کهکشانها و خورشید و ماه را نیز میتوان ستود اما در برابر یک انسان لایتناهی که همسنگ قرآن است و یک ضربه شمشیرش بالاتر از عبادت ثقلین و مصداق تمامی حق است و مجموعهای از اضداد که حکیمان و عارفان و پهلوانان و سیاستمداران و زاهدان و ادیبان و ... هر کدام او را مراد خود میخوانند، کاری جز اظهار عجز نمیتوان کرد.
نه خدا توانمش خواند، نه بشر توانمش گفت
متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را
شاید با تمسک به خود او بتوان این عجز را جبران کرد. (برگرفته از نامه 45 و خطبههای 3، 175، 189 و 192 نهجالبلاغه)
* وقتی کودک بودم (پیامبر (ص)) بر سینه خویش جایم میداد و مرا به بوی خوش خویش معطر میکرد. نه دروغی در گفتار من یافت و نه خطایی در کردارم.
* من او را پیروی میکردم آن سان که بچه شتر، مادر خود را پیروی میکند.
* خانهای نبود که اسلام در آن باشد، جز خانه رسولالله(ص) و خدیجه و من سومین آن دو بودم.
* نور وحی و رسالت را میدیدم و بوی نبوّت را میشنیدم.
* هنگامی که وحی بر او (پیامبر (ص)) نازل شد، ناله شیطان را شنیدم ... پیامبر فرمود: آنچه را میشنوم تو میشنوی و آنچه را من میبینم تو میبینی، جز اینکه تو پیامبر نیستی اما تو وزیری ...
* به خدا سوگند که از دنیای شما زری نیندوختم و از غنیمتهای آن مالی ذخیره نکردم و بر جامه کهنهام، کهنهای دیگر نیفزودم و وجبی زمین به دست نیاوردم و جز به مقدار خوراک حیوانی شکستهپشت که از بسیاری درد از خوردن مانده باشد، از آن چیزی نگرفتم!
* دنیا در چشم من از دانه حنظل تلختر و بیمایهتر است ... اگر میخواستم، به پاکیزگی این عسل و مغز این گندم و بافتههای ابریشم راه میبردم.
* به خدا سوگند اگر عرب در پیکار با من پشت به پشت دهند، روی از آنان برنتابم و اگر فرصت دست دهد که نشان را بزنم، حتما میشتابم.
* به خدا سوگند اگر بخواهم هر یک از شما را خبر دهم که از کجا آمده و به کجا میرود و سرانجام کارش چیست، میتوانم! اما میترسم به خاطر من نسبت به رسول خدا (ص) کافر شوید.
* ای مردم! به خدا سوگند شما را به طاعتی برنمیانگیزم، مگر اینکه پیش از شما به سوی آن طاعت بردم و شما را از بعضی نهی نمیکنم مگر اینکه پیش از شما، خود را از آن بازدارم.
* هان! که در این سینه دانش فراوان است اگر فراگیرانی برای آن مییافتم. (علوم و معارف) از سرچشمه و وجود من مانند سیل جاری میشود و هیچ پروازکنندهای به اوج رفعت و افکار بلند و منزلت من راه نمییابد ...
اینها گوشهای است از آنچه آن امیر کلام بنا به ضرورت در معرفی خود فرموده است که سابقه در اسلام، عصمت، عدالت، مقام و جایگاه معنوی، تقوی و زهد، شجاعت و علم و حکمت حضرتش را آشکار مینماید. چون دیشبی فرق چنین انسانی شکافته شد و امروز ما مفتخریم که شیعه او هستیم.
مهدی فضائلی