سخنرانی جک استراو وزیر امورخارجه انگلیس «شکل دهی سازمان ملل متحد قدرتمندتر»

کوفی عنان دبیر کل سازمان ملل یک سال پیش ; به اختصار این سازمان را یک سازمان از هم پاشیده معرفی کرد ، سازمانی که اقدام مشترک اعضا را برنمی تابد و در خطر قرار گرفته است.
کد خبر: ۴۷۴۸۴

اتهام تک روی اعضا و تهدید امنیت جمعی اعضا بدون واکنش جمعی نیز مطرح شد.تردیدی نبود که ایجاد یک اجماع جدید ضروری می نمود.
کمیته ای بلند پایه از سوی دبیرکل مسوول بررسی روش حصول این اجماع شد و ما منتظر نتایج کار این کمیته ایم. امروز من نظر انگلستان را در این مورد مطرح می کنم.
برای درک این نکته که سازمان ملل متحد چگونه می تواند با آینده سازگار باشد ابتدا باید از گذشته درس گرفت.
پس از تصویب منشور ملل متحد در سال 1945 ، نیویورک تایمز هشدار داد که این منشور می تواند بسته به اراده و اقدامات به وجود آورندگان آن «روح یک جهان جدید متهور باشد و یا یک کاغذ باطله».
در تاریخ 60 ساله سازمان ملل متحد اراده و اقدام برای این سازمان از عضوی به عضو دیگر و از زمانی تا زمانی دیگر تفاوت داشته است.
در دوران جنگ سرد اگرچه کارهایی نظیر صدور قطعنامه هایی در مورد خاورمیانه صورت گرفت ، شورای امنیت عملا در چنبره ابرقدرت ها ساکن ماند و تا سال 1990 ، فقط 17 قطعنامه در چارچوب فصل هفتم صادر شد اما امروز شورا صحنه همکاری های قابل توجه بین المللی است و تنها در یک سال گذشته 24 قطعنامه در متن فصل هفتم منشور صادر کرده است.
موسسان سازمان ملل کاملا معتقدند که این سازمان چارچوبی لایتغیر ندارد.
پرزیدنت ترومن در مراسم امضای منشور ملل متحد گفت : هیچ ادعایی وجود ندارد که این منشور ابزاری نهایی و کامل است اما تغییر از طریق تغییر متن منشور صورت نمی گیرد بلکه از طریق استفاده منعطف از ابزاری است که به نام سازمان ملل ایجاد شده است.
برای مثال : پاسداری از صلح در هیچ جای منشور ذکر نشده است اما همین پاسداری از صلح یکی از موفقیت های بزرگ سازمان ملل بوده است.
کلاه آبی های سازمان که در سال 1988 جایزه صلح نوبل را به خود اختصاص دادند باعث استقرار صلح و دمکراسی در کشورهای نامیبیا ، کامبوج ، السالوادور ، موزامبیک و تی مورشرقی شده اند و همچنان سرگرم پاسداری از امنیت هائیتی ، سیرالئون و مرزهای اتیوپی اریتره اند.
تاریخ سازمان ملل نشان می دهد که این سازمان تنها و تنها در شرایطی ابزاری موثر برای اقدام است که اعضای آن اراده سیاسی برای استفاده از آن را داشته باشند و تاریخ آن همچنین نشان می دهد که سازمان وسیله ای انعطاف پذیر است و قابلیت سازش و تغییر را دارد اگرچه باید تکرار کرد که هنگامی چنین خاصیتی از خود بروز داده که اعضای آن مشتاق به ایجاد تغییر در آن بوده اند.
اگر قرار باشد سازمان امروز نیز انعطاف لازم را داشته باشد ، به تعهد سیاسی مشابه نیاز خواهد داشت.
ایجاد چنین تعهدی برای تغییر امری حیاتی است زیرا ماهیت تهدیدهایی که با آنها مواجه هستیم تغییر یافته و به واکنش های دسته جمعی و جهانی نیاز دارند.
امروز نیز اگر قرار است سازمان ملل انعطاف لازم را داشته باشد باید تعهد سیاسی مشابهی در درون این سازمان به وجود آید.
تهدیدهای امروز همانقدر که احتمال دارد از ناحیه گروه های غیردولتی مانند تروریست ها و جنایتکاران باشد ممکن است از ناحیه خود دولت ها نیز باشد و این تهدیدها روی همه ما اثر می گذارد.
گروگان گیری دانش آموزان در شهر بسلان در فدراسیون روسیه بار دیگر نشان می دهد که تروریست ها حاضرند به هر کس و به هر کجا و بدون ذره ای شفقت حمله کنند.
فشاری که بر این کودکان وارد شده و غصه والدین آنها از حد تصور به دور است. درد آن کودکان درد ما هم هست.
مسوولیت جدی پرزیدنت پوتین و دولت وی مسوولیت ما هم هست : اولا به دلیل ساده همبستگی انسانی و طبیعی با مردم روسیه که در جنگ جهانی دوم قربانی دادند تا صلح و آینده ما و خودشان را تامین کنند.
دوم به دلیل وحشی گری تروریست ها که در سراسر جهان بر صفحه تلویزیون ها منعکس شده است و یادآور تروریسم بین المللی است که همه ما را در مخاطره قرار داده است.
شورای امنیت سازمان ملل به درستی خواستار آزادی بدون قید و شرط گروگان ها شد و تاکید کرد که تروریسم از جدی ترین تهدیداتی است که امنیت و صلح بین المللی را در مخاطره قرار داده است.
نه فقط تروریسم درون کشوری بلکه مناقشات دیگر هم مایه نگرانی جامعه بین المللی است. اوضاع در دارفور که من شخصا از آن دیدار داشتم نیازمند اقدام است چرا که این یک داستان غم انگیز انسانی است و برای این که همه منطقه را با اشاعه ناامنی و موج آوارگان تحت تاثیر قرار داده است.
در گاتومبا (بروندی) قتل عام وحشتناکی که چند هفته جریان داشت مناقشه ای را برملا کرد که امروز به چالشی در برابر سازمان ملل تبدیل شده است.
این مناقشات نشان داد که چگونه تهدیدات متوجه امنیت ما به عوامل دیگری بستگی دارند که از بی نظمی ، فقر ، بیماری ، بی عدالتی و تخریب محیط زیست ناشی می شوند.
اگر این مسائل حل نشوند امنیت جهانی پایدار نخواهد ماند.برای حفظ امنیت امروزی جهان باید اقدامی گسترده و همه جانبه انجام داد.
سازمان ملل تنها محل ارائه این اقدام است : سازمان ملل مشروعیت و جامعیتی را ارائه می دهد که همه کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته می توانند گرد آن اجتماع کنند.
سازمان ملل در آغاز ایفای این نقش است. ظرف سالهای گذشته شورای امنیت دامنه توجهات خود را توسعه داده و به مولفه های جدیدی به عنوان تهدید صلح جهانی توجه کرده است.
براندازی حکومت هایی که از مسیر دمکراسی به قدرت رسیده اند ، تروریسم ، نقض حقوق بشر در مقیاس گسترده ، فاجعه های انسانی ، بحران آوارگان و کشورهایی که تعهدات بین المللی خود را در قبال سلاح های کشتار جمعی زیر پا می گذارند ، سازمان ملل حتی انتقال کنترل نشده سلاح های سبک و بیماری ایدز را نیز مدنظر قرار داده است.
امروز مساله انتقال سلاح های سبک نیز اهمیت خود را پیدا کرده است.امروز باید تکامل سازمان ملل را ادامه دهیم.
شورای امنیت این مسائل را جدی تر بررسی می کند و قرار نیست همیشه پاسخ گوی مسائل آتی باشد. پس باید تفاهم مشترکی از ماهیت تهدیدات کنونی علیه صلح و امنیت بین المللی پیدا کنیم.
در کنار آن باید اجماع گسترده تری را برای مقابله با این تهدیدات ایجاد کنیم. اجازه دهید سه حوزه را برای بحث مشخص کنیم:
ابتدا باید سرعت و قوام واکنش در مقابل تهدیدات را افزایش دهیم.دبیر کل سازمان ملل برای مقابله سریع تر با تهدیدات ، باید اختیارات بیشتری در چارچوب اصل 99 منشور ملل متحد داشته باشد و هر مساله ای را که به زعم او صلح و امنیت جهانی را تهدید می کند در شورای امنیت مطرح کند اما دبیرکل سازمان ملل نمی تواند در خلا و پس از جدل با اعضای شورا این مهم را به انجام برساند.
اعضای سازمان ملل و بخصوص اعضای شورای امنیت باید به مسوولیت های خود عمل کنند.
علی رغم هشدار کارشناسان سازمان ملل که وقوع فاجعه دارفور را از آغاز سال هشدار داده بودند و علی رغم تلاش های فراوان برای جلب توجه جهانی به این مساله ، شورای امنیت تا اواسط سال با صدور قطعنامه ای در مورد دارفور موافقت نکرد. کشورهای عضو باید توانایی های تحلیلی خود را در اختیار دبیرخانه سازمان ملل قرار داده و به هشدارها واکنش نشان دهند.
