فرانسویها سالانه میزبان 74 میلیون گردشگر هستند، یعنی رقمی معادل کل جمعیت ایران هر سال میروند به شهری مثل پاریس که ایفل و لوور و شانزلیزه را ببینند، اما سهم فعلی ما از بازار جهانی گردشگری به زحمت به 0/04 درصد میرسد و ما در بهترین حالت فقط میزبان دو میلیون گردشگر در سال هستیم. افسار پاره کردن دلار در بازار ارز ما، هر تلخی و آسیبی داشته باشد این فرصت و مزیت را میتواند ایجاد کند که با تغییر چند قانون ارزی و گمرکی جزئی و البته به مدد دیپلماسی عمومی و رسانهای، ایران را به بهشت توریسم خاورمیانه تبدیل کند.
این یعنی پادزهر واقعی تحریمها و از همه مهمتر گرفتن اقتصاد کشور از شیر رخوتآور نفت بعد از صدسال. توریستها میتوانند «دلار فراوان» را بدون تحریم و نفت و نفتکش و دردسرهای معمول، در مقابل چشمان خشمگین چشم آبیها با زبان خوش به ایران بیاورند، این دلارآوری در داخل شغل آفرینی کند و در خارج برای ما اقتدار بیاورد. این ورود فوج گردشگر میتواند پروژه ایرانهراسی را هم با شادی و رضایت سیاحت تخت جمشید ونقش جهان و کاخ گلستان و حتی کویرهای یزد و کرمان توسط میلیونها توریست و شهروند غربی و شرقی خنثی کند. البته کار آسانی نیست، به قول دهه شصتیها یک عزم ملی میطلبد، چیزی در حد خواست عمومی، دستور ویژه رئیسجمهور و تدبیر شبانهروزی چند وزارتخانه، با رعایت تمام ملاحظات و اتحاد وزارتخانههای امور خارجه، فرهنگ و ارشاد اسلامی و کشور، بدون درافتادن به کاغذبازی و دیوانسالاری و زیرآبزنی و...! سحر دلار با تخت جمشید و نقش جهان و سوهان و گز و دیزی و... میتواند یک رویا نباشد.
بهمن هدایتی / جامجم