(با اجازه سهراب سپهری:)
من نمیدانم که چرا میگویند/ مرغ و گوشت بیهمتاست؟/ و چرا در سبد هیچکسی شلغم نیست؟/ نان خیسخورده خشک، چه کم از اسنک اعلا دارد؟/ معده را باید شست/ جور دیگر باید خورد./ کارد باید زد به شکم؛/ کوفت باید خورد/ بال این مرغ کجاست؟/ سر دیزی بود که پرسید پدر./ مادرم مکثی کرد/ و به انگشت نشان داد مرا./ و به بابایم گفت/ پسرت دزدکی آن را بلعید/ پدرم نعرهای زد/ و همانجا افتاد!