حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
در جایگاه ملاقات پیامبر با جبرئیل، جاى هیچ ابهامى نیست. قرآن، در مرحله نزول از هرگونه تحریفى محفوظ است و جبرئیل هیچگونه دخل و تصرفى در آن نمىکند، همانگونه که در مرحله ابلاغ، دچار هیچ کم و کاستی نمىشود. قرآن، سخن فرشته وحى است، نه شیطان مطرود. این آیات قرآنى هرگز مانند سخنان کاهنان که از طریق ارتباط با شیاطین دریافت مىداشتند، نمىباشد و نشانههاى این حقیقت در آن ظاهر است؛ چراکه سخنان کاهنان آمیخته با دروغ و اشتباهات فراوان بوده و بر محور امیال و مطامعشان دور مىزند و این هیچ نسبتى با قرآن مجید ندارد.
در آیات گذشته این حقیقت روشن شد که قرآن مجید کلام خداست؛ چراکه محتوایش نشان مىدهد که گفتار شیطانى نیست؛ بلکه سخن رحمانى است که به وسیله پیک وحى خدا با قدرت و امانت کامل بر پیامبرى که در نهایت اعتدال عقل است، نازل شده است. در اینجا مخالفان را بهدلیل پیروى نکرده از این کلام بزرگ مورد توبیخ قرار داده با یک استفهام توبیخى مىگوید: «پس به کجا مىروید؟» چرا راه راست را رها کرده، به بیراهه گام مىنهید؟
انسان بىهدف و بىمکتب نداریم، حتى کفار و مشرکان براى خود راه و مرامى دارند، آنچه مهم است، انتخاب راه درست است. راه قرآن، راه مستقیم است و به دور از هرگونه افراط و تفریط و اعوجاج مىباشد. خواست ما در مدار خواست خداست، نه به اجبار او که در این صورت، خواست ما بىمعنا مىشود. انسان، نه بىاراده است و نه خود مختار. راهیابى به راه راست و پایدارى در آن، در گرو خواست خود انسان است. مشیت خداوند بر مبناى ربوبیت اوست. چون خداوند ربالعالمین است و بر همه امور تسلط دارد، پس خواست انسان نیز مشروط به خواست اوست. مثلا در خودروهاى تعلیم رانندگى، دو دستگاه گاز و ترمز وجود دارد؛ یکى زیرپاى کارآموز و دیگرى زیر پاى مربى. در این ماشین کارآموز مىتواند از گاز و ترمز سمت خود استفاده کند، ولى به شرط آنکه مربى هم بخواهد یا نظیر چکهاى دو امضایى که هریک از دو صاحب امضا مىتواند امضا کند، اما اثر و پرداخت چک زمانى است که دیگرى نیز آن را امضا کرده باشد.
در حقیقت مجموع دو آیه آخر همان مساله دقیق و ظریف «امر بین امرین» را بیان مىکند، از یکسو مىگوید تصمیمگیرى به دست شماست، از سوى دیگر مىگوید: تا خدا نخواهد شما نمىتوانید تصمیم بگیرید، یعنى اگر شما مختار و آزاد آفریده شدهاید، این اختیار و آزادى نیز از ناحیه خداست، او خواسته است که شما چنین باشید. پس انسان در اعمال خود نه مجبور است، و نه 100درصد آزاد، نه طریقه جبر صحیح است و نه طریقه تفویض؛ بلکه هرچه او دارد، از عقل و هوش و توانایى جسمى و قدرت تصمیمگیرى همه از ناحیه خداست و همین واقعیت است که او را از یکسو دائم نیازمند به خالق مىسازد و از سوى دیگر به مقتضاى آزادى و اختیارش به او تعهد و مسئولیت مىدهد.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....