حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
با توجه به بحث خروج نخبگان از کشور و مبدابودن دانشگاه صنعتی شریف برای اکثر خروجها، نگاه شخصی شما به عنوان رئیس معتبرترین دانشگاه نخبهپرور کشور در اینباره چیست؟
مسائل و گزارشهایی که بتازگی توسط برخی رسانهها درباره خروج نخبگان مطرح شده دارای اشکالات فراوانی است، چراکه حضور دانشجویان در دانشگاههای مطرح جهان که شاید هم بیشتر آنها از دانشگاه صنعتی شریف باشند به معنای مهاجرت نیست. در صورتی که دانشجویان دکتری پس از فارغالتحصیلی به عنوان عضو هیات علمی دانشگاهی مثل استنفورد مشغول به فعالیت شوند میتوان آن را خروج نخبگان اطلاق کرد. این در حالی است که من هم در یکی از دانشگاههای کانادا تحصیل کردهام و پس از فراغت از تحصیل به ایران بازگشتهام. جامعه ایرانی به دلیل زاد و ولد بالای سالهای گذشته، بافت جمعیتی بسیار جوانی دارد که این نسل جوان بشدت علاقهمند به تحصیل است؛ در کشور هم تلاشهای زیادی صورت گرفته که ادامه تحصیل برای جوانان فراهم شود. زمانی تنها 10 تا 20 درصد جوانان به دانشگاه راه مییافتند، اما در حال حاضر در دوره کارشناسی ظرفیت خالی وجود دارد و کسی نیست که خواهان ورود به دانشگاه باشد اما صندلی برای او نباشد، حداقل فرصت برای ادامه تحصیل طرح فراگیر دانشگاه پبام نور است.
برای دوره کارشناسی ارشد هم تلاشهای زیادی صورت گرفته که از نظر کمی جذب دانشجو افزایش یافته است و حتی در دانشگاه صنعتی شریف چنانچه 1200 دانشجو کارشناسی پذیرش شود، در مقابل 1400 دانشجوی کارشناسی ارشد پذیرش میشود. البته برای دوره دکتری هماکنون ظرفیت دانشگاهها پایین است که جامعه هم به تعداد بالای آن احتیاج ندارد، اما ولع آن در کشور وجود دارد چراکه براساس آمار وزارت علوم تعداد قابل توجهی از دانشجویان در خارج از کشور حتی در کشورهای ضعیفی مانند ارمنستان و تاجیکستان در حال تحصیل در دوره دکتری هستند بنابراین با افزایش ظرفیت هم در نظام برنامهریزی کشور پاسخگوی نیازها نخواهیم بود.
بنابراین ما با سیل عظیمی از جوانهایی که قصد ادامه تحصیل دارند، مواجه هستیم که یک واقعیت است، اما آنچه به چشم میآید نخبگان آنها است. در حال حاضر در کشورهایی مانند هند، ارمنستان، مالزی و اکراین تعداد زیادی از دانشجویان در مقطع دکتری تحصیل میکنند، اما این دانشجویان در آمار نخبگان برآورد نمیشوند، اما دانشجویی که از دانشگاه صنعتی شریف قصد تحصیل در دانشگاه خارج را دارد در آمار خروج نخبگان میآید طبیعتا به کشورهای نامبرده هم نمیروند بلکه هدف آنها تحصیل در دانشگاههای آمریکای شمالی است.
نکته قابل تامل دیگر این است که حتی دانشجویان نخبه ایران به دانشگاههای اروپایی هم نمیروند به عنوان مثال توتال به دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف بورس تحصیلی میداد، اما بعدها آن را قطع کرد به دلیل اینکه دانشجویان از بورسیه فرانسه استفاده میکردند و به دانشگاههای آمریکایی میرفتند.
چرا فقط خروج دانشجویان این دانشگاه به چشم میآید؟
عمده کسانی که از دانشگاه صنعتی شریف از کشور خارج میشوند، مقصدشان کشورهای کانادا و آمریکاست. البته شاید در اخذ ویزا دچار مشکل شوند اما مدتی است که سیاست این دو کشور در اعطای ویزا بویژه برای نخبگان علمی تسهیل شده است. بنابراین آنچه به چشم میآید خروج دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف از کشور به مقصد آمریکای شمالی است، چراکه این دانشجویان در رده نخبگان و رتبههای اول کنکورهای سراسری و المپیادیها هستند، در حالی که خروج سایر دانشجویان به دلیل اینکه در این محدوده قرار ندارند به چشم نمیآید.
در سفر اخیر من به کشور سنگاپور و مالزی، بسیاری از دانشجویان ایرانی را دیدم که فارغالتحصیل دانشگاه آزاد اسلامی بودند از این رو ادامه تحصیل برای مقاطع تحصیلات تکمیلی بخصوص مقطع دکتری کاملا طبیعی است.
بنابراین، رفتن دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف ـ که از برترینهای کنکورهای سراسری هستند ـ به دو کشوری که دانشگاههای آنها در سطح بالایی قرار دارند طبیعی به نظر میرسد اما اینکه این دانشجویان به کشور بازمیگردند بحث دیگری است.
در این خصوص، نکته مهم این است که در چهار، پنج سال اخیر بحران مالی در کشورهای غربی بحث پژوهش و علم را تحت تاثیر قرار داده است. به عنوان مثال هیاتی که از کشور انگلستان به دانشگاه آمده بودند، اظهار کردند سالهاست دولت و منابع عمومی برای پژوهش در دانشگاهها بودجهای خرج نمیکنند. بنابراین هنجار پژوهش در جایی مثل انگلیس روز به روز پس میرود، چراکه پژوهش یک فعالیت سرمایهگذاری درازمدت است و نیازمند داشتن وضعیت مالی خوب است.
در سفر اخیرم به سنگاپور بسیاری از همکاران گذشتهام را دیدم که در در دانشگاه ایلینویز تدریس میکردند، وقتی از آنها درباره علت حضورشان در این کشور جویا شدم گفتند در اینجا دنبال پول هستیم چراکه دیگر در کشور آمریکا خبری از پول نیست. یک استاد در دانشگاه آمریکایی حداکثر 100 هزار دلار گرنت (بودجه تحقیقاتی) دریافت میکند در حالی که همین استاد در سال اول در کشور مالزی یک میلیون دلار گرنت دریافت میکند. در چنین فضایی جاذبه دنیای غرب برای پذیرش دانشجویان تحصیلات تکمیلی خیلی پایین آمده و حتی ما شاهد مهاجرت معکوس هستیم.
به نظر من ادعای کسانی که میگویند مهاجرت نخبگان به این مفهوم زیاد شده است، پایهای ندارد. این افراد یا نمیدانند که این روند در گذشته به چه شکل بوده یا خودشان را به غفلت زدهاند. همیشه مساله خروج نخبگان درکشور وجود داشته و در حال حاضر هم وضعیت معکوسی به خود گرفته است که دلیل اصلی آن هم میتواند بحران مالی دنیای غرب و ایجاد ظرفیتهای جدید در کشور باشد.
به طوری که افزایش ظرفیت در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری در دانشگاههای کشور طبیعتا مانع خروج تعداد زیادی دانشجو شده است و در این صورت خیلیها لزومی نمیبینند به خارج بروند. بنابراین بزرگکردن جریانی که همیشه بوده و به نظر من تضعیف هم شده است، یک اقدام سیاسی است و افراد ذینفع به دنبال بهرهبرداری سیاسی از آن هستند.
اقدامات شما برای جذب دانشجویان نخبه در دانشگاه صنعتی شریف چه بوده است؟
تاکنون برنامههای مختلفی در دانشگاه اجرا شده است. یکی از جاذبههای تحصیل در دانشگاههای خارج از کشور نبود امتحانات متعدد برای ادامه تحصیل برخلاف وجود آزمونهای فراوان در ایران است. بنابراین دانشجویان در دانشگاههای خارجی علاوه بر ورود بدون آزمون در مقاطع بالاتر از بورس تحصیلی هم استفاده میکنند. در این خصوص، چنانچه همین شرایط در دانشگاههای داخلی فراهم شود معمولا دانشجویان ترجیح میدهند در کنار خانواده ادامه تحصیل دهند.
این در حالی است که هماکنون یک دانشجو برای ادامه تحصیل در دانشگاههای کشور باید آزمونهای متعددی مانند ورود به دوره کارشناسی، کارشناسی ارشد، دکتری و امتحان جامع دکتری و آزمون پروپوزال را پشت سر بگذارد که تمامی آنها باعث خستگی و دلسردی دانشجویان میشود.
از سوی دیگر، بسیاری از دانشجویانی که در آزمونهای متعدد در قالب کنکورهای سراسری قبول نمیشوند با ارسال مدارک خود به راحتی میتوانند در دانشگاههای خارجی پذیرش بگیرند. بنابراین اگر بتوان آزمونهای مختلف را کم کرد و از طرف دیگر برای دانشجویان دورههای تحصیلات تکمیلی کمک هزینه تحصیلی در نظر گرفت، مطمئنا تمایل به حضور در دانشگاههای خارج از کشور کاهش مییابد. در این خصوص دانشگاه صنعتی شریف اقداماتی انجام داده که یک مورد آن اجرایی کردن آییننامه استعدادهای درخشان است. بر این اساس، دانشجویانی که معدل و سوابقشان نشان میدهد که وضعیت خوبی دارند، لزومی بر شرکت در آزمونهای مجدد جهت ورود به مقاطع بالاتر را ندارد.
اما مشکل این آییننامه پذیرش تعداد کم دانشجو است؟
روستا آزاد: خروج دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف از کشور خیلی به چشم میآید، چراکه این دانشجویان در رده نخبگان و رتبههای اول کنکورهای سراسری و المپیادیها هستند در حالی که خروج سایر دانشجویان به دلیل اینکه در این محدوده قرار ندارند به چشم نمیآید
در حال حاضر قانون 10 درصد اجرا میشود به طوری که در هر رشته 10 درصد ظرفیت پذیرش از دانشجویان استعداد برتر خواهد بود به عنوان مثال اگر قرار است در دوره دکتری ده دانشجو پذیرش شود، 10 درصد این ظرفیت یعنی یک نفر به صورت استعداد درخشان پذیرش میشود که البته این میزان تعداد کمی را در بر میگیرد و باید افزایش یابد. از سوی دیگر، بنیاد ملی نخبگان به این موضوع کمک کرده و طرحی را به تصویب رسانده است که از طریق آن، 10 درصد ظرفیت پذیرش هم باید از نخبگان دانشگاههای دیگر که توسط این بنیاد معرفی شده، پذیرش شود.
اقدامات دیگری هم صورت گرفته است؟
بله! دانشگاه صنعتی شریف به دنبال این است که تمامی استادان دانشگاه را با صنعت مرتبط کند به طوری که یا از طریق پشتیبانی مالی یا قرارداد ارتباط با صنعت منابع مالی خوبی جذب کند. استادی که از این دو طریق فعال باشد هم منابع مالی خوبی در اختیارش خواهد بود و هم میتواند با استفاده از این منابع به سوی حل مشکلات کشور حرکت کند و هم میتواند پروژههای زیادی را برای دانشجویان خود تعریف کند. همچنین در این صورت استاد میتواند به دانشجو کمک هزینه پژوهش بدهد که بین 500 هزار تا یک میلیون تومان متغیر است که عاملی برای حضور دانشجویان دکتری در کشور خواهد شد تا اینکه دانشجویان در محیط غربت زندگی کنند. طی پنج سال گذشته تعداد استادانی که قرارداد ارتباط با صنعت داشتهاند از 10درصد به 35 درصد افزایش داشته است. برنامه راهبردی دیگر دانشگاه صنعتی شریف در این حوزه تاسیس شرکتهای دانشبنیان دانشگاهی است.
