یک روز با او صحبت کرد و گفت: پسرم چرا به مدرسه نمیروی؟ مدرسهات را دوست نداری؟
کسری فکری کرد و گفت: مدرسهام را دوست دارم، بچههای کلاسمون را دوست ندارم.
مادر گفت: چرا پسرم مگه چه کار کردند. بابت چه چیزی اذیت شدی؟ بگو تا من بدانم.
کسری سرش را پایین انداخت و گفت: مامان من نمیخوام عینک بزنم.
مادر کسری که متوجه قضیه شد، گفت: چرا؟ مگه عینک چه عیبی داره؟ خیلی هم قشنگه!
کسری گفت: نخیر، بچهها به من میگن چهار چشمی، عینکی و خیلی اسمهای دیگر و منو ناراحت میکنه و همش تقصیر این عینک بدجنسه.
مادر گفت: نه کسری جون مقصر عینک نیست، مقصر خودت هستی. یادت مییاد کوچکتر که بودی چقدر بهت میگفتم آقا کسری جلوی تلویزیون نرو و از نزدیک به صفحه تلویزیون نگاه نکن، اما گوش نمیکردی! من فکر این روزها بودم. آنقدر گوش نکردی تا چشمهایت ضعیف شد و مجبوری عینک بزنی تا خوب شود. من بهت قول میدم اگر به طور مداوم عینکت را بزنی حتما خوب میشی.
کسری گفت: ببخشید مامان که حرفهاتوگوش نکردم چون کوچولو بودم، ولی از حالا به بعد حرفهاتو گوش میکنم.
مادر گفت: پس چند تا نکته است که باید گوش کنی:
اول اینکه نزدیک تلویزیون نرو و اگر هم خواستی تلویزیون ببینی از فاصله دورتر تماشا کن و عینکت را هم حتما بزن.
دوم میخواهی مشق بنویسی سرت را به دفترت نزدیک نکن، چون هم خطرناکه و هم برای چشمهایت ضرر داره.
سوم زمانی که در مدرسه هستی و میخواهی به تخته نگاه کنی حتما عینک بزن.
چهارم وقتی دستهایت کثیف است و به زمین و میز و توپ و... دست زدی، دست به چشمهایت نزن چون باعث میشود که میکروب وارد چشمهایت شود و عفونت کند.
پنجم به حرف بچهها گوش نکن و همیشه کاری را که بهتر است و برایت مفید است انجام بده و حرفهای دیگران برایت مهم نباشد.
ششم از همین روزهای اول مدرسه درسهایت را خوب بخوان تا موفق باشی و درسهایت روی هم تلنبار نشود.
کسری هم حرفهای مادر را گوش میکرد و تائید میکرد و بعد از حرف مادر ادامه داد هفتم حرفهای پدر و مادرت را گوش کن چون حرفهای آنها طلاست. مادر خندید و گفت: ای شیطون. کسری از فردای آن روز به مدرسه رفت و عینکش را زد تا چشمانش خوب شود.
گلنوشا صحرانورد
هوش مصنوعی یکی از قدیمیترین عادتهای ما در اینترنت را تغییر داده است
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین عنوان شد
در گفتوگو با جامجم آنلاین تشریح شد
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین مطرح شد