باید اقدام جهانی با هماهنگی و بصورت پیوسته بخصوص در مورد شرایط بعد از بحران صورت پذیرد.
موفقیت در مورد نامیبیا و موزامبیک نشان داد که چه باید کرد اما کشورهایی که از جنگ داخلی رهایی پیدا می کنند ممکن است دوباره سریعا گرفتار جنگ داخلی شوند.
دوباره کاری ، رقابت و بکارگرفتن اولویت های متناقض برای این جوامع حساس و شکننده ، مرگبار است.برای مثال اصلاحات اقتصادی باعث بیکاری می شود ، ترخیص نیروهای درگیر در جنگ هم بر معضل بیکاری می افزایند: سازمان ملل باید اطمینان حاصل کند که نهادهای این سازمان با هماهنگی اهداف مشترکی را تعقیب کنند و مسوولیت روشن تری را بپذیرند و هماهنگ کننده تلاش ها و برنامه های بین المللی باشند.
حوزه دوم بحث مربوط به ایجاد ابزار موثرتر برای اقدام مشترک است. در مورد تروریسم باید اولویت های حاصله از قطعنامه 1526 را برای تحریم القاعده و مرکزیت کمیته تروریسم موضوع قطعنامه 1535 ادامه دهیم.
این قطعنامه ها باید به اجرا در آیند. در مورد جلوگیری از توسعه سلاح های سبک ، حمایت بین المللی گسترده تری ضروری است : انگلستان با ابتکار کنترل انتقال سلاح با هدف دستیابی به یک موافقت نامه بین المللی در کنفرانس سال 2006 حضور خواهد یافت و انتظار دارد صدور این گونه سلاح ها به کشورهایی که ناقض حقوق بشر و تشدیدکننده مناقشات هستند ممنوع شود.
باید رابطه فزاینده سازمان ملل را با سازمان های منطقه ای تقویت کرد. فصل هشتم منشور ماهیتا در زمانی نوشته شد که فقط چند سازمان منطقه ای وجود داشت.
امروز شورای امنیت می تواند از این امتیاز بیشتر استفاده کند. سازمان ملل این توانایی بالقوه را دارد که به عنوان عامل مبادله منابع و قابلیت ها اقدام کند.
برای مثال در زمینه تسهیل عملیات انتقال هوایی کمک های ناتو برای عملیات اتحادیه آفریقا یا استقرار نیروی پلیس اتحادیه اروپا به عنوان بخشی از نیروی حافظ صلح سازمان ملل.
شاید حساس ترین مساله در این بحث مداخله در امور داخلی یک کشور دیگر است که گاه در شرایط بسیار وخیم به مداخله نظامی هم می انجامد.
در سال 1935 یک روزنامه نگار (ای.بی وایت) در کنفرانس سان فرانسیسکو نوشت ریشه همه مباحث مربوط به امنیت مشترک جهانی حاکمیت ، حاکمیت و حاکمیت کشورهاست.
هیچ کس باور ندارد که منشور ملل متحد قصد از بین بردن اصل عدم مداخله در امور داخلی کشورها را که پایه نظام بین المللی را تشکیل می دهد داشته باشد اما در عین حال همه اعضای ملل متحد رعایت محدودیت هایی را در جهت خدمت به امنیت مشترک جهانی پذیرفته اند.
دیگر پذیرفتن وضعی چون اوضاع دارفور ، رواندا ، کوزوو به عنوان مساله ساده ملی یک کشور قابل قبول نیست.
کشورها حق عدم مداخله در امور داخلی خودشان را دارند اما مسوول هم هستند: آنها در برابر مردم خود و در برابر جامعه بین المللی و در برابر مشارکت های بین المللی خود مسوول هستند.
هر وقت این مسوولیت ها آشکارا نادیده گرفته شوند و یا از آنها سوءاستفاده شود شاید لازم باشد جامعه بین الملل مداخله کند.
هزینه عدم مداخله در مساله رواندا هنوز گریبانگیر ماست بنابراین به درستی اجازه نخواهیم داد دولت سودان مساله دارفور را یک مساله حاکمیتی بداند که ربطی به جهانیان ندارد.
برعکس به دولت سودان فشار می آوریم که مسوولیت خود را برای حفظ امنیت مردم خود به جا آورد. گزارش دبیر کل سازمان ملل نیز در مورد دارفور حائز اهمیت است.
در موارد بسیار حاد از وقوع جنایت علیه بشریت و یا در مواقع بروز فاجعه های انسانی مانند آنچه در سال 1999 در کوزوو رخ داد ، مداخله بین المللی شامل اقدامی نظام نیز می شود.
این مساله همچنان مساله بسیار مهم جامعه بین الملل است و چنین نیز هست اما نشانه هایی وجود دارد که اجماعی در این زمینه در حال حصول است برای توسعه عملی دمکراسی مشروعیت وجود دارد.
در افغانستان موفقیت سازمان ملل در ثبت نام 10.5 میلیون رای دهنده قابل توجه بود.
در عراق سازمان ملل نقش حساسی در نظارت بر تحولات سیاسی داشته است. در 19 اوت سال 2003 مقر سازمان ملل در بغداد منفجر شد.
انگلیس و امریکا در حال تلاش و همکاری با سازمان ملل برای تامین امنیت تشکیلات سازمان ملل در بغداد به منظور افزایش حضور آن در عراق هستند.
این حضور زمینه فعالیت کمیسیون مستقل انتخابات عراق و تلاش دولت موقت عراق را برای برگزاری انتخابات در این کشور فراهم خواهد کرد.
ما باید زمان تعیین شده برای انجام انتخابات ، ژانویه آینده را حفظ کنیم.
من از انتصاب اشرف جهانگیر قاضی به عنوان نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل در عراق استقبال می کنم.
نمونه دوم : سازمان ملل می تواند کمکهای در حال انجام را موثرتر و هماهنگ تر کند.
می تواند کمکهای مربوط به توسعه را بیشتر کند و موثرتر و شفاف تر به دست مصرف کنندگان برساند.
در دارفور هنوز می توان کمکهای انسانی بین المللی بیشتری را سازمان داد و انگلستان از پرداخت این کمکها حمایت می کند.
بحث خود را با این مطلب به پایان می رسانم که نظر انگلستان در مورد آینده سازمان ملل کدام است.
ما از آغاز به پی ریزی سازمان ملل کمک کرده ایم. در سال 1946 لندن میزبان اولین جلسه مجمع عمومی سازمان ملل بود.
در سالن مرکزی متدیست و سپس شورای امنیت در چرچ هاوس.
نقش ما در شورای امنیت و دیگر نهادهای سازمان ملل ، کمکهای ما به بودجه آن و عملیات پاسداری از صلح در سراسر جهان و تعهد جدی ما به نظام موثر بین المللی مایه مباهات انگلیس است.
ما آماده ایم در تنظیم مناسبات سازمان ملل در قبال چالشهای امنیتی جدید جهانی یاری و مساعدت کنیم.
ارتش انگلیس به تجهیزات مدرن و قابل توجهی مجهز است و ما سیاست خارجی نوین ، فعال و همه جانبه ای را دنبال می کنیم که بتواند امنیت درازمدت و توسعه پایدار جهانی را فراهم کند.
تونی بلر کمیسیونی را برای آفریقا با هدف مطرح کردن نگرانی های آفریقا در دستور کار بین المللی تدارک دیده است.
وزیر خزانه داری انگلیس نیز میاندار یک بحث بین المللی مالی است که در آن چارچوب ، به افزایش قدرت بازارهای سرمایه کمک کنیم.
ما از ریاست خود بر شورای امنیت در ماه اکتبر برای کمک به پیگیری گزارش دبیرکل مورد عدالت و حکومت قانون ، ابتکاری که من در طول آخرین دوره ریاست ما در سال گذشته آن را آغاز کردم ، استفاده خواهیم کرد.
سال آینده زمانی که انگلستان ریاست اتحادیه اروپا و گروه هشت را به عهده گیرد ما می توانیم نقش مهمی در تدارک اجلاس سران برای بررسی پیشرفت های حاصله در جهت تحقق هدف های توسعه هزاره سازمان ملل ، و همچنین در پیگیری کار این هیات سطح بالا ایفا کنیم.
انگلیس نیز همچون هر کشور دیگری از یک سازمان ملل قوی ، مدرن و موثر بهره خواهد برد. ما از هیچ تلاشی برای تحصیل اجماعی بین المللی در مورد تهدیدهای فرا راه ما و وسایلی که برای حل آنها می توانیم به اتفاق از آنها استفاده کنیم ، فروگذار نخواهیم کرد.
تاریخ سازمان ملل نشان می دهد که توانایی قابل توجهی برای انعطاف پذیری و تحقق توانایی های خود دارد.
ما اینک نیاز داریم اطمینان حاصل کنیم که سازمان ملل به منظور برخورد با چالش های امنیتی دهه های آینده استفاده از توانایی های خود ادامه دهد.

دفتر خبرگزاری جمهوری اسلامی در لندن
12 شهریور 1383

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها