از چه زمانی فعالیت در زمینه موسیقی را شروع کردید؟
نواختن پیانو را از کودکی و در ایران شروع کردم. استادم یکی از نوازندگان مجارستانی بود که در ارکستر سمفونیک ملی کار میکرد. بعد هم که به فرانسه رفتم و در زمینه مهندسی هیدرولیک درس خواندم. در 19 سالگی دورههای آهنگسازی دیدم و نواختن پیانو و آواز را هم ادامه دادم.
به موسیقی باروک علاقه داشتم و جزو چند گروه مختلف کرهای آوازی بودم و هنوز هم این علایق را در کارم حفظ کردهام. از سال 1994 به ایران بازگشتم.
زمینه موسیقی در اروپا و ایران متفاوت است. امکانات و تعداد گروهها در این کشورها بیشتر از ایران است. میدانستم کار کردن موسیقی آن هم با زمینه غربی در ایران سخت است، اما یکی از مواردی که باعث شد بیایم موسیقی بود. تردیدهایم را کنار گذاشتم و آمدم. پیشبینی نمیکردم بمانم، آمدم و خیلی سریع با اهالی موسیقی آشنا شدم و فعالیتم را شروع کردم و ماندگار شدم.
با توجه به اینکه مادرتان فرانسوی و پدرتان ایرانی است، ایران را کشور اول خود میدانید یا فرانسه را؟
این که بخواهم انتخاب کنم سخت است، اما ایران را خیلی دوست دارم و احساس میکنم همین جا در خانه پدریام همه چیز برایم شیرینتر است.
این روزها بازار موسیقی تلفیقی خیلی گرم است و شما هم در این زمینه فعالیت میکنید.
بگذارید ابتدا درباره کار خودم توضیح دهم. کارهایی که من میسازم بیشتر به موسیقی اروپایی نزدیک است، اما به 2 دلیل باید از موسیقی ایرانی نیز بهره بگیرم و به شکل تلفیقی کار کنم.
اول اینکه من اینجا و در این کشور زندگی میکنم و برای اینکه بتوانم اثر خوبی برای مردم کشورم خلق کنم باید از موسیقی ایرانی استفاده کنم. دلیل دیگر هم اینکه موسیقی ایرانی بینهایت غنی و ارزشمند است و نمیتوانم در روند کار آن را نادیده بگیرم. من لزوما دنبال تلفیق موسیقی نیستم و این اتفاق به صورت طبیعی در کارهای من ایجاد میشود.
چندی پیش یکی از خوانندگان مطرح گفته که حاضر است کارهای استاد بنان را بخواند، اما سراغ موسیقی تلفیقی نمیرود، چون این نوع موسیقی را قبول ندارد. نظر شما درباره این موضوع چیست؟
موسیقی سنتی ایران یک باغچه قدیمی است و قطعا باید هنرمندان آن را حفظ کنند، اما دلیل نمیشود که این افراد اصالت را به خود بدهند، از طرف دیگر فراموش نکنیم موسیقی سنتی هم مانند هر سنت دیگری نیاز دارد که تغییر پیدا کند، چون اگر حرکتی نکند و بایستد رفته رفته میمیرد.
باید یادمان باشد هر چیزی که ایستا باشد از بین میرود. استاد علیزاده سنت قدیمی را حفظ کردند و راه تازهای به سنت دادند و توانستند دریچههای تازهای باز کنند.
فکر میکنید موسیقی تلفیقی میتواند در کشورمان جایی برای خود باز کند و ماندگار شود؟
موسیقی تلفیقی در حال ساخت و ساز و تجربه است. همان قدر که ممکن است به بن بست برسد و احتمال موفقیت نیز دارد. البته به نظر میرسد موفق شود و میان انبوه مخاطبان موسیقی جایی برای خود باز کند چون در حال حاضر میبینیم که راه خود را باز میکند و جلو میرود.
در کل هنر نیاز به تجربه دارد.
هر قدر بیشتر بشنویم و بیشتر موسیقی بسازیم، در مسیر بهتری خواهیم افتاد. به دست آوردن تنوع موسیقی سخت است و باید تجربههای زیادی داشت تا به این رسید که کدام آثار شایسته ماندگاری است.
به نظر شما نیازی نیست در روند تولید آثار موسیقی تلفیقی فیلترها و سختگیریهایی اعمال شود؟
موسیقی زبان جهانی مشترکی است و میتوان میان موسیقی کشورهای مختلف این زبان مشترک را پیدا کرد. به نظر من بستن مرزهای فرهنگی درست نیست، چون فرهنگها مرزی ندارند. ایجاد محدودیتهای فرهنگی باعث میشود موسیقی ایرانی همین جا تمام شود و نتواند جهانی شود. اگر موسیقی ایرانی فرصت این را پیدا کرده بود که در جهان ارائه شود، بینالمللی میشد. این اتفاقی است که برای موسیقی هند رخ داد.
چرا موسیقی هند توانست جهانی شود؟
دلایل تاریخی دارد. دهه 60 و 70 میلادی اروپاییها و آمریکاییها گرایش زیادی به بودیسم و هندوئیسم پیدا کردند و سفرهای زیادی به این کشور داشتند. همین موضوع باعث شد موسیقی این کشور به دیگر کشورها وارد شود. البته موسیقی اروپایی در هند کمتر نفوذ دارد تا ایران.
فکر نمیکنید بخشی از دلیلش این باشد که هندیها فرهنگ منعطفتری دارند و با تلفیق راحتتر کنار میآیند؟
بله. حرفتان را میپذیرم، فرهنگ هند انعطافپذیرتر است. به دلیل اینکه فقط اروپا سراغ هند نرفت، بلکه هند نیز تا جایی که به سنتهای موسیقاییاش لطمه نخورد به موسیقی اروپا نزدیک شد و توانست پیشرفت کند.
قبول دارید که مقاومتها و محدودیتهای فرهنگی ما در برابر موسیقی دیگر کشورها نتایج خوبی هم داشته است؟
شک نکنید که اینطور است. این محدودیت فرهنگی خوبیهایی هم داشته و در نتیجه آن ما توانستهایم باغچه قدیمی موسیقیمان را حفظ کنیم. این باغچه قدیمی در هند در حال دگرگون شدن است و بزرگان موسیقی سنتی این کشور سعی دارند با حمایت از جوانان جلوی این اتفاق را بگیرند. این را هم بگویم همین محدودیتها لطمههای جدی را هم به گوش مخاطبان موسیقی وارد کردهاند.
متوجه منظورتان نمیشوم.
محدودیتهای این عرصه نه تنها جلوی ورود آثار خارجی خوب را گرفتهاند، بلکه اجازه ورود موسیقیهای بد را هم دادهاند. در واقع این محدودیتها موجب شده است آثار خوب موسیقی جهان به گوش مخاطب ایرانی نرسد و وارد کردن این موسیقیها به دست قاچاقچیان بیفتد.
قاچاقچی که آثار باخ و موتسارت را وارد نمیکند! او هرچه دستش بیاید به کشور میآورد و به ذائقه مخاطب آسیب وارد میکند. فیلتری که ایجاد شده جلوی چیزهای خوب و بزرگ را گرفته، اما خردهریزها براحتی از آن رد میشوند و به داخل کشور میآیند! مخاطب هم به تصور اینکه CD اورجینال میخرد بابت آنها هم هزینه پرداخت میکند و هم در واقع چیزی عایدش نمیشود!
شما یکی از آهنگسازانی هستید که میتوان گفت به ساخت موسیقی فیلم علاقه دارید. میخواستم کمی درباره این علاقهتان توضیح دهید.
با سینما رفتن میانه خوبی ندارم و کم پیش میآید برای تماشای فیلمی به سینما بروم، اما به ساخت موسیقی فیلم علاقه خاصی دارم. از طرف دیگر من همیشه انجام دادن کارهای مشترک یا تلفیقی را دوست دارم و در شکلگیری و فعالیت گروه موسیقی نور هم میتوان این علاقه مرا مشاهده کرد.
پس موسیقی تلفیقی را هم به همین علت دوست دارید که یک کار گروهی است؟
بله. من هم میتوانستم مانند دیگران خودم آهنگسازی کنم و گروه برای اجرا داشته باشم، اما ترجیح دادم کاری تلفیقی انجام دهم و هم اکنون با یک گروه 9 نفری در حال فعالیت هستم که 3 نفر از آنها هم خارج از ایران هستند. البته هماهنگی این افراد با هم کمی دشوار است، اما چون به این شیوه کاری علاقه دارم با آن کنار میآیم.
برگردیم سراغ موسیقی فیلم. در ساخت موسیقی فیلم 2 دیدگاه متفاوت وجود دارد؛ یکی دیدگاهی که بر اساس آن گفته میشود موسیقی فیلم باید در حاشیه فیلم قرار بگیرد و از آن پررنگتر نشود. دیدگاه دیگری هم هست که میگوید موسیقی فیلم میتواند در مقایسه با دیدگاه اول نقش پررنگتری داشته باشد و بدون وابستگی به فیلم، به تنهایی نیز شنیده شود و مخاطب داشته باشد. نظر شما درباره این موضوع چیست؟
در ساخت موسیقی فیلم بین این دو دیدگاه هستم. چون معتقدم ساخت موسیقی فیلم و همچنین برخورد مخاطبان با آن نسبی و سلیقهای است. نمیتوان درباره میزان وجود یک موسیقی نظر قطعی داد. ممکن است کسی بشنود و بگوید موسیقی بر فیلم غالب است و دیگری بشنود و بگوید میزان موسیقی کم است. هر کسی هم دلیل خوبی داشته باشد، بنابراین نمیتوان نظر قطعی داد.
در ساخت موسیقی فیلم یک کارگردان چه نقشی دارد و چگونه میان کارگردان و آهنگساز تعامل لازم ایجاد میشود؟
ساخت موسیقی فیلم یک نوع ریسک یا کار دشواری است چون ممکن است تنها در یک قسمت به خاطر اینکه کارگردان و آهنگساز نتوانند همدیگر را درک کنند، کار به جای خوبی نرسد. متاسفانه هنوز اغلب کارگردانهای ایرانی نتوانستهاند به جایی برسند که به یک آهنگساز اعتماد کنند و به همین خاطر هم به جای خوبی نمیرسند. وقتی کارگردان کسی را برای ساخت موسیقی فیلمش انتخاب میکند باید به کار او اعتماد کند و بداند که موسیقی این توانایی را دارد که اثرش را زیباتر کند.
منظورتان این است که کارگردانها در روند ساخت موسیقی بیش از حد لازم دخالت میکنند؟
رضاعی: محدودیت فرهنگی خوبیهایی هم داشته و در نتیجه آن ما توانستهایم باغچه قدیمی موسیقیمان را حفظ کنیم. این باغچه قدیمی در هند در حال دگرگون شدن است و بزرگان موسیقی سنتی این کشور سعی دارند با حمایت از جوانان جلوی این اتفاق را بگیرند
اگر موسیقی در فیلم خیلی پررنگتر شود این دو را با هم بی نسبت میکند. گاهی مخاطب هم دلش میخواهد در بعضی بخشها موسیقی پررنگتر شود. نمیگویم موسیقی بیشتر شنیده شود، موسیقی چون بالاخره به نوعی فیلم را کامل میکند و نمیتوان میان این دو یکی را انتخاب کرد.
یکی دیگر از مشکلات ما این است که کارگردان با یک بار شنیدن موسیقی درباره آن نظر میدهد. واقعا با یک بار شنیدن نمیتوان زیباییها و مفاهیم چند لایه موسیقی را درک کرد. ما آهنگسازها سعی میکنیم در پوست کارگردان برویم، اما کارگردانها تصور میکنند بر اساس آنچه شنیدهاند و فکر میکنند باید عمل شود. مثلا میگویند این سکانس رمانتیک است و باید آهنگ رمانتیک مشابه فیلم تایتانیک برای آن ساخته شود. آهنگساز حالا باید تایتانیک را فراموش کند و بفهمد کارگردان چه میخواهد؟ آیا کار ارکسترال میخواهد یا خیر؟ حالا باید بتوانی کاری انجام دهی که هم کارگردان را راضی کند و هم مثل تایتانیک نباشد.
خیلی دشوار است که کارگردان و آهنگساز بتوانند به اتفاق نظر برسند.
هر کارگردان روش خاص خودش را دارد، اما قبول کنید برای اینکه بتواند به نتیجه خوبی برسد باید به آهنگساز اعتماد کند. کم پیش میآید که یک کارگردان بتواند به تو بگوید چه میخواهد و بعد دخالتی در روند ساخت موسیقی نداشته باشد. بعد هم حاضر باشد از طرف آهنگساز بشنود که من جور دیگری فکر میکنم و کارهای شما را زیر و رو کردم.
اساسا موسیقی فیلم قرار است چه تغییری در فضای آن ایجاد کند؟
90 درصد زندگی روزمره ما فیلم است. ما هم در همین مصاحبه در حال بازی کردن یک فیلم هستیم. وقتی موسیقی روی فیلم قرار میگیرد آن را متفاوت میکند و تمایزی بین فیلم و زندگی واقعی ایجاد میکند. موسیقی تخیلی را در فیلم برای مخاطب ایجاد میکند. البته نمیتوان تخیل بیننده را کنترل کرد، اما در هر صورت موسیقی فیلم باید ادامه کلام باشد و بتواند مفهوم فیلم را برساند. برخی هنوز هم تصور میکنند که موسیقی قرار است به فیلم مارک بزند و مثلا با ریتم خود نشان دهد جایی که قرار است اتفاقی بیفتد را نشان دهد. این موسیقی به درد نمیخورد.
ببینید، اصولا کار یک آهنگساز تنها نوشتن یک قطعه موسیقی نیست، بلکه ایجاد رنگ صوتی و ترکیب سازهای مختلف نیز وظیفه اوست و این جذابیتهای آهنگساز بودن است. من سعی دارم که ذهنیت صوتیام را در هر اثری به نتیجه برسانم. پیش از کنعان با نیما علیزاده تجربههای فراوانی داشتهام و انتخاب ساز رباب، انتخاب نواختن با نیما علیزاده هم هست. ساز رباب به عنوان یک ساز ایرانی که در یک فیلم ایرانی میآید، برای اجرای موسیقی ایرانی استفاده شده است.
اگر قرار باشد مقایسهای بین موسیقی فیلمهای ایرانی و خارجی داشته باشیم، درباره موسیقی فیلمهای ایرانی چه میگویید؟
فکر میکنم موسیقی فیلم در خارج از ایران بهتر درک شده و حتی قبل از اینکه فیلمبرداری را شروع کنند برای موسیقی برنامهریزی میکنند، اما اغلب کارگردانهای ایرانی خیلی دیر به فکر ساخت موسیقی فیلم میافتند. متاسفانه در این زمینه برنامهریزی خوبی ندارند و اگر هم کار خوبی تولید شود میتوان آن را یک اتفاق دانست.
خودتان کدام موسیقی فیلمی را که ساختهاید، بیشتر دوست دارید؟
(کمی مکث) انتخابش سخت است.
از سینما دوستان زیادی سوال کردم که کدام یک از ساختههای شما را بیشتر دوست دارند. میخواستم ببینم خودتان هم با مخاطبانتان همعقیدهاید یا نه؟
(با خوشحالی) احتمالا موسیقی فیلم «کنعان» را انتخاب کردهاند. در روند ساخت موسیقی این فیلم اتفاقی افتاده که دست من نیست. میتوانم بگویم با حضور ذهن کامل این را نساختم و نمیدانم خلاقیت موجود در آن از کجا آمد.
البته یک کار دیگرم را هم خیلی دوست دارم که برای فیلم «نگاه» ساخته شده است. البته فیلم مطرحی نیست و در ایران هم اکران نمیشود. این کار را هم خیلی دوست دارم و چون جنس موسیقیاش به گونهای است که میتوان آن را بدون فیلم هم شنید بزودی آن را در قالب یک آلبوم منتشر خواهم کرد.
گفتید اگر در ایران موسیقی فیلم خوبی تولید شود، اتفاقی بوده است. موفقیت «کنعان» را هم اتفاقی میدانید؟
تا حدی بله.
چرا تا حدی؟
چون آقای حقیقی برخوردشان با مقوله موسیقی فیلم در مقایسه با دیگر کارگردانان متفاوت بود و علاوه بر اینکه دستم را در روند کار باز گذاشتند، خودشان هم خیلی وقت گذاشتند و همراهیام کردند.
حقیقی هم نگاهش به مقوله موسیقی فیلم نگاه ایرانی نبود. حرفهایهای بازیگری سناریونویسی همه در سینمای هالیوود هستند.
موسیقی فیلم «نارنجی پوش» را هم دوست داشتید؟
نظر شما درباره موسیقی این فیلم چیست؟
به نظرم خیلی کمرنگ بود و احساس نمیشد.
تجربه خوبی بود و خوشحالم که برای فیلم یک کارگردان بزرگ موسیقی ساختهام، ولی از نظر اهمیت موسیقی برایم تجربه خوبی نبود. چون وقتم کم بود و دستم هم در کار باز نبود. آقای مهرجویی ایران نبود و به او دسترسی نداشتم.
در نوشتن یک سمفونی از چه چیزهایی تاثیر میگیرید؟
نوشتن یک سمفونی مانند کشیدن نقشه یک بناست. اینکه بدانی نتها را چگونه کنار هم قرار دهی که بنای آن سر مخاطب فرو نریزد کار بسیار دشواری است. اگر یک جای کار یک بنا بلنگد آن ساختمان فرو میریزد، موسیقی هم همین حالت را دارد.
من هیچ وقت نمیگویم میخواهم یک سمفونی بنویسم، چون همیشه برای شروع کارم اول یک پارامتر غیرموسیقایی پیدا میکنم و در مرحله بعد سراغ نوشتن میروم. در کل به شباهت و قرابتهای میان معماری و موسیقی خیلی معتقدم و در حال ساخت یک مستند موسیقایی راجع به بناهای اصفهان هستم. پیش از اینکه چنین ایدهای به ذهنم برسد به این فکر میکردم که درباره مولانا یا فردوسی اثری تولید کنم، اما دیدم این موضوعات تکراری هستند و خیلی روی آنها کار شده است. چون عاشق اصفهان هستم تصمیم گرفتم درباره معماری بینظیر این شهر اثری بسازم و قطعاتم را بر اساس بناهای خاص اصفهان که معماری بینظیری هم دارند بنویسم.
شما قرار است امسال در جشنواره موسیقی فز- که هر ساله در مراکش برگزار میشود - با همراهی گروه نور اجرایی داشته باشید. کمی درباره این اجرا توضیح دهید.
موضوع اجرای ما در جشنواره فز، عمر خیام است. قطعاتی را بر اساس رباعیات خیام اجرا میکنیم. البته سال گذشته سالار عقیلی هم در این جشنواره اجرای خوبی داشت و باعث افتخار موسیقی کشورمان شد.
گروه نور بعد از جشنواره فز در جشنواره «شرقیها» - که در یک روستای سنتی فرانسه کنار رودخانه لوار برگزار میشود - حضور پیدا میکند و در کنار دیگر گروههای موسیقی شرقی اجرای موسیقی خواهد داشت.
کمی هم از آلبوم موفق «سیر» که با آقای شعاری به صورت مشترک کار کردهاید، توضیح دهید.
«سیر» 5 قطعه برای سهتار ارائه شده که 4 ملودی و در نتیجه 4 فضای متفاوت از موسیقی سنتی ایرانی را بیرون میکشد. طبلای هندی که با دقت با سهتار پیوند خورده است، بیشتر ما را به سمت شرق و تا حدودی موسیقی سنتی هند میبرد که اشتراکات زیادی با موسیقی ایرانی دارد. از طرف دیگر همنوازی سهتار با سازبندیهای ارکسترال معاصر و کلاسیک، ما را به سمت غرب و سنتهای موسیقایی اروپایی و همچنین موسیقی قرن بیست و یکمی اروپا میبرد. به طریقی میتوان گفت این اثر سیری است میان فرهنگهای هندی تا اروپایی.
حرف پایانی؟
کنسرتهای ایرانی خوبی در خارج از کشور و بخصوص فرانسه برگزار میشوند و اجراهای خوبی دارند. کاش مسوولان کمی انعطاف به خرج دهند و با برگزاری بیشتر کنسرتها، فضا را برای درخشش موسیقی ایران در جهان فراهم کنند.
زینب مرتضاییفرد / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم