گفت‌و‌گو با دکتر قرایی‌مقدم، ‌جامعه‌شناس

گسست نسلی نداریم، اما...

بسیاری از صاحب‌نظران، دنیای جدید را واجد ارزش‌ها و هنجارهایی می‌دانند که با ارزش‌های گذشته همخوانی ندارد. آنها انقلاب صنعتی و رشد خیره‌کننده فناوری‌های ارتباطی را در شکل‌گیری این تعارض‌ها بسیار موثر می‌دانند. کشور ما به عنوان جامعه‌ای در حال گذار که تحولات سریعی را پشت سر گذاشته از این تغییرات و تفاوت‌ها برکنار نمانده، همین موضوع چالش‌هایی را بین نسل گذشته و حاضر ایجاد کرده است طوری که امروز نداشتن تفاهم و درک متقابل فصل مشترک گلایه‌های والدین و فرزندان شده است. ‌این موضوع در کنار سایر واقعیت‌ها، برخی کارشناسان را برآن داشته که ایران را به عنوان جامعه‌ای که دچار گسست نسلی شده مورد توجه قرار دهند، آنها اختلاف بین نسل‌ها را ناشی از قبول ارزش‌های نو از سوی نسل جوان کشور می‌دانند که به تضاد رفتاری با چشمداشت‌های نسل گذشته در یک جامعه سنتی انجامیده است. دکتر امان‌الله قرایی‌مقدم، جامعه‌شناس و دانشیار دانشگاه اما با قبول تفاوت در باورها، ‌ارزش‌ها و نگرش‌های نسل جدید با نسل قبل، وقوع گسست نسلی در کشور را نمی‌پذیرد. او با اذعان به تفاوت نسلی، بر داشته‌های عمیق فرهنگی، ‌مذهبی و ملی که نسل جدید را با نسل قبل پیوند می‌دهد، تاکید می‌کند و پیشرفت‌های حاصل‌شده در علوم هسته‌ای، ‌نانوتکنولوژی، داروهای نوترکیب و... را ناشی از پایبندی جوانان به ارزش‌ها می‌داند.
کد خبر: ۴۹۴۸۷۱

بسیاری از کارشناسان از تفاوت طرز فکر، ‌نوع زندگی و حتی ارزش‌های نسل جوان با نسل گذشته ابراز نگرانی می‌کنند. به اعتقاد شما این موضوع ناشی از گسست بین نسل‌هاست؟

شکاف و تفاوت نسل‌ها رخ داده، ‌کسی هم نمی‌تواند انکار کند، اما گسست به معنای انقطاع دو نسل از هم، نه! رابطه جوان امروز با گذشته قطع نشده، ‌تفاوت کرده است. متاسفانه در جامعه ما تفاوت نسل‌ها به رسمیت شناخته نمی‌شود و حتی این واژه ـ تفاوت نسلی ـ بار معنایی بدی پیدا کرده در حالی که اگر تفاوت نسل‌ها وجود نداشت، اصلا جامعه پیشرفت نمی‌کرد؛ ما باید این تابوها را بشکنیم.

یعنی تفاوت نسلی امری طبیعی است، اما به نظر شما اگر یک نسل با میراث فرهنگی خود بیگانه باشد یا ارزش‌هایی غیر از ارزش‌های نسل گذشته برایش مهم باشد، نگران‌کننده نیست؟

تفاوت نسل‌ها در همه جوامع وجود دارد. حتی در جوامع بدوی که میراث گذشتگان بسیار مهم و مقدس محسوب می‌شود، این تغییرات وجود دارد. تفاوت نسلی طبیعی است، بیگانه‌شدن نسل‌ها با هم نگران‌کننده است. نسل کنونی کشور ما پویاست، به دنبال تحصیل و دانشگاه و پیشرفت است، با تکنولوژی پیوند خورده است اینها را در نسل گذشته کمتر می‌شد سراغ گرفت. با این حال، جوان امروز همچنان با داشته‌های فرهنگی بومی ‌ارتباط خود را حفظ کرده است. بنابراین لازمه حیات و تداوم یک جامعه تفاوت نسل‌هاست، ‌اما در عین حال حفظ ارزش‌های ملی و بومی باید مهم انگاشته شود.

رشد تکنولوژی چقدر در شکاف یا به تعبیر شما تفاوت نسل‌ها موثر بوده است؟

بسیار زیاد! در واقع فاصله نسل‌ها با ورود فناوری به زندگی بشر سرعت فزاینده‌ای گرفت. در قرن بیستم با انقلابی که در ابزارهای ارتباط جمعی رخ داد مثل اختراع رادیو، سینما و بعدها تلویزیون ارزش‌های جوامع دستخوش تغییرات جدی شد. امروز با وجود اینترنت و رسانه‌های اجتماعی دیگر حتی نمی‌توانیم تغییرات نسلی را در یک بازه 10 ساله تقسیم‌بندی کنیم شاید این تفاوت‌ها در یک فاصله پنج ساله رخ بدهد شاید هم کمتر! سرعت تکنولوژی واقعا گیج‌کننده است، طبیعی است با این رشد سرسام‌آور نحوه زندگی، ‌طرز فکر و حتی ارزش‌ها تغییر کند. شما که جوان هستید علاقه‌مندی‌هایتان را با یک نوجوان امروزی مقایسه کنید، ببینید چقدر تفاوت دارد... این تفاوت به میزان زیادی طبیعی است، آنچه غیرطبیعی و نگران‌کننده است، ‌خودباختگی و بیگانه‌شدن با ارزش‌هاست.

چه نشانه‌هایی می‌توان سراغ گرفت که به خود بقبولانیم نسل کنونی هنوز با فرهنگ ملی و دینی ما بیگانه نشده است‌؟

همین پیشرفت‌هایی که حاصل شده؛ در علوم هسته‌ای، ‌نانوتکنولوژی، ‌فناوری‌های پزشکی... . بهترین دلیل و نشانه است. این دستاوردها به​وسیله جوانان این مرز و بوم حاصل شده است. اینها به پیشرفت مملکت خود علاقه‌مندند. بسیاری از این جوانان پیوندهای عمیقی با دین، فرهنگ و ارزش‌های ملی و بومی خود دارند. آنها هنوز نماز می‌خوانند، ‌روزه می‌گیرند و اعتکاف می‌کنند. آنها دلبسته دین و میهن خود هستند، ‌اگر این‌جور نبود مهاجرت می‌کردند. باور کنید! شرایط برای آنها مهیاست. کشورهای دیگر برای سرمایه‌های انسانی ما برنامه دارند. این‌که می‌بینید این جوان‌ها با وجود کمبودها فعالیت در کشور خود را ترجیح می‌دهند، ‌ناشی از اشتراکاتشان با نسلی است که برای حفظ کشور خود از تهاجم بیگانه از همه چیز خود گذشت.

اما برخی صاحب‌نظران با اشاره به گرایش‌هایی نظیر نوع پوشش ظاهری، ارتباط با جنس مخالف و حتی گاهی بی‌میلی به ازدواج اعتقاد دارند فرهنگ غرب بر جوانان تاثیر جدی داشته است. شما این طور فکر نمی‌کنید؟

قرایی مقدم: احساس دولتی‌بودن ارزش‌های جامعه، شکاف بین نسل‌ها را به شکاف بین بخش رسمی و غیررسمی جامعه پیوند می‌زند، ‌یعنی ارزش‌های دولتی و رسمی و ارزش‌های غیررسمی و به عبارتی زیر‌زمینی شکل می‌گیرد!

نشانه‌هایی به چشم می‌خورد، ‌اما نباید آدرس غلط داد! این طیف از جوانانی که اشاره کردید، ‌وجود دارند، اما به هیچ وجه اکثریت نیستند، اقلیت بی‌هویتی هستند که محصول بی‌توجهی خانواده‌ها و تعلیم و تربیت ما هستند. نکته دیگر که نباید از نظر دور داشت این‌که پدیده‌های مورد اشاره را فقط در تهران می‌توانید سراغ بگیرید و تهران همه ایران نیست! شهروند تهرانی تنهاست. این جامعه شهری، فرد را درونگرا کرده طوری که حتی از نزدیکان خود بی‌خبر است. وقتی پدر و مادر شاغل و تا پاسی از شب خارج از خانه هستند، ‌رابطه عاطفی شکل نمی‌گیرد. روابط موزاییکی می‌شود! حتی اعضای خانواده بر سر سفره غذا دور هم جمع نمی‌شوند. به این ترتیب گرایش به زندگی مجردی در کودک شکل می‌گیرد و همین بچه‌ها وقتی به سن جوانی رسیدند، به این بهانه که می‌خواهیم مستقل باشیم سراغ زندگی مجردی می‌روند تا به پیله تنهایی خود بخزند. ما مقصریم! نسل گذشته کم‌کاری کرده... .

در این کوتاهی، نقش خانواده‌ها را پررنگ‌تر می‌دانید یا دستگاه‌ها و نهادها را؟ به عبارت دیگر در این فاصله‌ها تربیت رسمی بیشتر نقش دارد یا آموزش‌های غیررسمی؟

مجموعه‌ای از عوامل نقش دارد و البته نقش برخی بیشتر است. به اعتقاد من‌ بیگانگی با فرهنگ بومی از کودکستان شروع می‌شود! نقش آموزش و پرورش در فاصله نسل‌ها شاید بیشتر از هر ارگان و نهاد دیگری باشد. بیشترین کوتاهی‌ها از تعلیم و تربیت ما سرچشمه می‌گیرد.

ببینید ما با دانش آموزان خود، با آینده‌سازان این مملکت چه کردیم؟ وقتی برای این‌که ژست بگیریم ـ بدون این‌که واقعا اعتقاد داشته باشیم ـ به جای یک مدیر باتجربه، یک جوان بی‌تجربه را منصوب کردیم و اسمش را هم گذاشتیم جوانگرایی، ‌وقتی دانشجو برای استاد تعیین تکلیف کرد، فاتحه احترام کوچک‌تر به بزرگ‌تر را خواندیم! من واقعا دستگاه تعلیم و تربیت را در فاصله‌ای که بین نسل گذشته و نسل حاضر ایجاد شده مقصر می‌دانم. چاره کار هم مشخص است، ‌شایسته‌سالاری باید در آموزش و پرورش و دانشگاه‌ها حاکم شود، البته تربیت غیررسمی هم نقش دارد وقتی ارزش‌های خانواده‌ها با ارزش‌های رسمی مغایرت پیدا کرد، ‌کودک ما دچار سردرگمی و بی‌هویتی می‌شود. احساس دولتی‌بودن ارزش‌های جامعه، شکاف بین نسل‌ها را به شکاف بین بخش رسمی و غیررسمی جامعه پیوند می‌زند، ‌یعنی ارزش‌های دولتی و رسمی و ارزش‌های غیررسمی و به عبارتی زیر‌زمینی شکل می‌گیرد! در نتیجه ارزش‌های ما و ارزش‌های آنها به وجود می‌آید. برای نجات از این وضع ‌باید نخبگان را در جایگاه تصمیم‌گیری بنشانیم، باید ببینیم آیا ژاپنی‌ها، ‌چینی‌ها، هندی‌ها، کره‌ای‌ها و... هم با جوانانشان همین کار را کردند؟

همین کشورهایی که شما اشاره کردید، ‌چین و هند و ژاپن و... اگر واقع‌بینانه نگاه کنیم، ‌سبک زندگی و ارزش‌های جوانان‌شان بسیار متفاوت از نسل گذشته است، ‌حالا جوان ژاپنی، ‌هندی و حتی چینی بسیار شبیه جوان آمریکایی و اروپایی شده و می‌خواهد مثل او زندگی کند.

نکته مهمی را مطرح کردید، در حال حاضر یک مجادله پویا بین عناصر فرهنگی غرب و تمدن‌های باستانی شرق جریان دارد و طبیعی است در این مجادله، عناصر فرهنگی کشورهایی که اشاره کردید اگر تاب مقاومت در برابر عناصر فرهنگ غربی داشته باشند، ‌باقی می‌مانند و در غیر این صورت با عنصر فرهنگ غرب جایگزین می‌شوند. درست است! دیگر جوان ژاپنی کیمونو نمی‌پوشد، ‌جین می‌پوشد! سینمای هند، دیگر سینمای دهه 50 و 60 میلادی نیست، ‌به هالیوود بسیار نزدیک شده است، ‌حتی سبک زندگی غربی در جامعه سنتی چین مشهود است. اما این همه ماجرا نیست، کشورهایی که اشاره شد برای حفظ خود تمهیداتی اندیشیده‌اند، ‌اگر چه از تمدن غرب بسیار تاثیر پذیرفته‌اند. آنها بسیاری از عناصر فرهنگی و دستاوردهای تمدنی خود را به نسل جدید منتقل کرده‌اند. اقداماتی که آنها کردند، ‌درس‌های زیادی برای ما دارد... .

چه کار کنیم تا ارزش‌ها و داشته‌های فرهنگی خود را به نسل آینده منتقل کنیم‌؟

جوان ما مقصر نیست... ما گناهکاریم! به جوانان چه داده‌ایم که طلبکار هستیم‌؟ بنده می‌خواهم اینجا موضوعی را مطرح کنم و امیدوارم فتح بابی باشد برای این‌که مسئولان پیشقدم شوند. ما باید گفت‌و‌گوی بین نسل‌ها را آغاز کنیم و این کار را هم باید از کودکستان شروع کنیم. احترام به داشته‌های بومی، ‌میراث فرهنگی و بزرگ‌ترها را باید پیش از دبستان به بچه‌ها یاد دهیم. باید ‌رسانه‌های جمعی و گروه‌ها و افراد مرجع فرهنگ ایران را فریاد بزنند! وقتی هالیوود و موسیقی راک و جاز خوراک فرهنگی فرزند ما شد، ‌دیگر نمی‌توانیم به او بگوییم این را بپوش، ‌آن را نپوش، ‌موهایت را این‌طور نکن! وقتی می‌گوییم برای معضل بدپوششی باید کار فرهنگی کنیم یعنی همین ارزش‌های اسلامی و ایرانی را در مدارس برای بچه‌ها درونی کنیم، ‌موسیقی و شعر و ادبیات خود را ترویج کنیم وگرنه با بگیر و ببند کاری از پیش نخواهیم برد.

احمد حقیقی / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها