به بهانه تولید فیلم موهن

شرق‌شناسی و اعوجاج در تعریف اسلام

موضوع اهانت به پیامبر خاتم(ص) یا سایر پیامبران الهی، امر محدث یا تازه ای نیست که مثلا در قرن بیستم و بیست یکم رخ داده باشد. نگاهی به متون کتب مقدس، روایات مواجهه انبیای الهی با هتاکان و قدرناشناسان را در اختیار انسان قرار می‌دهد. موضوع رفتار هتاکانه با پیامبر اسلام(ص) نیز در قرآن کریم نقل شده است.
کد خبر: ۵۰۶۳۷۰

به نظر می‌رسد بررسی و مطالعه عمیق این رویدادها و روش‌شناسی مواجهه قرآن و پیامبر(ص) با آنها یکی از مورد نیازترین مطالعه‌های امروزین برای تبیین راهبرد مسلمانان نسبت به تکرار چنان حوادثی است.

اکنون سوال اینجاست که چرا چنین هتاکی‌ها هنوز در قرن بیست و یکم هم جریان داشته و نیز سرچشمه معرفتی چنین حرکت‌هایی در جهان غرب از کجا ناشی می‌شود؟ چرا چنین رفتارهایی در دوران به اصطلاح اوج پیشرفت‌های جامعه غربی که اتفاقا مدعی احترام به حقوق بشر و مانند آن است، رخ می‌دهد؟ آیا چنین حرکت‌هایی، نشان وجود یک پیشداوری تحریف شده نسبت به دین اسلام و پیامبر آن نیست؟ از طرف دیگر، چه چیزی در اسلام و پیام آن وجود دارد که موجب نگرانی هتاکان یا دست‌های پنهان پشت سر آنان می شود که برای مبارزه با آن دست به چنین اقدامی می‌زنند.

نویسنده بر آن است که برای بررسی رویداد اخیر، حداقل از منظر معرفت‌شناسی باید نقبی به تاریخ مطالعات اسلامی در غرب زد. دلیلش آن است که به این وسیله، رهیافت تاریخی شرق‌شناسان نسبت به اسلام تبیین شده و می‌توان پی به چرایی این رفتارهای هتاکانه برد. از سوی دیگر، در بعد معرفتی، تصحیح چنان کژفهمی‌ها و کژداوری‌ها هم از وظایف بایسته مسلمانان و متفکران منصف غربی است که باید در مسیری عالمانه و دقیق شکل گرفته و راه چنین رفتارهایی را حتی‌المقدور مسدود کنند.

مطالعات اسلام‌شناسی در غرب که به شرق‌شناسی هم معروف شد، در اصل تلاش مسیونرهای مسیحی برای نقد اسلام بود و نه شناخت آن. در متون برخی شرق‌شناسان اسلام دین شمشیر، دین خشک بیابان و مانند آن نیز معرفی می شد و در کنار این تعریف کلی، اعوجاجات در تعریف شخصیت پیامبر خاتم هم بدان اضافه شد. بنابراین زمینه آشنایی غرب با اسلام و پیامبر اکرم(ص) مبتنی بر یک تحریف آشکار بود. بعد از آن‌که مراکز علمی و دانشگاهی هم در آمریکا شکل گرفتند، همان پیشداروی‌ها نسبت به اسلام، تلقی‌ها و برداشت‌ها نسبت به اسلام را شکل می‌داد.

اسلام‌شناسی در غرب شعبه‌ای از مطالعات ادیان است. به تعبیر پروفسور ویلیام چیتیک «این رشته اساسا توسط مورخان یا زبان‌شناسان قرن نوزدهم که عموما مسیحی یا یهودی بودند، توسعه یافت. آنها با این‌که بندرت به اعتبار و حجیت اسلام صحه می‌گذاردند، با رهیافت‌هایی که در ادیان خود داشتند، به تفسیر اسلام می‌پرداختند. آنها اسلام را ساده و بدوی می‌پنداشتند که به شیوه‌ای پیچیده از یهودیت و مسیحیت جدا شده است. نسل بعدی شرق‌شناسان هم همان روش را دنبال کرد. دنبال کردن چنان راهی، همان نوع خصومت دوران قرون وسطی علیه اسلام را تقویت می‌کرد... شرق‌شناسان خواسته یا ناخواسته با جاه‌طلبی‌های استعمارگرانه و بهره‌جویانه قدرت‌های غربی، همراهی و تبانی کردند. اندیشه‌های آنها درباره دین اسلام به عنوان دین عقب‌افتاده و دست دوم به تقویت اندیشه مسئولیت مردان سفید و تلاش برای صدور تمدن به جوامع غربی کمک کرد.»

روشن است که در پی چنین اندیشه‌ای و درواقع در نتیجه گستردن چنین پیشداوری‌های جاهلانه و مغرضانه‌ای، نه‌تنها نگاه به اسلام نمی‌توانست مثبت باشد، بلکه غرب با قدرت مادی و تمدن‌سازی جدید خود به فکر بهبود وضع مسلمانان هم افتاد. همین نگاه غلط به اسلام باعث شد اکثر سیاست‌های استعمارگرانه غربی که ملهم از همین دیدگاه بود هم در شکل و شمایلی اشتباه و به‌دور از واقعیات جهان اسلام شکل بگیرد. نگاه استعمارگرانه و دیدگاه شرق‌شناسانه نسبت به آنچه در حقیقت برای مسلمانان مقدس و متعالی بود، ادراکی نداشت و نمی‌توانست حدود و ثغور آن را بفهمد. چنین دیدگاهی البته می‌توانست برآمد تفکر مدرن هم باشد که از اساس به تخریب هر چیز قدسی و متعالی می‌پرداخت و دنیایی می‌ساخت که در آن امر قدسی موضوعی زائد و بی‌معنا بود. معناداری هستی برای مسلمانان در برابر بی‌معنایی، تصادفی بودن و بی‌هدفی آن برای تمدن و مدرنیته غرب قرار گرفت. هر فعالیتی برای حفاظت و حراست از امر متعالی و مقدس، چنان که فراتر از دایره و محدوده فهم انسان مدرن بود با تعبیراتی چون مخالف حقوق بشر، متحجرانه و عقب‌مانده روبه‌رو شد و نگاه غرب به اسلام و تمدن اسلامی، نگاهی سرورانه و گاه مشفقانه گردید.

این حرکت دوار، شتاب بیشتری به خود گرفت تا آنجا که هجوم‌ها و هتاکی‌های دوران قرن بیستم و بیست و یکم به جهان اسلام شکل گرفت و موضوع به تمسخر پیامبر اکرم(ص) یا تولید فیلم‌هایی با مفاهیمی رسید که در حقیقت تجلی آن را هم‌اکنون می‌توان در جهانی که خود را متمدن می‌داند، دید. این نوشته بدان معنا نیست که همه انسان‌های غربی فاسدند، بلکه به آن معناست که اگر فیلم موهن دربردارنده شهوت جنسی، قدرت پرستی، استعمار و استکبار است، در یک کلمه همه اینها بوفور در تاریخ گذشته و اکنون غرب پیدا می‌شود و اگر سازنده فیلم در این مورد خود را به گیجی و نفهمی زده است، باید او و مخاطبانش را در این ساحت بیدار کرد. اکنون تمام محصولات بهداشتی، صنعتی، غذایی، فیلم‌ها و رمان‌های غربی برای تبلیغات خود از نماد جنسیت بهره برده و نشانگر آن است که همین مساله، جاذب انسان مدرن به خرید و استفاده از آن محصولات است. بنابراین جناب فیلمساز راه را بیراهه رفته است.

آنچه امروزه در بعد معرفتی مهم می‌نماید، تلاش روزافزون جهان اسلام به معرفی اسلام در بعدی کامل و همه‌جانبه به انسان معاصر است. در چنین حالتی است که زمینه‌های پیشداوری‌های غلط نسبت به اسلام رفته‌رفته از بین می‌رود. از سوی دیگر نمی‌توان گفت چنین حرکتی کاملا از میان خواهد رفت، اما باید در نظر داشت هماره چنین اشتباهات مهلکی که میان دشمنان اسلام انجام می‌گیرد، در جهان اسلام تنها به یک نتیجه منجر می‌شود که آن هم بیداری مسلمانان نسبت به هتاکان و اتحاد بیش از پیش امت اسلامی است.

سیدامیرحسین اصغری / جام جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها