حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
جهان پس از فروپاشی شوروی در عرصه بین المللی وارد مرحله جدیدی شد. امریکا با حمایت اروپا بدنبال استقرار نظم نوین جهانی بود.برخی از کشورها در همان زمان نظریه هایی هم چون جهان چند قطبی می گفت خود را با یک جانبه گرایی امریکا اعلام داشتند.
بعداز حادثه 11 سپتامبر،امریکا با سوء استفاده از فرصت بخش عظیمی از نیروی خود را مصروف"نظم نوین جهانی " و در نتیجه ایجاد زمینه برای رهبری خود فراهم نمود.
از دو حادثه تأثیر گذار در روند تحولات در عرصه بین المللی یعنی فروپاشی شوروی (بیست سال پیش)و واقعه 11 سپتامبر (دو سال پیش) گذشته است و همگان می دانند که آنچه امریکا در پی آن بود به ثمر نرسید هر چند دنیای غرب به دنبال تحقق اهداف استراتژیک خود لحظه ای درنگ نکرده است، در دو دهه گذشته چند کشور که عمده آسیای اند به مخالفت جدی با اهداف آمریکا و غرب در تحقق "جهان یکپارچه" پرداخته اند هر چند اقدامات این کشورها به صورت متحد و یکپارچه نبود.
این کشورها در آسیا روسیه- چین- هند-ایران اند. اینک بیش از هر زمان دیگری 4 کشور آسیایی به یکدیگر نزدیک شده اند.
به نظر می آید وقت آن رسیده است که چهار کشور در آسیا در پی آن برایند تا با ایجاد یک پیمان استراتژیک با اهداف مشترک امریکا را از آسیا بیرون برانند. چین وهند در شرق آسیا و روسیه و ایران در غرب آسیا به صورت "دوبه دو" بر سر موضوعات و اهداف مشترک اتحاد 2+2 را ایجاد نمایند.آسیا برخوردار از 4 کانون تمدنی اند.
هم تمدن هند و هم تمدن چین و هم تمدن روسیه ارتدکس و هم تمدن ایران از جمله کانونهای تمدنی آسیااند که تاریخ این قاره کهن را رقم زده اند و آنچه که به صورت تمدن ماندگار و نامی را در آسیا باقی مانده و هم چنان در جان این قاره جاریست همین چهار کانون است که مابقی کشورها قمرهای پیرامونی این کانونهای مهم و قدرتمند و تأثیرگذارند. در آسیا جنگی بین این تمدنها رخ نداده است.
هر آنچه در قدیم وجدید به صورت نزاع و جنگ آسیا را به ورطه نابودی و تخریب کشانده است. قدرت های اروپایی و بیرونی قاره آسیا بوده است. علی رغم نقاط اختلاف در چهار کانون تمدنی، در شرایط فعلی برخی موضوعات و منافع مشترک می تواند اتحاد دو به دو را ایجاد نماید تا تدریجا تبدیل به یک بلوک قدرتمند گشته و سرنوشت آسیا را در آسیا تعیین نماید.
این تجربه در اهداف کوتاه مدت از آسیا شروع و به سایر قاره ها ختم خواهد شد. نه روسیه روسیه بیست سال پیش است و نه چین و نه هند و نه ایران. چهار کانون تمدنی در شرایطی قرار دارند که دشمن مشترک می تواند فارغ از اختلافات موجود در زمینه های مختلف آنها را به اتحاد بکشاند.
ضرورت اتحاد دو به دو یا پیمان چهار در زمینه های ذیل نهفته است:
امریکا دشمن هر چهار کانون تمدنی در آسیاست هر چند برای امریکا خطر اول ایران است اما بعد از ایران، چین و بعد روسیه و بعد هند دو نوبت اند.
امریکا در پیرامون هر چهار کانون تمدنی دارای پایگاههای نظامی متعددی است
امریکا انسان غیر غربی را(غیر نژاد انگلاساگسن) شهروند درجه 2و3 می داند.
رهبری جهانی امریکا و استقرار نظم نوین در گرو مهار چهار قدرت در آسیاست.
قدرت برتر اقتصادی امریکا، از ناحیه آسیا تهدید می شود.(بخصوص از ناحیه چین و هند)
مهمترین چالش فرهنگی آمریکا برای اشاعه و سلطه استیل زندگی غربی در آسیا و از همین کانونهای تمدنی است
امریکا بدون توانایی ها و ظرفیت های انرژی و ژئواکونومیک آسیا،ضعیف است.
هر چهار کانون تمدنی از ناحیه امریکا و غرب در دو قرن گذشته آسیب های جدی دیده اند که اشغال هند توسط بریتانیا، تحمیل جنگ تریاک به چین،حمله ناپلئون و دو جنگ اول و دوم اروپا به روسیه و سلطه نفوذ غرب در ایران از آن جمله اند.
توانایی های نظامی و تسلیحات استراتژیک تهدید کننده امریکا در آسیا گسترده شده است.
دو عضو دائم شورای امنیت(چین و روسیه) در آسیا هستند.
قدرت هسته ای دنیا بعد از امریکا،در قاره آسیاست.
آسیا در دوران کهن و قرون جدید بدون امریکا و غرب، در صلح و آرامش بوده است.
کانون های درگیری در آسیا با طراحی و پشتیبانی امریکا و غرب "در پنجاه سال اخیر" شعله ور شده و خواهد بود از جمله کانون درگیری در خاورمیانه (وجود رژیم نامشروع اسرائیل) – موضع کشمیر- جنگ هند و پاکستان- کره شمالی و جنوبی- اختلافات چین و ژاپن- اکراین و گرجستان در قفقاز- بحران افغانستان- عراق و...و اخیرا روسیه
و...
این پیمان فقط باید چهار عضو ذکر شده را داشته باشد. یعنی اتحادی برای کشورهای کانونی در آسیا، هر چند پیمان شانگهای شکل گرفت و ممکن است اهداف آن با آنچه در این پیشنهاد ذکر کردم مشابه باشد اما شانگهای محوریت اقتصادی دارد هند و ایران عضو اصلی نیستند و برخی کشورهای اقماری ضعیف در این اتحادند که کارساز نیست. اتحاد چهار (چین – هند- ایران و روسیه) می باید اتحادی استراتژیک با محوریت سیاسی- نظامی امنیتی- اقتصادی- فرهنگی و تمدنی یعنی چهار رکن مهم حیات بشری را دارا باشد.
بحران سوریه مواضع چهار کشور را به یکدیگر نزدیک کرد مهمترین بهانه برای اعلام موجودیت این اتحاد است. از آنجا که پوتین، چهره ای مصمم و برجسته ودارای ذهنی استراتِژیک است امید می رود پیش قدم در راه اندازی پیمانی باشد که تضمین امنیت آسیا در برابر هرمونی غرب خواهد بود.
جزئیات این طرح، با نشستهای کارشناسی راهی را درپیش خواهد گذاشت که آینده نگری رهبران برجسته چهار کشور را برای تضمین امنیت نسل های آینده آسیا، نمایان می سازد.
دکتر برات شمسا
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....