در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
برخی میگویند کسانی که تئاتر کار میکنند نگاهشان به زندگی واقعیتر است. با این حرف موافقید؟
بستگی دارد آن واقعیتی که میگویند چه باشد. یک وجه از زندگی هنرمند کشف هنر است. فرقی ندارد تئاتری باشد یا سینمایی، عکاس باشد یا نقاش. هنرمند لایهای از زندگی را کشف میکند که در چشم دیگران معمولا دیده نمیشود.
سینما و تلویزیون رسانههایی هستند که دایره مخاطبانشان گستردهتر از تئاتر است. چطور میشود که یک عده تئاتر را انتخاب میکنند و در همین هنر هم میمانند؟
مطمئن باشید بیشتر کسانی که تئاتر کار میکنند، این هنر اولین انتخابشان است. چون با جادوی آن مواجه شدهاند. یادم است بچه که بودم موسیقی هم کار میکردم، سینمای جوان هم میرفتم و تئاتر هم کار میکردم، اما تئاتر را انتخاب کردم چون جادویم کرد و من را گرفت.
این جادو چیست؟ آیا تنها با بازی در تئاتر قابل لمس است؟
ببینید، جادوی تئاتر یک حس است که باید آن را تجربه کرد و قابل ترسیم نیست، اما حس دیدن یک تئاتر هم میتواند این جادو را منتقل کند. وقتی بازیگر در فضا قرار میگیرد و روی صحنه بازی میکند به این معنی است که یک اتفاق روی صحنه و زنده جلوی چشم من رخ میدهد، مخاطب میتواند با این جادو مواجه شود. به بازیکردن تئاتر نیازی نیست، کافی است بیننده تئاتر شوید. تجربه دیدن تئاتر خیلی مهم است و متاسفانه در کشور ما این تجربه هنوز به شکل جدی و عمومی جانیفتاده است.
یعنی هیچ وقت شهرت سینما شیفتهتان نکرده؟
شهرت تنها بخشی از حرفه بازیگری و در کل فعالیت هنری است، نه همه آن. کسانی که دنبال شهرت هستند دقیقا همانهایی هستند که هنر را ابزاری برای شهرت میدانند. کسی که دنبال شهرت است هدفش چیز دیگری است. هر متنی جلویش بگذارند اجرا میکند و هیچ حساسیتی ندارد.
شما تجربه بازی در یک مجموعه تلویزیونی را هم دارید. شهرت تلویزیون هم شیفتهتان نکرد؟
من نمیتوانم بپذیرم که تلویزیون هنر است. تلویزیون از مدیوم هنر استفاده میکند. مسیرش چیز دیگری است، هزارتا برنامه دیگر دارد یکی از آنها هم هنری است. چون بیشتر مدیومی برای اطلاعرسانی است. بخشی از برنامههایش هم هنری است، اما الزاما مدیوم هنری نیست. من دنبال مدیومی بودم که کاملا هنری باشد و به همین دلیل باز هم تئاتر را ترجیح میدهم.
در ایران چقدر تئاتر خوب تولید میشود؟
نمیتوانم چیزی بگویم چون طی سال به زور یکی دو تا کار میبینم که مرا تحت تاثیر قرار میدهد. من خیلی کار نمیبینم. اگر آدم یک کار خوب ببیند یک هفته شارژ است، اما اگر یک کار بد ببیند یک ماه حالش بد است. به همین علت به توصیههای دوستان و نقدها اکتفا میکنم و از همین طریق انتخاب میکنم که به تماشای چه کارهایی بروم.
برخی از اهالی تئاتر از عملکرد معاونت هنری وزارت ارشاد گلایه دارند. طبعا برخی از این گلایهها بجاست و برخی نه. نمیتوان همه گناهها را گردن این نهاد انداخت. خود شما هم اشاره کردید که کار خوب کم تولید میشود. این بیانصافی نیست که همه گناهها بیفتد گردن وزارت ارشاد؟
نکته: آشفتگی الزاما نشاندهنده شرایط بد نیست. ممکن است مربوط به یک دوران گذار باشد. من فکر میکنم این اتفاق دارد در زبان تئاتر ما رخ میدهد. خیلی چیزها در حال تغییر است
مسأله همین جاست. این وزارتخانه سختگیریهای زیادی نسبت به تئاتر دارد. همین موضوع شرایط را برای سوءاستفاده برخی افراد فراهم کرده است. گاهی اوقات کارهای بد از محدودیتها سوءاستفاده میکنند، یعنی کار بد تولید میکنند و میگویند محدودیتها و تغییرات اعمالشده کار را به اینجا رسانده است. میگویند نمیگذارند ما کار کنیم! اگر این رفتارها تعدیل شود قطعا شرایط بهتر میشود.
یکی دیگر از مشکلات تئاتر که منتقدان به آن اشاره میکنند، ورود نسل جدید و نوعی آشفتگی در صحنه نمایش است. نظر شما در این باره چیست؟
بخشی از این آسیب برمیگردد به این که تئاتر ایران در حال عوضکردن زبان است و این موضوع آشفتگیهایی ایجاد میکند. نسل جدیدی که دارند در تئاتر کار میکنند در حال ایجاد این تغییر هستند.
این عوضکردن زبان به جای خوبی میرسد یا نه؟
به نظرم اتفاقات خوبی میافتد. نسل جدید تئاتریها تابع یک نظریه یا تئوری رفتار نمیکنند و ادای کسی را هم درنمیآورند. گاهی دلشان میخواهد راحتتر کار کنند و طبق میل خودشان رفتار میکنند.
آشفتگی الزاما نشاندهنده شرایط بد نیست. ممکن است مربوط به یک دوران گذار باشد. من فکر میکنم این اتفاق دارد در زبان تئاتر ما رخ میدهد. خیلی چیزها در حال تغییر است.
مثلا چه چیزی؟
بازیگری. این را مثال میزنم چون تنها اتفاقی است که روی صحنه رخ داده و دیده میشود. دیگر آن داد و بیدادها و اغراقهای گذشته را در تئاتر نمیبینیم.
اگر موافق باشید کمی هم درباره گروه و کارهای خودتان بپرسم. گروه شما خصوصی است؟
بله، اما با این که پول لازم داریم، نمیخواهیم کاری را انجام دهیم که به هر نحوی تماشاگر را جذب کنیم. هرگز کار تبلیغاتی نکردهایم. هرگز از هنرمندانی که به تماشای آثارمان آمدهاند عکس نگرفتهایم و به این شکل برای خودمان تبلیغ نکردهایم. چون به نظرم غیراخلاقی است.
اغلب کارهای شما درونمایه طنز دارند. طنز هم چیزی است شبیه همان چاقوی دولبه که میتواند خیلی خوب باشد و از طرف دیگر میتواند به لودگی، هجو و... برسد. شما چگونه با این چاقوی دولبه برخورد میکنید؟
کارم طنز است، اما هرگز نمیگذارم سمت لودگی برود، با این که میدانم خیلیها دلشان میخواهد این اتفاق بیفتد، اما هرگز چنین کاری نمیکنم. سبک و نگاه ما به طنز مشخص است. کاری نمیکنیم که مخاطب جمع کنیم، در حالی که به آمدن تماشاچی نیاز داریم چون از مرکز هنرهای نمایشی مبلغی بعنوان حمایت دریافت نمیکنیم.
چرا حمایت نمیگیرید؟
مرکز بودجه بدهد، سوژه هم میدهد!
شما در بخشی از صحبتهایتان گفتید تلویزیون را مدیوم هنری نمیدانید. فکر نمیکنید همین که مردم شما را میشناسند مدیون تلویزیون هستید؟
تلویزیون قطعا در شهرتم نقش داشت، اما در موفقیتم نمیتوانم بگویم نقش مهمی داشته است!
کار سینمایی دارید؟
سه چهار تا کار دارم. دو تا فیلم کار کمال تبریزی است که اکران نشدهاند و «برف روی کاجها» هم که هنوز تکلیفش روشن نیست.
زینب مرتضایی فرد / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: