حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
اگر به موضوع نامگذاری امسال توسط رهبر معظم انقلاب و واکنشهای آن نگاه کنیم خواهیم دید پرداختن به موضوع حمایت از سرمایه ایرانی و برنامهریزی برای آن به نسبت سایر مسایل همچون تولید و اشتغال مغفول مانده است. لذا به عقیده شما که رئیس بزرگترین سازمان مدیریتکننده سرمایه ایرانی هستید چگونه باید از سرمایه ایرانی حمایت کرد؟
هم اکنون در بازار سرمایه قریب به 40 صنعت فعال داریم به طوری که امروز تقریبا عمده تولیدات پایهای کشورمان در بورس حضور دارند. صنعت سیمان، فلزات، دارو، غذا، ارتباطات، پالایشگاه، پتروشیمی و... ازجمله صنایع پایهای هستند که در بورس حضور و عضویت دارند. نگاهی به وضعیت سایر بورسهای منطقه با بورس تهران به روشنی نشان میدهدکه شما هیچ بورسی را در خاورمیانه سراغ ندارید که این تعداد صنعت در بورسشان عضو باشند و بورسشان چنین گستردگی و تنوعی را در اقتصاد ملیشان داشته باشد، اما در ایران اینگونه نیست. بورس ما یک بورس متنوع است و صنایع مختلف که عمده تولید کشور ما در بخش خصوصی را انجام میدهند در بورس حضور دارند. بنابراین اگر میخواهیم از تولید ملی حمایت کنیم عمده تولید ملی به صورت سهام شرکتها در بورس حضور دارند. پس برای حمایت از تولید ملی باید از تولید این شرکتها حمایت شود. بهترین راه حمایت کردن از تولیدات نیز کمک به ارتقای کیفیت تولید شرکتها و رشد حجم تولیدات آنهاست تا در نهایت این فرآیند باعث جذب سرمایه به بورس و کل اقتصاد شود. لذا میبینید که راه حمایت از تولید ملی و اشتغال از حمایت از سرمایه ایرانی میگذرد که بورس کانون آن است. در واقع بورس راه و طریق جذب سرمایه و تجهیز سرمایه است. پس حمایت از بورس و سودده کردن شرکتها در بستر آن بهترین راه حمایت از سرمایه ایرانی است.
راه اجرایی حمایت از سرمایه ایرانی در چارچوب بورس چیست؟
روشن است که کشور ما مشکل کمبود سرمایه ندارد. یعنی ما جامعه فقیری نیستیم که آدم سرمایهدار درآن کم باشد. اتفاقا نگاهی به ارقام رشد نقدینگی و چرخش آن نشان میدهد که ما از نظر تامین سرمایه اصلا مشکل نداریم. مشکل ما در تجهیز منابع و سرمایههاست. چون سرمایه تا تجهیز نشود، سرمایه نیست. حتما میبینید که سرمایههای خرد در جامعه ما زیاد است منتها این سرمایهها پراکنده و سرگردان است و باید تجهیز شود تا بتواند به نیازمندان واقعی آن در بخش تولید کمک کند. نقش بورس دقیقا در همین بسترسازی در تجهیز سرمایهها و هدایت آن به سوی تولید و صنعت خلاصه میشود. یعنی هنر بورس در این است که با نوینسازی و کارآمدسازی ابزارهای مالی موجود و تدارک ابزارهای مالی جدید به شرکتها که طیف وسیع و متنوعی از اقتصاد ایران را در بورس گردآوردهاند، فرصت بدهد سرمایههای مورد نیاز خود را از سرمایههای خرد مردم تجهیز کنند. قطعا این فرآیند یک نفع دوجانبه هم برای سرمایهگذار دارد که از سوددهی سرمایهاش حداقل اطمینان را بدست میآورد و هم به نفع سرمایهخواه است که چرخ کارش راحت و روان میچرخد. لذا بورس با ایجاد یک بازی برد برد برای سرمایهگذار ـ سرمایهخواه هم به تولید و اشتغال ملی کمک کرده و هم از سرمایه ایرانی حمایت میکند. لذا میبینید که از طریق بورس چه کارهای مهمی در حمایت از سرمایه ایرانی میتوان انجام داد.
چون بازار سرمایه در تجهیز سرمایههای خرد نقش مهمی دارد، برنامههای بورس در حمایت از سرمایه ایرانی باید بر پایه تجهیز سرمایههای خرد طراحی شود. یعنی ناچاریم ابزارهای نوین مالی برای جذب این سرمایهها به بورس را طراحی کنیم
اقداماتی که در این باره باید انجام شود چیست؟
چون بازار سرمایه در تجهیز سرمایههای خرد نقش مهمی دارد، برنامههای بورس در حمایت از سرمایه ایرانی باید برپایه تجهیز سرمایههای خرد طراحی شود. یعنی ناچاریم ابزارهای نوین مالی برای جذب این سرمایهها به بورس را طراحی کنیم. به این معنا که مثلا ما به شرکتها اجازه ورود به بازار برای فروش سهام جدید و اوراق مشارکت یا هر اوراق بهادار دیگری که بتوانند از آن برای جذب سرمایه استفاده کنند، میدهیم. آنها میتوانند با انتشار این اوراق سرمایههای خرد و سرگردان مردم را جذب کنند و با استفاده از آن کمیت و کیفیت تولیدات خود را افزایش دهند. روشن است تحقق رشد کمی و کیفی تولید به سوددهی بیشتر بنگاه و جذب سرمایه بیشتر به بورس منتهی خواهد شد. یعنی این موضوع یک چرخه به هم پیوسته است. بنابراین برای حمایت از تولید ملی راهی جز حمایت از سرمایه سراغ نداریم. البته این نکته را نیز باید گفت که حمایت از سرمایه ایرانی دارای ابعاد مختلفی است که عمده آن را میتوان در 2 بُعد خلاصه کرد. یک بخش و بعد اینکه برای افزایش کیفیت و توان تولیدی بنگاههای داخلی به اندازه کافی تلاش کنیم و دیگر اینکه مردم کالای ایرانی بخرند. در نتیجه سرمایه ایرانی به سوی بورس سودده خواهدآمد و روشن است که بزرگترین حمایت از سرمایه ایرانی در این فرآیند شکل گرفته است؛ حمایت از سرمایهگذار با توزیع مناسب سود و ایجاد امنیت و برای تولید ملی تولید سرمایه لازم و جلوگیری از معادله معکوس نقدینگی سرگردان.
در بستر اقتصاد ایران گروههای مختلف سرمایهگذار وجود دارد. آیا بورس برای پوشش تمامی این گروهها و حمایت از آنها برنامههایی دارد؟
ما براساس فرهنگ بورسی سرمایهگذاران را به 2 دسته کلی تقسیم میکنیم؛ یک دسته سرمایهگذار بالفعل و دسته دیگر سرمایهگذار بالقوه هستند. سرمایهگذاران بالفعل کسانی هستند که قبلا در بورس سرمایهگذاری کرده، تجربه دارند و سهام شرکتهای حاضر را خریدهاند. لذا بخش مهمی از برنامههای بورس بر این پایه بنا شده که باید از سرمایههای کسانی که قبلا پولشان را به بورس آوردهاند، حفاظت کنیم. ما به عنوان سازمان بورس این وظیفه را داریم که اطلاعات لازم و شفاف را در اختیار این دسته از سرمایهگذاران قرار دهیم و آنان را از هرگونه آفت یا خدای ناکرده سوءاستفادهای که به هر حال ممکن است در هر بازاری وجود داشته باشد، محافظت کنیم. با انجام صحیح و دقیق این اقدامات ما درواقع از این بخش از سرمایههای مردم حمایت کردهایم. با این حال دسته دومی هم وجود دارد که ما به آنان سرمایهگذاران بالقوه میگوییم. این سرمایهگذاران کسانی هستند که این پتانسیل را دارند که برای انجام هرگونه سرمایهگذاری به بورس وارد شوند. یعنی قرار است در آینده به بورس بیایند، اما هنوز سرمایهشان را وارد این چرخه نکردهاند. یکی از مهمترین وظایف ما این است که راهها و استراتژیهایی را برای جذب این سرمایهها طراحی کنیم. این بخش از کار ما به عنوان بورس بسیار مهم است. چون ممکن است این افراد اصولا با بورس آشنایی نداشته یا از مکانیسمهای آن بیاطلاع باشند و این بیاطلاعی نیز خود به خود باعث کماعتمادی به بورس شده باشد. لذا این ما هستیم که باید با آمادهسازی هر چه بهتر بستر بورس و بویژه فرهنگسازی به جلب این دسته سرمایهگذاران تازهوارد کمک کرده و کاری کنیم که حتی پس از یک بار ورود و معامله در بورس در آن ماندگار شوند.
راه عملی برای تحقق این برنامهها چیست؟ این یک واقعیت است که بسیاری از مردم حضور در بازارهای واسطهای کاذب نظیر بازار سکه و ارز را به بورس ترجیح میدهند. به طور روشن بورس چه باید بکند که این دسته از سرمایهگذاران رغبت حضور در بورس را پیدا کنند؟
ببینید این سوال شما چندین بخش دارد. عرض کردم که بورس بستر را برای جذب سرمایه فراهم میکند و به سرمایهخواه این ابزار و امکان را میدهد که برای جذب سرمایههای اضافی سرمایهگذاران و مردم اقدام کند. مثلا از طریق انتشار اوراق مشارکت و سایر اوراق بهادار این سرمایهها را جذب و وارد چرخه تولید کنند. از سوی دیگر برای سرمایهگذار نیز بستر امن و مطمئنی فراهم میکند که سرمایهاش در امان باشد و خدای ناکرده مشکلی برایش پیش نیاید. از این جهت بورس یک پل میان 2 طرف است و کسی است که بازار سرمایه در بستر او شکل گرفته است، اما نکته این است که متولی بازار سرمایه نقشی در تعیین قیمت و میزان سوددهی یا ضرردهی بازیگران ندارد و لذا نمیتوان با ابزارهای بورسی به سوددهی یک شرکت کمک چندانی کرد. خود این شرکتها و دولت هستند که باید با استراتژی صحیح راه سودآوری بیشتر را فراهم کنند. پس اصلیترین راهکارهایی که برای جذب سرمایههایی که تاکنون تمایلی برای سرمایهگذاری در بورس نداشته یا الان هم ندارند این است که به هر طریق از خود بنگاههای تولیدی حاضر در بورس حمایت شود و در پرتو این حمایت، سود بنگاهها افزایش پیدا میکند و در نهایت رغبت برای خرید سهام در بورس افزایش پیدا میکند و به هر حال سرمایهگذاران تازه کار یا غریبه به پرسوجو میآیند و به هر حال شروع به حضور در بازار میکنند. لذا برای حمایت از بنگاهها تمام قوا باید همکاری جدیدی را شروع کنند. مثلا مجلس از طریق سیاستگذاریهای مختلف و وضع قوانین مناسب میتواند قانونگذاری جدید را انجام دهد تا شرکتهای تولیدی راهی برای کسب سود بیشتر پیدا کنند. از سوی دیگر دولت نیز با وضع آییننامهها و برقراری ضوابط و سیاستگذاریهای مناسب میتواند به رشد سوددهی شرکتها و در نتیجه حضور سرمایهگذاران جدید در بورس کمک کند. بهعنوان مثال یکی از حوزههای سیاستگذاری و ورود مناسب دولت در این زمینه حوزه تعرفهگذاری است. یعنی دولت تعرفههای واردات کالا را به گونهای تعیین کند که رغبت برای واردات کمتر و برای استفاده از تولیدات داخلی بیشتر شود. یا موضوع دیگری که در حیطه کار دولت است، تعیین نرخ ارز در جهت حمایت از تولید و تشویق صادرات و کاهش واردات است. همین موضوعات اخیری که در بازار ارز کشور اتفاق افتاد و قیمتها را بالا برد میرفت که برای بازار بورس نیز چالشساز باشد که البته با اقدامات به موقع صورت گرفته تا حد زیادی مهار شد. موضوع دیگر این است که بانکها برای تسهیلات دادن، بنگاههای تولیدی را در اولویت قرار دهند. لذا سیاستگذاری بانک مرکزی و دولت در این عرصه برای حمایت از بورس و انواع سرمایههای ایرانی میتواند تاثیرگذار باشد. سیاستگذاریهای شفاف در بخش معدن خیلی میتواند در وضعیت بورس تاثیرگذار باشد. میدانید که یکی از مهمترین سرمایههای کشور ذخایر معدنی ماست. هم اکنون طیف وسیعی از شرکتهای معدنی در بورس حضور دارند و با توجه به موقعیت بسیار مناسب کشور در این عرصه و رغبت سرمایهگذاران خصوصی برای حضور در آن که مزیت اشتغالزایی بالایی هم دارد زمان خوبی است که بستر مناسبی برای بخش خصوصی در آن فراهم و آن را گسترش دهیم. بخش نفت و گاز نیز مخصوصا با کشفیات جدید که سرمایه عظیمی را وارد مملکت میکند، فرصت مناسبی برای سرمایهگذاری است و هر دو نوع سرمایههای مورد نظر بورس یعنی هم سرمایههای بالفعل و هم سرمایههای بالقوه را در برمیگیرد. لذا میتوان با استفاده از این سرمایهها تولید را افزایش داد و برای کشور درآمد ایجاد کنیم.
سازمان بورس در چارچوب همان وظایف و تاثیرگذاریهای خود تاکنون چه گامهای عملی برای حمایت از سرمایه ایرانی برداشته است؟ مثلا در زمینه فراهمسازی امکان جذب سرمایههای جدید با طراحی ابزارهای نوین مالی چه کردهاید؟
سازمان بورس از طریق ابزارهای مالی نوینی که طراحی کرده، توانسته است سال گذشته 10 هزار و500 میلیارد تومان سرمایه از طرق مختلفی چون صدور مجوز افزایش سرمایه، انتشار اوراق مشارکت و اوراق اجاره جذب بازار بورس کند. همچنین توانستیم این منابع را تجهیز کنیم و در اختیار شرکتها بگذاریم که بتوانند طرحهای توسعهای مورد نظر خودشان را انجام دهند. در سایه همین تلاشها بود که موفق شدیم در حوزههایی چون فولاد، سنگ آهن، مس و همچنین در شرکتهای سیمانی به وضعیت خوبی از نظر تولید در کشور و در نتیجه بازدهی خوبی رسیدیم.
آیا این برنامهها در سال جدید که باید حمایت از سرمایه ایرانی در اولویت قرار گیرد تداوم خواهد داشت؟
حتما. ما امسال همچنان بحث افزایش سرمایهها را در هر صنعتی که تقاضا داشته باشد دنبال میکنیم. به تمام شرکتها اعلام کردهایم متناسب با توجیه اقتصادی طرح و برنامه کسب و کاری که دارند درخواستهای خود را به سازمان بورس اعلام کنند و ما مجوز صادر میکنیم. البته عرض کردم کار بورس علاوه بر جذب سرمایههای جدید از همین طریق افزایش سرمایه، حفاظت از سرمایه مردم نیز هست لذا شرط اصلی این است که اطلاعات پروژههای ارائهشده برای افزایش سرمایه باید شفاف باشد، اما ما برای تحقق عملی حمایت از سرمایه ایرانی مرتب ما درخواستهای این گونه را دنبال میکنیم تا فرآیند ورود سرمایه به بورس یک کار مستمر و همیشگی باشد نه یک فرآیند مقطعی.
متن کامل این گفتوگو را در سایت جام جم آنلاین بخوانید
سیدعلی دوستی موسوی/ گروه اقتصاد
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....