پس از نظر شما اقدامات دانشگاه صنعتی شریف تا حدی مانع خروج نخبگان این دانشگاه شده است؟
من با تعاملاتی که با بسیاری از دانشجویان حاضر در دانشگاههای آمریکایی و کانادایی داشتهام نوعا این دانشجویان عنوان میکنند استادانی که ما در شریف داشتهایم اگر از استادان دانشگاههای معتبر خارجی بالاتر نباشند پایینتر نیستند، اما نکته مهم و وجه تمایز آن، این است که در دانشگاههای معتبر آمریکایی و کانادایی امکانات تجهیزاتی و منابع مالی بهتر است که این دو عامل جاذبه اصلی حضور دانشجویان در این دانشگاهها محسوب میشود.
اما از سوی دیگر، وقتی یک دانشجو چهار سال در دوره دکتری یا شش سال با دوره کارشناسی ارشد در کشورهای خارجی حضور داشته باشد، این فرصت طولانی امکان خوگرفتن دانشجو با محیط را فراهم میکند. این در حالی است که در کشورهایی مثل هند، سنگاپور، مالزی و ژاپن محیط اجتماعی برای یک ایرانی جاذبه ندارد، اما در آمریکای شمالی و اروپا این جاذبه وجود دارد. بنابراین من ترجیح میدهم دانشجوی ما به مدت چهار و شش سال بیشتر در این کشورها نباشد، چرا که پس از این مدت طولانی، عمده دانشجویان جذب شرکتها میشوند.
از اینرو مدلی که در دانشگاه صنعتی شریف و در کمیته روابط بینالملل این دانشگاه مصوب شده است، برنامههای 2+2 در مقطع دکتری و برنامه 1+1 در مقطع کارشناسی ارشد است.
با توجه به اینکه دوره دکتری و کارشناسی ارشد به نسبت مساوی از پژوهش و آموزش تشکیل شده است در برنامه 1+1 در دوره کاشناسی ارشد، دانشجو یک سال در ایران و یک سال در خارج و در دوره دکتری دو سال در ایران و دو سال در خارج از کشور حضور خواهد داشت. از اینرو با توجه به اینکه دانشگاه در حوزه آموزش مشکلی نداشته و از استادان بسیار خوبی برخوردار است، دانشجو یک سال آموزش را در دوره کارشناسی ارشد در دانشگاه صنعتی شریف میگذراند و یک سال مربوط به پژوهش را هم به دانشگاه خارج میرود؛ در این صورت این مدل برای ما ایدهآل است.
البته در وزارت علوم این برنامه تحت عنوان فرصت مطالعاتی برای دانشجویان دکتری که 6 تا 9 ماه است، اجرا میشود. اما در این مدل همه محسنات جمع است به طوری که دانشجو جذب دانشگاه داخل میشود و هم از طریق دانشجو یک همکاری پژوهشی بین دانشجو، استاد و گروه تحقیقاتی خارج از کشور ایجاد میشود، همچنین دانشجو از امکانات و ارتباطات خارج هم استفاده میکند. از سوی دیگر، یک یا دو سال زمان کافی برای خوگرفتن دانشجو نیست. البته باز ممکن است کسانی هم ماندگارشوند، اما به دلیل اینکه زمان کوتاه است و دانشجو باید مدرک خود را از دانشگاه مبدا دریافت کند خروج به خصوص در دوره دکتری کاهش مییابد.
آیا این مدل را اجرایی هم کردهاید؟
بله! برخی تستهای اولیه انجام شده اما مشکلاتی دارد که در حال حل شدن است. من خودم یک دانشجو در سوئیس و اتریش در دورههای کارشناسی ارشد و دکتری دارم.
در صحبتهایتان اشاره کردید که دانشگاه صنعتی شریف با دانشگاههای سطح اول دنیا همتراز است، آیا این ادعا اغراقآمیز نیست؟ آیا مشکل اصلی دانشگاههایی مانند شریف را در تفاوت با دانشگاههایی مثل MIT تنها در تجهیزات میبینید؟
اولا بسیاری از استادانی که هماکنون در دانشگاه صنعتی شریف حضور دارند، فارغالتحصیلان دانشگاههای MIT، استنفورد و برکلی هستند. ثانیا بسیاری از استادانی که فارغالتحصیل این دانشگاهها هم نبودهاند و در دانشگاههای دیگر و حتی شریف تحصیل کردهاند، از آن استادان کمتر نمیدرخشند. همچنین بسیاری از فارغالتحصیلان دانشگاه صنعتی شریف هماکنون اگر بهتر از فارغالتحصیلان برکلی وMIT نباشند پایینتر نیستند. البته طبیعتا فارغالتحصیلان داخل باید بیشتر تلاش کنند تا خودشان را اثبات کنند، چرا که به طور طبیعی یک باور عمومی وجود دارد که فارغالتحصیلان خارج از نظر علمی قویترند. بنابراین این موضوع اصلا اغراقآمیز نیست بلکه منطقی است، اما مشکل اساسی و تفاوت اساسی در تجهیزات و ارتباطات بینالمللی است. به عنوان مثال، دانشگاههای ایرانی برای خرید یک دستگاه، ابتدا مشکل تامین ارز دارند که در صورت حل آن، هزاران مشکل دیگر پدید میآید که از جمله آنها ارسال ارز در شرایط تحریم و دریافت دستگاه است؛ بنابراین دستگاهی که در ایران به دلیل تحریمهای بینالمللی امکان خرید نداشته است، در کشوری مانند سنگاپور دو تا سه نوع از آن در کنار هم قرار دارد.
مهاجرت به قصد کسب دانش
به پدیده مهاجرت گسترده تحصیلکردگان، دانشگاهیان و دانشمندان یک کشور به کشورهای دیگر، اصطلاحا فرار مغزها گفته میشود که معمولا به خاطر کمبود موقعیتهای شغلی، درگیریهای سیاسی و نظامی و خطرات جانی رخ میدهد. البته این نوع مهاجرت موضوع تازهای نیست. آغاز این پدیده را میتوان پناهندگی فیزیکدانان اروپایی از جمله اینشتین و بوهر به ایالات متحده، پیش از جنگ دوم جهانی و در خلال آن جنگ دانست.
اما سالها بعد بویژه از اواسط دهه 50 میلادی (دهه30 شمسی) به بعد یعنی وقتی کشورهای اروپایی بازسازی ویرانههای بهجا مانده از جنگ را آغاز کردند و مدتی بعد، چرخ صنعت در این کشورها شروع به چرخیدن کرد این موضوع وارد فاز جدیدی شد؛ چرا که توسعه و صنعت نیاز به افراد متخصص و کارآمد داشت و این آغاز شکار مغزها بود.
به دنبال این تحول متخصصان، مهندسان و سایر افرادی که از آنها با عنوان نابغه یاد میشد، کشورهای در حال توسعه خود را به مقصد کشورهای پیشرفته ترک کردند. غارت سرمایههای انسانی جهان به اصطلاح سوم آغاز شد و در دهه 80 (دهه 60 شمسی) به اوج رسید.
این داستان تا همین امروز هم ادامه دارد و اگرچه طبق آمار سازمان همکاری اقتصادی و توسعه، میزان فرار مغزها از کشور آلمان نزدیک به بالاترین میزان تجربه شده فرار مغزها دربین کشورهای صنعتی پس از دهه 50 بوده است، اما بیشتر کشورهای در حال توسعه در این بازار نخبگان خود را از دست میدهند. از جمله این کشورها چین است که اگرچه حدود 30 سال پیش بسیاری از نوابغ و نخبگانش از این کشور پهناور خارج شدند، ولی امروزه با رونق وزافزون اقتصادی این کشور و تلاشهای دولت چین برای بازگشت نخبگان، افراد بسیاری به این کشور برگشتهاند.البته دولت چین برای بازگشت مغزهای خود کاملا مصمم است و تلاش تازهای را با نام طرح یکهزار نابغه برای جذب نخبگان چینی از سراسر دنیا آغاز کرده است. دستاندرکاران این طرح در حالی به بازگشت نخبگان خود امیدوارند که میدانند اگرچه پول برای انجام کارهای تحقیقاتی مهم است، ولی مطمئن نیستند آنقدر که این نخبگان در آمریکا تولیدکننده علم هستند در چین هم موفق خواهند بود یا نه.
امیر بامه / جام جم
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....