چند سال است که در کشور ما در حیطه شعر و ادبیات جشنوارههای متعددی برگزار میشود که تعداد آنها زمانی از تعداد موضوعات مطرح در ادبیات بیشتر است! این که این جشنوارهها توانسته است در بعد کیفی پوشش مناسبی برای توجیه کمی آنها باشد، هدف این یادداشت نیست، بلکه مهم نگاهی صادقانه و حرفهای است که چشماندازها را در این مقوله آشکار میکند.
بهطور مثال از جشنوارهای نام میبرم که به طور اتفاقی، بحثی با یکی از دوستان در مورد آن درگرفت: جشنواره شبیه طنز مکتوب که چند سالی است حوزه هنری اقدام به برگزاری آن میکند و در نوع خود یکی از پرطرفدارترین جشنوارهها محسوب میشود، زیرا علاوه بر موضوع شعر در این جشنواره، طنز لحظهای آن و ایجاد سرگرمی و نشاط برای مخاطبان یکی از نکات مثبت این جشنواره محسوب میشود که از قضا هواداران زیادی هم دارد، اما سوالی که اینجا مطرح است ماهیت برگزاری این جشنواره یا حتی کیفیت و قضاوت کردن درباره آن نیست، بلکه شعار جشنواره است که کشف استعدادهای جوان را سرلوحه خود قرار داده است.
دوست من شاعری تازهکار است که در این جشنواره شرکت کرده بود، اما تعدادی از برندگان اخیر این جشنواره همگی شاعران حرفهای حوزه طنز هستند. اگر این جشنواره بناست به کشف استعدادها بپردازد، آیا رقابت بین یک شاعر حرفهای و یک شاعر جوان منصفانه است؟! آیا این جشنواره نباید بین دو گروه تفکیک جدی قائل شود؟! بازیافت استعداد شاعرانی که سالها پیش استعدادشان کشف شده نه تنها مطلوب نیست، بلکه نادیده انگاشتن شأن یک شاعر حرفهای و زیر پا گذاشتن حقوق شاعران جوان است.
ناصر فیض، دبیر این جشنواره نیز با من در این باره موافق است، اما میگوید: امسال بهدلیل کمبود بودجه نتوانستهایم این تفکیک را بین دو گروه حرفهای و غیرحرفهای قائل شویم.
البته او وعده داد سال آینده این جشنواره در دو بخش حرفهای و غیرحرفهای برگزار خواهد شد. گرچه او مصر است، اما نبض اقتصادی ماجرا در جایی دیگر میزند؟!
شاعر میفرماید: «تا نیمه چرا ای دوست لاجرعه مرا سرکش».
نرگس رجایی / جامجم