چطور و چرا وارد عرصه موسیقی شدید؟
من سال 87 آلبوم موسیقی «برگ و باد» را منتشر کردم و اگر قرار باشد شروعی برای ورورد رسمی من به این عرصه در نظر گرفته شود، میتوان به زمان انتشار آن آلبوم اشاره کرد. اما باید بگویم که من از ابتدا به موسیقی علاقه داشتم، تا جایی که میتوانم بگویم بیش از هر چیزی روحم را سیراب میکرد و در من حس رضایت عمیقی بهوجود میآورد.
به نظر میرسد که شما بیش از هر چیز به بازیگری علاقهمند باشید. برایم جالب است که میگویید موسیقی را بیش از دیگر هنرها دوست دارید.
در زمینه موسیقی شرایطی فراهم است که مخاطب میتواند انتخاب کند که چه چیزی را گوش بدهد. همین موضوع برایم جالب بود و احساس میکردم موسیقی مرا در انتخاب اینکه چه چیزی را گوش میدهم آزاد میگذارد. ضمن آنکه وقتی هم قرار است آلبومی ارائه دهم این من هستم که انتخاب میکنم چه چیزی بخوانم و چگونه بخوانم. قصد دارم بگویم فعالیت در عرصه موسیقی برایم کاملا شخصی است و میتواند من را به یک رضایت روحی کامل برساند.
یعنی زیاد دنبال فروش آلبوم نیستید؟
طبیعتا تا میزانی که هزینه آلبوم برگردد برایم مهم است، چون هزینهها را به طور کامل موسسه ترانه سمان خرج و پرداخت کرده و دوست ندارم که این موسسه ضرر کند. البته به نظرم حق یک هنرمند این است که حمایت شود. یک سال است در هیچ کاری شرکت نکرده ام و تمام وقتم را برای تولید این آلبوم گذاشتهام، یعنی هیچ درآمدی نداشتهام و حالا اگر این یک سال زحمت من نتیجهای نداشته باشد افسرده میشوم و احساس میکنم هیچ بازدهی برایم نداشته باشد.
شما به عنوان یک هنرمند از دریچه تلویزیون به مردم معرفی شدهاید و میتوان گفت در حال حاضر چهرهای شناخته شده هستید. چرا اغلب هنرمندان بعد از گذر از این مرحله وارد عرصه هنرهای دیگری هم میشوند؟
با حرفتان درباره خودم موافق نیستم. همان طور که پیش از این هم گفتم 4 سال قبل هم آلبومی را منتشر کردهام و همچنین زمانی که تئاتر کار میکردم برخی آهنگها را خودم میساختم. میتوانم بگویم حدود 20 سال است که موسیقی دغدغه من بوده و در هرفرصت که امکان داشته موسیقی هم کار کردهام.
ورود هنرمندان به دیگر رشتههای هنری همیشه نظرات موافق و مخالفی داشته است، اما به نظر من هنرها با هم مرتبط هستند. یک هنرمند به هیچ وجه تکبعدی فعالیت نمیکند بهطوری که مثلا اگر سبکهای نقاشی را به یک نویسنده نشان دهید همه را میشناسد. فضای هنری به گونهای است که هرکس در آنها وارد میشود سعی میکند اشراف خودش را به هنرهای مختلف بیشتر کند و تکبعدی جلو نرود.
یک نویسنده که قرار است از همه تیپ شغل و شخصیتی بنویسد یا یک بازیگر که باید بتواند همه نقشی را بازی کند، خواه ناخواه به دیگر هنرها نیز علاقهمند میشود و به آنها سر میزند. دانستن هنرهای مختلف این شرایط را برای فرد ایجاد میکند که فکر کند بخشی از حرفهایش را در قالب یک هنر دیگر میتواند بیان کند.
به نظر شما این موضوع لطمهای به فعالیت هنرمند در رشته اصلی فعالیتش نمیزند؟
بگذارید به شکل دیگری به این سوال شما جواب دهم. جز این است که قرار است بشر استعدادهای خود را به منصه ظهور برساند و بعد از اینجا برود؟ همه ما آمدهایم هر هنر و علمی که داریم بگذاریم و برویم. در این شرایط بحثی و حرفی نمیماند. خدا این فضا را برای هنرنمایی همه ما باز گذاشته است، آن وقت ما با برخی تنگنظریها سعی داریم عرصه را بر هم تنگ کنیم.
میخواهم بدانم از نظر شما ورود هنرمندان به دیگر رشتههای هنری از جاذبه هنر است یا شهرت؟
به هیچ وجه دغدغه شهرت در کار نیست. اغلب هنرمندانی که شما میگویید بعد از رسیدن به شهرت وارد دیگر رشتههای هنری میشوند، پس دیگر نیازی به شهرت ندارند و بیشتر بنا به دغدغههای شخصیشان وارد این عرصهها میشوند. بگذارید این موضوع را درباره ورود خودم به عرصه موسیقی توضیح دهم. در ایران بازیگران را بیشتر از خوانندهها میشناسند. اگر به یک روستای دورافتاده بروم، مردم من را بیشتر از یک نویسنده یا خواننده میشناسند. حتی خوانندهای که جشنواره موسیقی جهانی میرود را به اندازه من نمیشناسند! چرا؟ چون سکوتی بر موسیقی کشورمان حاکم است که کسی اهالی موسیقی را نمیشناسد. این را هم بگویم که این روند در دیگر کشورهای دنیا برعکس است و یک خواننده خیلی بیشتر از یک بازیگر شهرت دارد.
گفتید در عرصه موسیقی دغدغه تان بیشتر شخصی است. در جریان تهیه آلبوم «ماه میخنده» به فکر سلیقه و پسند مردم بودید یا دغدغههای خودتان؟
هدایتی: خود من جزو خوانندگان پاپ هستم اما تاکید می کنم که چون افراد با سواد در موسیقی پاپ انگشتشمار هستند و آنقدر بزرگ نشدهاند که بتوانند با چند جمله درست و حسابی جمعی را به چالش بکشانند
اگر قرار باشد لذت بردن مردم را هدف قرار دهم، از لذتی که موسیقی به من میدهد دور میافتم. من از موسیقی و آهنگی که میسازم لذت میبرم و در مرحله بعد میخواهم که مردم را در این لذت شریک کنم. برای اثبات حرفم هم ذکر این نکته لازم است که این روزها در حال تهیه آلبومی با نام «زابلی» درباره موسیقی سیستان و بلوچستان هستم.
به نظر میرسد که دغدغههای شخصی برایتان از هر چیزی مهمتر است.
بله، دقیقا.
فکر میکنید در موسیقی موفقتر باشید یا بازیگری؟
تا اینجا که بازیگری.
از این به بعد؟
هیچ کس جلوی سینما و تلویزیون را نمیگیرد و برای فعالیتهایشان محدودیتهای بیهوده و نادرست نمیتراشد، اما در عرصه موسیقی چنین نیست. چون مدام با مخالفت و مانع روبهرو میشود. حتی براحتی اجازه برگزاری یک کنسرت را هم نمیدهند، در مواردی هم اجازه برگزاری میدهند و بعد لغوش میکنند! خواننده یک سال وقت میگذارد تا آلبوم موسیقی بخواند، بعد یک نفر از داخل وزارت ارشاد شروع میکند به تغییر دادن شعرها.
یعنی منتظر هیچ اتفاق خوبی در موسیقی ایران نیستید؟
هنر موسیقی در ایران یکی از دشوارترین هنرهاست، مگر اینکه هنرمند به مرحله بالایی برسد. این هم در موسیقی پاپ اتفاق نمیافتد و شامل حال موسیقی مقامی و سنتی میشود.
چرا در موسیقی پاپ این اتفاق نمیافتد؟
چارهای نیست. با همه اینکه میدانم دوستانم ناراحت میشوند باید بگویم چون اهالی موسیقی پاپ در مقایسه با فعالان موسیقی مقامی و سنتی کوتوله هستند. امیدوارم دوستان از من به دل نگیرند، من هم جزو گروه موسیقی پاپ محسوب میشوم اما تاکید میکنم که افراد با سواد در موسیقی پاپ انگشت شمار هستند و آنقدر بزرگ نشدهاند که بتوانند با چند جمله درست و حسابی جمعی را به چالش بکشانند. البته موسیقی پاپ در ایران نوپاست و کمتر از 10سال است که میتواند براحتی فعالیت کند.
پس میتوانیم بگوییم زود است که از اهالی موسیقی پاپ در حد سنتیها توقع داشته باشیم؟
(کمی مکث) موافق نیستم. هر کسی همان جایی است که باید باشد.
اگر ببینید در عرصه موسیقی موفق نیستید باز هم ادامه میدهید؟
نه. من آنقدرها در زمینه موسیقی فعال نیستم. همان مقدار کمی هم که کار میکنم تا حدی است که خودم فکر کنم کارم خوب و قابل دفاع است.
پس بازیگری شغلتان است و موسیقی دغدغه شخصیتان؟
نمی توانم این طور بگویم. بازیگری هم شغل و هم دغدغه من است. از 10 سالگیام آرزو داشتم که بازیگر شوم. اتفاقا دنبال این هستم که فراغت مالی برایم ایجاد شود و بتوانم نقشهایی که دوست دارم را بازی کنم.
محمدرضا هدایتی به کدامیک از قالبهایی که میشناسیم، نزدیکتر است. خواننده یا بازیگر؟
(با خنده) باور کنید هیچ شباهتی به طغرل ندارم. من هم ورای همه این قالبها خودم هستم، یک آدم معمولی!
خب حالا بعد از تجربه عرصه موسیقی، تئاتر، سینما و تلویزیون، این امکان وجود دارد که نویسنده هم بشوید؟
به هیچ وجه. معلمها کاری کردند که تا عمر داریم از نوشتن بترسیم.
حرف پایانی؟
حرف پایانیام خطاب به مردم است. راستش را بخواهید هنرمندان به اندازه قبل میان مردم محبوبیت ندارند. واقعا با این حرف موافقم که مردم و هنرمندان از هم دور شدهاند. درباره دلایلش هم نپرسید. در این شرایط من از مردم توقع ندارم که دوستم داشته باشند. همیشه به این فکر میکنم که ما مگر به مردم چه دادهایم که در ازایش از آنها چیزی طلب کنیم؟
زینب مرتضاییفرد / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم