تو که رویه کفشهایت هنوز فلسی بودن پوست تمساح را نشان میدهد و وقتی میخواهی ثابت کنی کفشهایت اصل اصل است آنها را درمیآوری و میخواهی دیگران رویش دست بکشند، تو که آن تیغ بلند و کرم و قهوهای رنگ را به زنجیری کوتاه بستهای و از جلوی آیینه کوچک ماشینت آویزان کردهای تا به همه بگویی جوجه تیغیها با همین تیغها به جنگ دشمن میروند، تو که دندانهای ببر را دکور خانهات کردهای، تو که ناخنهای عقاب را به ردیف زیر میز پذیراییات چیدهای تا همه بدانند تو به کجاهای دنیا سفر کردهای،... تو میدانی که فقط یک عضو کوچک از زنجیرهای هستی که با خریدهای کوچک و مختصرت، بازاری جهانی را میگردانی که سالانه میلیاردها دلار به جیب قاچاقچیان و شکارچیان حیات وحش میریزد؟
نفرتآورتر از آن جاکلیدیها و مجسمههای ریز و درشت ساخته شده از عاج که به خاطرشان صدها فیل و کرگدن بیرحمانه کشته شدهاند و عاجهایشان در حالی که غرق خوناند با تبر قطع شده است، شیای در جهان نیست.
میدانی در آسیا و آفریقا میمونها را میکشند و وقتی گوشتشان را تکهتکه کردند، جمجمه شان را بدون اینکه ترک بردارد از گوشت و پیه لخت میکنند تا زینت خانههای مردمی باشد که جمجمه میمون را برای دکوراسیون میپسندند؟میدانی بعضی اشراف دنیا به زیراندازی کمتر از پوست یکپارچه ببر و پلنگ راضی نمیشوند و هیچ دیوارکوبی جز سرهای بریده گوزن و آهو را نمیپسندند و برای همین است که هر سال قاچاقچیان و شکارچیان حیات وحش بیشتر از سال قبل به دل طبیعت میزنند تا حیوانات بزرگتر و جذابتر را شکار کنند؟ حتما سالهاست این حرفها را میشنوی و باز هم بیاعتنا از کنارش میگذری چون فکر میکنی که وقتی این محصولات در بازار وجود دارد پس تو هم باید آنها را بخری و چرخه عرضه و تقاضا را تکمیل کنی.
اما اشتباه در همین است، اگر تقاضایی نباشد کم کم زنجیره عرضه نیز از هم میپاشد چون آنوقت شکارچی حیات وحش میبیند که هر چه بیشتر شکار میکند کمتر پول عایدش میشود و آنوقت تو که از خرید چنین محصولاتی که چیزی جز اعضا و جوارح مثله شده حیوانات نیست، امتناع کردهای پیروز این ماجرا هستی چون به جای به وجد آمدن از خریدن یک جاکلیدی ساخته شده از عاج، به حال فیلها و کرگدنهایی دل سوزاندهای که در این راه مردهاند.
مریم خباز - گروه جامعه