگیم داشتم همیشه شکرگزار بوده‌ام. اتهاماتی که به من وارد شده است هیچ پایه و اساسی ندارد و بحث‌ها و جدل‌های میان ما نمی‌تواند مستندی بر قتل مادرم توسط من باشد. من زیر بار این اتهام نمی‌روم و آن را نمی‌پذیرم.

ریانا زیاد، دختر 19 ساله‌ای است که به اتهام قتل مادر36 ساله‌اش الیزابت دستگیر و دادگاهی شده است. او متهم است با وجود سال‌ها کشمکش بر سر مسائل مختلف در نهایت با چاقوی آشپزخانه به مادرش حمله‌ور شده و او را از پا در آورده است. ریانا که پدر ندارد و از شش سالگی با مادرش زندگی می‌کند اتهام قتل را نمی‌پذیرد اما همه کسانی که این مادر و دختر را می‌شناسند شهادت داده‌اند رابطه این دو همیشه دستخوش درگیری‌های جدی بوده و قتل الیزابت توسط فرزندش اصلا نمی‌تواند دور از ذهن باشد. اعتیاد ریانا به کوکائین از عواملی است که در پرونده او درج شده تا به عنوان یک محرک در رفتار خشن‌اش مورد بررسی قرار بگیرد. ریانا شش​ماه پیش بازداشت شده و همچنان زیر بار قتل مادرش نمی‌رود.

دروغ می‌گویند

تفاوت نظر و عقیده‌های میان من و مادرم چیزی نبود که بخواهد عامل قتل شود. ما هم مثل هر مادر و دختر دیگری با هم اختلاف سلیقه داشتیم و بحث‌های میان ما هم غیرعادی نبود. همه دوستان و نزدیکان من وقتی بزرگ‌تر می‌شوند و از نوجوانی بیرون می‌آیند اختلاف نظر اساسی با والدینشان دارند و این طبیعی است. در مورد من و الیزابت ماجرا کمی متفاوت بود و تنها دلیلش هم این بود که پدر نداشتم و مادرم باید جای او را هم پر می‌کرد.

اطرافیان و خویشاوندانم با اطمینان، علیه من شهادت داده‌اند قاتل مادرم هستم و او را به خاطر بحث‌های مداوممان از پا در آورده‌ام. من نمی‌دانم آنها که سال​های سال است هیچ‌کدام را ندیده‌ام چطور می‌توانند در مورد زندگی ما قضاوت کنند. شاید خصومتشان به خاطر این است که من سال‌های سال است با هیچ‌کدام از اقواممان رفت و آمدی ندارم و شهادت‌ها هم از همین جا نشا‌ت می‌گیرد. اگر من دختر سنگدلی باشم که بخواهم مادرم را از پا در بیاورم قطعا نمی‌توانم تعداد زیادی دوست داشته باشم که همه طرفدار من هستند و قبول ندارند قتلی توسط من صورت گرفته باشد. من در تمام طول دوران دبیرستان محبوب بودم و این محبوبیت بی دلیل نیست. رفتارم آنقدر خوب بوده که هم سن و سالانم را جذب می‌کرد و مادرم هم خوب می‌دانست من از لحاظ رفتاری هیچ مشکلی ندارم.

اتهاماتی که به من زده شده تنها از روی نادانی اطرافیان و خویشاوندانی است که دورادور ما را می‌شناختند و فکر می‌کردند مادرم چون هرگز ازدواج نکرده پس حتما من سد راهش بودم و می‌توانم آن دختر بی‌رحمی باشم که حتی دستم را به خونش آلوده کنم. آنها دروغ می‌گویند و من ثابت می‌کنم مادرم توسط سارقی بی‌رحم از پا در آمده است.

قتل باضربات کارد

جسد بی‌جان الیزابت که با ضربات متعدد کارد آشپزخانه از پا درآمده بود توسط ماموران پلیس و در آشپزخانه منزلش کشف شد. او قبل از آن‌که از حال برود شماره پلیس را گرفته و از آنها درخواست کمک کرده بود. به محض پیدا شدن جسد ماموران پلیس تحقیقات خود را آغاز کردند و خیلی زود مشخص شد مرگ این زن نه به علت خودکشی، بلکه قتل بیرحمانه‌ای بوده که توسط فردی آشنا صورت گرفته است. با این‌که به‌نظر می‌رسید قاتل بدون هیچ مشکلی وارد خانه شده باشد ماموران تحقیق روی آشنایان را در مرحله اول کارشان قرار دادند و خیلی زود دختر مقتول به‌عنوان اولین مظنون بازداشت شد. او ادعا می‌کرد هنگام وقوع حادثه در کلاس طراحی بوده اما تحقیقات نشان می‌داد او برای مدت نیم ساعت از کلاس خارج شده و همزمان با قتل مادرش بوده است.

ریانا به اتهام قتل بازداشت شد و با وجود شهادت بسیاری از آشنایان و دوستان مقتول که به رابطه بسیار بد این مادر و دختر اشاره می‌کردند جای شکی باقی نماند که او در مرگ الیزابت دست داشته است. دختر 19 ساله که یک سال است به کوکائین اعتیاد پیدا کرده گرچه اتهامات را رد می‌کند اما بزودی رای نهایی در مورد او به عنوان قاتل مادرش صادر خواهد شد.

من دوستش داشتم

من مادرم را دوست داشتم. از وقتی از دنیا رفته احساس می‌کنم دنیا روی شانه‌هایم سنگینی می‌کند. از مرگ او بیش از اندازه متاسفم و احساس گناه می‌کنم؛ اما این به خاطر آن نیست که من او را به قتل رسانده‌ام بلکه به این علت است که وقتی از دنیا رفت ما با هم قهر بودیم و من هرگز فرصت آن را پیدا نکردم که به خاطر اذیت‌ها و دعواهای دائمی که داشتیم از او عذرخواهی کنم و آشتی کنیم. من او را به قتل نرساندم و هرگز زیربار این اتهام سنگین نخواهم رفت. من و مادرم گرچه هرگز رابطه خیلی خوبی نداشتیم اما همدیگر را دوست داشتیم و دعواها و نزاع‌هایمان هم شیرینی زندگی‌مان بود. او زن خوبی بود و من سعی می‌کردم دختر خوبی برایش باشم. ما گرچه کمتر روی آرامش در خانه را دیدیم و مادرم روز به روز از من دورتر می‌شد اما این احساس به معنی این نبود که بخواهیم کوچک‌ترین آسیبی به یکدیگر برسانیم یا حتی من بخواهم چنین رفتار بیرحمانه‌ای را علیه او طراحی و اجرا کنم.

من هم مثل هر دختر دیگری با وجود اختلاف‌های زیادی که با مادرم داشتم او را دوست داشتم و حاضر نبودم کوچک‌ترین آسیبی به او وارد بشود. پلیس مدعی است دعواهای دائمی ما می‌تواند محرک خوبی برای اقدام من به قتل باشد اما این حقیقت ندارد. ما در هفته چند بار با هم درگیری داشتیم اما همیشه می‌دانستیم در دوران سختی، یکدیگر را خواهیم داشت. قبل از آن‌که الیزابت به قتل برسد بعد از یک سال تازه متوجه شده بود من از کوکائین استفاده می‌کنم و به این خاطر بشدت ناراحت بود. مدام به من سرکوفت می‌زد که چرا سراغ مواد رفته ام و من پاسخی برایش نداشتم. وقتی بیش از اندازه سر به سرم گذاشت باز دعوای سختی میان ما راه افتاد که به قهر انجامید. قهری که هرگز به آشتی نرسید و من مادرم را همان زمان از دست دادم.

از خدا می‌خواهم او به بهشت برود و مرا به خاطر همه اختلاف سلیقه‌ها و دعواهایی که با او داشتم ببخشد. نمی‌دانم چطور ثابت کنم که من قاتل مادرم نیستم، اما امیدوارم خودش به کمکم بیاید و به نحوی ثابت شود من واقعا بی‌گناهم.

مترجم: المیرا صدیقی

منبع: کورت نیوز

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها