فقط به خاطر جوانها مانده ام

نام محمد صادقی با والیبال پیروزی همانقدرگره خورده که علی پروین با فوتبال این باشگاه در واقع اگر بعداز انقلاب این تیم همیشه سرپامانده فقط بخاطر پیگیری های مردی است که خستگی نمی شناسد
کد خبر: ۴۹۹۱
نگاه نکنید که چند سال اخیر پیروزی جزو شاگرد زرنگهای لیگ برتر نیست ، اما جزو تیمهای ته جدول هم نیست که فانوس به دست دنبال یک امتیاز برای بقا در لیگ بگردد پیروزی ، تیمی است در حد اندازه پولی که خرج می کند. این را خود صادقی می گوید:هر قدر پول بدی ،آش می خوری.شاید اگر مشکلات مالی گریبان این تیم مردمی و ریشه دار را نمی گرفت ، حالا این تیم مثل بچه های علی پروین از تیمهای قدر والیبال بود اما چه انتظاری از این تیم می شود داشت وقتی بخاطر بی پولی نمی توانند در برابر تیم ابومسلم خراسان در مشهد صف بکشند و باخت فنی می خورند؛ وقتی تیم با پول قرضی به مصاف آمل می رود، وقتی بازیکنان تیم ، نیمه راه از صادقی جدا می شوند بازهم می شود گفت که پوشیدن پیراهن قرمز عشق می خواهد و باید برای بازیکنان افتخار به حساب بیاید؛الان درست چند فصلی است که قرمزپوشان نیمه راه بدجوری بی پول می شوند؛ طوری که حتی حقوق بچه هایشان را هم نمی توانند پرداخت کنند. به نظر می رسد که تجربه یکسان امروز فردا کردن کافی باشد، اما شروع فصل همان داستان همیشگی ، مثل امسال : اول فصل حاجی انصاری فر که مسوول ماست ، به من گفت که هزینه تیم را بنویسید و من هم برآورد کردم و تیم بزرگسالان را با100 میلیون تومان بستم، با جوانان و نوجوانانمان شد110 میلیون که تیم نوجوانان تایید نشد. برای امسال با رضا نائینی صحبت کردیم که با ما کنار نیامد و رفت و چند تا یار جوان جوان گرفتیم و من به همراه تیم پیکان به مسکو رفتم و بازیکن دیدم ، اما تشکیلات مدیریتی که به هم خورد، ما هم ماندیم چکار باید بکنیم فقط توانستیم یک بازیکن3 ماهه با دستمزد6 هزار دلار بگیریم البته یار آنچنان موثری نیست بالاخره همان 4 میلیون تومان می ارزد نام پیروزی توقع علاقه مندان به این باشگاه مردمی را بالا برده ؛ چیزی که محمد صادقی هم از این یاد می کند:همه توقع دارند ما همه تیمها را ببریم ، اما بچه های ما مشکل روحی دارند، الان هفت هشت ماهی است حقوق نگرفته اند در بازی ای که با صنام داشتیم ، من سر تیم نبودم ، دنبال حقوق بچه ها به باشگاه رفته بودم و تا8 شب معطل شدم قرار بود10 میلیون تومان پول بدهند؛ از حقوق که خبری نشد، هیچ ، من به بازی بچه هایم هم نرسیدم.این مشکلات کی حل می شود؛والله هر وقت تکلیف مدیریت ما روشن بشود، مشکلات ما هم حل می شود آقای میرزایی می گوید من مدیرعاملم ، اما این چه مدیریتی است که حقوق بازیکنانش را پرداخت نمی کند، اصلا خبر ندارد باشگاهش تیم والیبال دارد یا نه ؛ مثل این است که پدری از بچه خود خبر نداشته باشد!اما مشکل مالی پیروزی تقریبا مشکل هر فصل است ما3 سال است بد می آوریم تا وقتی مهندس رضاقلی کنارمان بود، هیچ کم و کسری ای نداشتیم ، ما آن سال نایب قهرمان لیگ کشور و تهران شدیم چرا این همه مشکل فقط برای والیبال پیش می آید نه فوتبال؛اتفاقا فوتبالمان هم به مشکل برخورده است الان علی پروین 3 ماه است حقوق بچه ها را نداده و بخاطر مشکلات مدیریتی ، دستش بسته است تا حالا هم اگر خرج میکرد، از750 میلیون تومانی بود که از فروش مهدوی کیا به باشگاه رسیده بود که آن هم تمام شد یار هم که نمی تواند بفروشد با این همه مشکلات ، چطور شد دوباره تیم تشکیل دادید قبلا گفته بودید دیگر سراغ مربیگری نمی روید؛راستش یک دفعه هم استعفا کردم ، اما باشگاه موافقت نکرد از طرفی شخص رئیس فدراسیون از من خواست که سر کارم برگردم حالا امیدوارم مشکلاتمان حل شود و از یکی دو سال دیگر اگر تیمی ماند و من بودم ، دیگر به عنوان مربی کار نمی کنم ترجیح می دهم سرپرست تیم باشم.یعنی پشت دستتان را داغ کردید؛ نه ؛راستش خسته شده ام من بعد از انقلاب تا به حال مربی تیم هستم ؛ بس است دیگر، بگذارید یک مربی جدید بیاید.با این همه مشکلات ، فدراسیون هیچ کمکی برای حل آنها نمی کند؛چرا اتفاقا فدراسیون خیلی کمک می کند، ولی تا کی پیروزی بعد از انقلاب را همه خوب یادشان است آن موقع هم این مشکلات را داشتید؛نه اصلا وضعمان اینطور نبود همه بچه ها با انگیزه می آمدند و کار می کردند اسم پیروزی بلند بود، کلی تماشاچی داشتیم و حالا هیچی امسال فقط از همه می خواهم صبر کنند تا این تیم جزو سوپر لیگ بماند تا سال بعد اگر اول فصل هزینه را به حساب من بریزند، من تیم تشکیل می دهم می دانید باشگاه که طرف حساب بچه ها نیست همه از من توقع دارند تا حالا هم حدود12 میلیون از خودم هزینه کردم ماشینم را فروختم به این امید که دردی دوا بشود.یعنی بغیر از پول ، هیچ مشکل دیگری ندارید؛نه هیچ مشکلی پیروزی.هر سال یار زیاد عوض می کند، دلیل آن چیست؛ما یار عوض نمی کنیم ، بازیکنی که می آوریم ، باید پیراهن پیروزی را دوست داشته باشد وقتی علیرضا امانی به من می گوید من دیگر این لباس را دوست ندارم خوب آزادش می کنم همین فصل حمید جعفری به من گفت آقا می خواهم بروم خدا می داند یک ساعت هم طول نکشید رضایتنامه اش را آماده کردم رفت پاس!اگر از تیم شما بگذریم ، ممکن است در یک بررسی کلی بفرمایید که والیبال ظرف چند سال اخیر چقدر متحول شده بخصوص با میزبانی های متعدد مسابقات آسیایی؛کلا هر کشوری در هر رشته ای مانند فوتبال ، والیبال ، بسکتبال ، هندبال که میزبانی می گیرد، جوانان آن رشته سودش را می برند چون جوانها بازیهای خوب می بینند و انگیزه پیدا می کنند فدراسیون هم باید برای جوانان برنامه بگذارد مثلا لیگ باشگاهی برایشان بگذارد لیگ نوجوانان را راه اندازی کند الان همه مسابقات کشوری این دوره رده سنی70 ، روزه سر و ته اش هم می آید اما اگر لیگ باشد حداقل سالی چند تا بازیکن جوان کشف می شوند اما وقتی تیم نوجوانان باشگاهی مثل پیروزی که ریشه دار است تایید نمی شود فدراسیون برای رفع چنین مشکلاتی چکار می تواند بکند؛کمک کند.چه کمکی ؛به لحاظ مالی کمک کند.یعنی پول به باشگاه ها بدهد؛بله ، من 8 سال پیش به آقاییزدانی خرم گفتم که به تیم پیروزی و استقلال کمک کند، نه به صنام و پیکان ببینید وقتی که این دو تیم باهم بازی دارند، ممکن است 100 نفر تماشاچی به سالن بیایند، اما قول می دهم اگر پای استقلال و پیروزی وسط باشد، سالن مثل سالهای قبل پر شود، یعنی مردم پول بدهند، صف بایستند، بلیت بخرند تا بیایند و یک بازی تماشا کنند اما الان همه می گویند فوتبال از دو قطبی بودن باید خارج شود، آن وقت شما پیشنهاد می کنید والیبال را هم دوقطبی کنند؛صددرصد ببینید در فوتبال اگر یکی از دو تیم بازی نداشته باشند، یکهزار نفر تماشاچی به ورزشگاه می رود، اما این دو تیم تماشاچی با خودشان می آورند و می دانید اگر بهترین بازیکنان دنیا را هم به ایران بیاوریم و بهترین لیگ والیبال را هم برنامه ریزی کنیم ، اگر تماشاچی نباشد، فایده ای ندارد باید مثل اوایل انقلاب بشود که کیپ تا کیپ سالن، تماشاچی می نشست حضور خانواده ها در ورزشگاه در پویایی دوباره این رشته چقدر می تواند موثر باشد؛خیلی اوایل انقلاب خانمها به سالن می آمدند و بازیها را می دیدند خوب این در روحیه ورزشکاران هم خیلی موثر بود اما الان انگار روح از ورزشگاه ها رفته خود من وقتی وارد می شوم ، انگار که سالن با من قهر است صندلی های خالی دلگیرکننده است هرچند بعضی تیمها مثل صنام هر وقت بازی دارد، با خودشان 200 نفر تماشاچی می آورد، نوشابه و ساندویچ هم به آنها می دهد، که تشویقش کنند، اما اینها فایده ندارد، تماشاچی باید با پای خودش به سالن بیاید، یعنی خودجوش باشد همه جای دنیا همین است.آیا نبود دو تیم قرمز و آبی و سالنهای خالی ، تنها مشکلات والیبال هستند؛تقریبا اگر این دو تیم راه بیفتند، والیبال هم حرکت می کند الان چند سالی است که استقلال تیم ندارد، ما هم که یار خوب نداریم ، ببینید چه وضعی شده. فکر نمی کنید جای سازندگی هم در این بین خیلی خالی باشد؛بله حالا دیگر کسی به این چیزها فکر نمی کند چرا؛چون انگیزه ای نمانده است هر چی ساختیم ، مربیان دیگر آمدند و بردند نمونه اش همین مصطفی کارخانه است.ولی صنامی ها می گویند بازیکنانشان اغلب سربازند؛اما خود من ، بازیکنی مثل رحمان محمدی راد را با پرداخت یک میلیون و200 هزار تومان ، سربازی اش را خریدم.مگر شما به او رضایتنامه ندادید؛چرا؛ رحمان مشکل مالی داشت من هم ناراحت نشدم که رفت اما حرفم این است که فدراسیون باید جلوی این کارها را بگیرد و نگذارد که بعضی ها هر قدر یار که می خواهند بگیرند.قبلا چنین قانونی داشتیم ، نه ؛بله چرا اجرا نشد؛نمی دانم ، باید از فدراسیون بپرسید من الان صنام را که می بینم افسوس می خورم که بازیکن جوانی مثل امیرحسین معززی خواه را با لباس شخصی روی نیمکت می نشاند فقط بخاطر این که به تیم دیگری نیاید نادی بهترین بازیکن آسیا شد اما رفت صنام چهار پنج سال او را روی نیمکت نشاند الان گاهی بازی می کند یا به جوانهای دیگری مثل شیاری حتی اجازه لباس پوشیدن هم نمی دهند فقط در خدمت می گیرند که در تیم دیگری بازی نکند یعنی صنام پول می دهد که تیمهای دیگر را ضعیف کند؛بله اشکالی ندارد این چیزها را بنویسم؛نه ، اصلا اشکالی ندارد بنویسید صنام پول دارد و به بازیکنان می دهد تا تیمهای دیگر را ضعیف کند فدراسیون باید جلوی این کار را بگیرد چرا فدراسیون باید اجازه بدهد صنام یا پیکان 18 یا20 بازیکن بگیرند؛ جوانی مثل مرتضی شیاری می خواست به تیم پیروزی بیاید حتی با من حرف زد، اما کارخانه اجازه نداد به او پول داد و گفت می خواهم از این به بعد بازی کنی اینها را خود شیاری به من گفت : خوب این وسط والیبال ضربه می خورد به خدا من 10-20 تا کاپ اولی دارم که در خانه ام گلدان شده اند دیگر عشقی ندارم که تیمم قهرمان بشود اگر ماندم بخاطر این جوانهاست که بتوانم آنها را به سالنها بکشانم خوب این وضعیت را که می بینید، خسته نمی شوید؛چرا فکرهایی در سرم دارم که ماندم می شود درباره آنها حرف بزنیم؛نه ، سال دیگر عنوان می کنم که اصلا چرا ماندم به خدا اینقدر که از جیبم خرج می کنم ، برایم سودی نداشته نمی خواهم اسم بیاورم ، اما بعضی تیمها به من چک سفید دادند که مربی شان بشوم ولی نه اگر از پیروزی جدا بشوم ، دیگر مربی تیم دیگری نمی شوم یعنی علی پروین والیبال نه به این شکل ، ولی اما هرچی هست شما خبرنگاران می توانید کمک کنید شما بپرسید چرا پیکان باید18 تایار داشته باشد؛ باید از فدراسیون بازخواست کرد فدراسیون الان خیلی چیزها را رها کرده مثلا صنام هر چقدر یار می خواهد، بگیرد، می گیرد و فدراسیون فقط تماشا می کند اما اگر باشگاهی بخشی از هزینه های تیم ملی را متقبل بشود، امتیازات ویژه ای هم می گیرد درست است؛اما نباید این طور باشد مثلا اگر خود شما بودید، دوست نداشتید حق وتو داشته باشید؛عرض کردم نباید این طور باشد هرکس پول داشته باشد، هر کاری دلش بخواهد، انجام دهد بودجه فدراسیون معلوم است اگر هم کم آورد که نباید از باشگاه ها کمک بگیرد آن وقت چطور می خواهد کنترلشان کند؛
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها