حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
خبر به آتش کشیده شدن تعدادی از منازل افغانها در ولایت یزد ایران، دل هر انسان مسلمانی را به درد می آورد. این خبر از آنجا که توسط رسانه های ایرانی بازتاب داده شده است، در صحیح بودنش، جای هیچگونه تردیدی را باقی نمی گذارد. صد البته که آغاز این بحران اجتماعی بوسیله تعدادی از عناصر نامطلوب هموطنان مهاجر ما رقم خورده است. گویا عده ای از ارازل و اوباش هموطن ما در یزد به دختری تجاوز می کنند که بعد از اطلاع اهالی محل و با توجه به ذهنیتی که در ایران و به خصوص در یزد نسبت به اتباع افغانستانی وجود دارد، این خبر، در اسرع وقت چون بمبی در سطح این استان منفجر می شود.
به دنبال انتشار این واقعه تاسفبار، تعدادی از عناصر فرصت طلب و موتور سوار ایرانی، فرصت را مناسب دیده و به دور از چشم نیروهای انتظامی، به منازل برخی از مهاجران ساکن در یزد حمله می کنند که در این حملات، علاوه بر زخمی و مجروح شدن تعدادی از هموطنان مهاجر ما، خانه های آنان نیز به آتش کشیده می شود.
به دنبال این واقعه، هیاتی از تهران برای تحقیق و بررسی حادثه به ولایت یزد سفر می کند که حاصل تحقیق و فیصله این هیات، ممنوعیت ورود و سکنای مهاجران افغان در آینده نزدیک به این ولایت اعلام می شود. خوب، پیش از همه وظیفه خود می دانیم تا از دولت و ملت جمهوری اسلامی ایران، به دلیل تحمل واقعا طولانی مهاجران افغان، کمال سپاس و تشکر را داشته باشیم.
از این واقعیت به هیچ عنوان نمی توان چشم پوشید که دولت و ملتی در جهان وجود ندارد که این همه تحمل و نرمش در برابر دوسه میلیون مهاجر در خاک خودش از خود نشان دهد و از آن طرف هم باید گفت که در میان مهاجران دنیا، شاید هیچ مهاجرانی هم به اندازه مهاجران افغانستانی در ایران، بی خیال و بی تفاوت نسبت به خاک و کشور خویش نباشند- البته اکثر آنان مراد است- چرا که اقلیتی از برادران و خواهران مهاجر ما، گاه گاهی حس مسئولیتی می کنند و هر از گاهی به خاک وطن قدم رنجه می فرمایند.
مهاجران افغان در ایران، تا قبل از برقراری امنیت نسبی در افغانستان، لااقل بهانه ای برای ماندن در ایران و سایر نقاط جهان داشتند. اما اکنون که ده سال تمام از برقراری نظام جدید و وجود امنیت نسبی لااقل در شهرها و بسیاری از ولایات مرکزی و شمالی می گذرد، مهاجران نازپروده ما با کدام بهانه و دلیلی، بر ماندن در ایران، پاکستان و کشورهای دیگر، پای می فشارند؟!
شاید دلیل بسیاری از آنان از نیامدن به کشور خویش، عدم برقراری ثبات و امنیت کامل در افغانستان باشد؛ که باید گفت بلی! امنیت و آرامش کامل و همه جانبه که خواست و آرزوی هر افغان وطن دوست و مسئولی است، هنوز در کشور حاکم نشده است؛ اما وضعیت امنیتی در این کشور به گونه ای هم نیست که کسی نتواند به زندگی خویش ادامه دهد.
نگارنده این سطور، مدت هشت الی نُه سال است که از ایران به کشور آبایی و اجدادی خویش برگشته ام و تا کنون به لطف خداوند متعال سرزنده و پویا به زندگی خویش ادامه داده ام و هزاران نمونه دیگر مانند بنده و امثال بنده، داریم از نعمت حیات بهره می بریم. بلی! شاید اوضاع کشور از اینی که هست بهتر یا بد تر شود، اما آیا این دلیل می شود که اتباع یک کشور، به بهانه ناامنی و ... راهی کشورهای دیگر شده و در خانه های همسایگان جا خوش کنند؛ به گونه ای که از بردن نام کشور شان عار و هراس داشته باشند؟!
در حال حاضر، اوضاع تنها در افغانستان وخیم نیست؛ بلکه بسیاری از کشورها در منطقه درگیر بحرانهای جدی امنیتی و سیاسی است. کشورهایی چون مصر، عراق، سوریه، لبنان، لیبیا و... همگی از ناامنی و بی ثباتی های دوامدار و مخوف رنج می برند. اما آیا این اوضاع باید باعث آن شود تا مردم و ملت های حاکم در این کشورها، چونان هموطنان ما به طور سیل آسا، به کشورهای همسایه و غیر آن هجوم ببرند؟!
بر اساس اطلاع دقیق، بسیاری از هموطنان مهاجر ما در ایران و پاکستان، از نظر وضعیت مالی مشکل چندانی ندارند و اگر خود شان بخواهند با همان سرمایه های در دست داشته می توانند به کشور خویش برگشته و یک زندگی و کار و بار معقول در وطن خویش برای شان دست و پا کنند. شاید برخی از هموطنان مهاجر ما به خیال خود شان با نیامدن به افغانستان، از مرگ فرار می کنند! اما محض اطلاع این عزیزان باید یاد آور شویم کلام استوار خداوند متعال در قرآن مجید را که با حکمت هر چه تمامتر گفت:" هر جا که باشید، دست مرگ به گریبان شما می رسد، حتی اگر در کاخهای سر به فلک کشیده باشید!" (1)
به هر حال، عدالت و انصاف حکم می کند که ما نه از عملکرد وقیحانه و غیر اخلاقی آن تعداد از عناصر نامطلوب مهاجر در ولایت یزد ایران دفاع کنیم و نه هم زخمی و مجروح کردن تعدادی از مهاجران بیگناه در یزد و به آتش کشیده شدن خانه های آنان توسط ارازل و اوباش یزد را تایید کنیم و از این بابت، دردمند و نگران نباشیم.
آنچه از تدابیر و تمهیدات لازم در جهت حمایت از مهاجران بیگناه افغانستانی به دولت جمهوری اسلامی ایران مربوط می شود، البته که مورد توقع دولت و ملت افغانستان است که در این راستا امیدواریم مسئولان محترم دولت اسلامی ایران کوتاهی نکنند. اما آنچه به نظام و دولت افغانستان مربوط می شود، کار و تلاش جدی و غیر نمایشی در جهت بازگرداندن معقول و آبرومندانه اتباع خودش از کشورهای لااقل همسایه است.
موضوع بازگشت مهاجران، باید در راس برنامه های اصولی و اساسی دولت افغانستان قرار داشته باشد؛ چرا که این موضوع، موضوع ساده و پیش پا افتاده ای نیست که دولتمردان ما مانند بسیاری از مسایل جدی و اساسی از کنار آن بی تفاوت عبور کنند! ایرانیان هر چه می کنند به خود شان مربوط است، اما این وظیفه و رسالت مستقیم دولت و حکومت اسلامی افغانستان است که به فکر اتباع خویش در سایر نقاط جهان باشد، همانطور که سایر دولت و کشورها هستند و از حقوق اتباع شان به گونه معقول و قابل انتظار دفاع می کنند.
اما سخن پایانی با خود مهاجران همیشه مهاجر! که سعی کنید خود به این هجرت مشمئز کننده و بی دلیل پایان دهید و مطمئن باشید که در افغانستان از گرسنگی و ناامنی نخواهید مرد؛ چرا که در افغانستان هم، همان خدایی پادشاهی می کند که در ایران و سایر کشورهای جهان!
1- نساء / 78
خبرگزاری آوا- کابل
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....