این فیلم ماجرای گم شدن ماهپیشونی و قصه کمک خواستن بچههای مهد کودک از عموهای برنامه محبوب فتیله برای یافتن اوست. معیریان در این فیلم علاوه بر بازیگران سرشناسی چون نیوشا ضیغمی، سیروس گرجستانی، احمد نجفی و... از گروه فتیلهایها هم استفاده کرده است. این گروه که برای دومین بار قدم به سینما گذاشتهاند، پس از تجربه فیلم سینمایی «قاتینگا و پاتینگا» این بار در آخرین ساخته معیریان حاضر شدهاند تا شاید در آشتی مخاطبان با سینمای کودک موثر باشند. محمد مسلمی، کارگردان برنامه تلویزیونی «فتیلهها» از دنیای بازیگری برای ما سخن گفته و به بیان تفاوتهای دنیای فانتزی کودکان در تلویزیون و سینما و تئاتر پرداخته است.
با توجه به اینکه فتیله و ماه پیشونی دومین تجربه سینمایی شما محسوب میشود، کمی از تفاوتهای سینما و تلویزیون برایمان بگویید؟
تلویزیون مدیوم خاص خود را دارد و آن حساسیت و ریزبینی که در سینما وجود دارد، در تلویزیون نیست. در تلویزیون ما با مخاطبانی مواجهیم که برای دیدن این برنامه دعوت نشدهاند و بلیتی نخریدهاند، به همین دلیل با دقت و ریزبینی کمتری برنامه را میبینند و در مقابل، کار در سینما به دلیل وسواس مخاطب، سختتر و حساستر است. این حساسیت شامل همه چیز میشود؛ از طراحی لباس گرفته تا متن و شعر و اجراها و...
اما عمده مخاطبان شما که مشخص هستند.
دقیقا به همین دلیل که بچهها در تلویزیون با ما آشنا هستند، وقتی به سینما میآیند، انتظار دارند که از ما چیزی فراتر از برنامهای که جمعهها دیدهاند، مشاهده کنند.
اما در سینما، مخاطب شما فقط بچهها نیستند، چون بچهها نمیتوانند تنها به سینما بیایند. جذب مخاطب بزرگسال را هم در برنامههایتان لحاظ کردید؟
اتفاقا یکی از تاکیدهای آرش معیریان هم حفظ جذابیت برای والدینی بود که فرزندانشان را به سینما میبرند و 90 دقیقه کنار آنها به تماشا مینشینند. در واقع ما اول باید والدین را جذب میکردیم که حاضر شوند بچههایشان را به سینما بیاورند و در مرحله بعدی باید جذبشان میکردیم که حوصلهشان سر نرود و سالن را ترک نکنند.
فکر میکنید در کدامیک از 2 مدیوم سینما و تلویزیون موفقتر ظاهر شدهاید و توانستهاید به فضای ذهنی کودکان نزدیکتر شوید؟ کدام یک محدودیتهای بیشتری دارد؟
حقیقت این است که هیچ محدودیتی در هیچ یک از مدیومها و ژانرها وجود ندارد. هم تلویزیون و هم سینما آزادیهای مخصوص به خود را دارند، اما همه چیز به نگاه کارگردان بستگی دارد. هر بازیگر منبع بالقوهای از انرژیهای گوناگون است و این بستگی به کارگردان دارد که تا چه حد بتواند این انرژی را فعال کند. دقیقا همین مساله است که تمایز بین یک اثر خوب و اثر بد را مشخص میکند. کارگردان اگر واقعا برای هر کاری فکر بکند، وقت بگذارد، زحمت بکشد و نگاه کارشناسی داشته باشد صد درصد جوابش را میگیرد و اصلا فرقی نمیکند که در تلویزیون باشد یا در سینما یا تئاتر.
شما به عنوان کارشناس و هنرمند عرصه کودک و نوجوان، وضعیت کنونی این ژانر را در سینمای ما چطور ارزیابی میکنید؟
ما در زمینه کار کودک و نوجوان چه در تلویزیون چه در سینما و چه در تئاتر مشکل داریم، در سینما برعکس بسیاری از کشورهای صاحب سینما، کودک و نوجوان را در اولویت قرار ندادهایم. در این میان، شاید بتوان اوضاع تلویزیون را کمی بهتر از سایر رسانهها دانست.
چرا این اتفاق افتاده است؟
مسلمی: به مقوله کودک نگاه کارشناسی نداریم و این ژانر را جدی نمیگیریم. توجه به کودکان و تکاپو برای رسیدن به سینمای مورد پسند آنها در حد یک شعار قشنگ باقیمانده است
زیرا به مقوله کودک نگاه کارشناسی نداریم و این ژانر را جدی نمیگیریم. توجه به کودکان و تکاپو برای رسیدن به سینمای مورد پسند آنها در حد یک شعار قشنگ باقیمانده است. در تمام دنیا آثاری که برای کودک و نوجوان ساخته میشود، برای متولیان سینما بسیار جدی است و میزان سرمایهگذاری کلانشان هم نشان میدهد که این نظریهها در حد شعار نیست، اما در ایران ما فقط ادعا میکنیم به فکرکودکان هستیم و هرگز یک پروژه فاخر و چند میلیاردی برای آنها کلید نمیزنیم. در صورتی که آینده مملکت به دست همین فرزندان امروز است و از طریق این رسانههای قدرتمند میتوان مسیر تربیتی آنها را رقم زد. در مجموع نگاه ضعیفی به شخصیت کودک داریم و در اندک برنامههایی هم که برای آنها میسازیم، از گروههای حرفهای و تخصصی استفاده نمیکنیم. دوستان حرفهای که سالهای پیش فعالیت میکردند هم الان دیگر حاضر نیستند در این حوزه قدم بردارند. از سوی دیگر، وضعیت حقیرانه سالنهایی که به آثار کودک اختصاص میدهند و ردیف بودجهای تعیینشده برای آنها نشان میدهد که سیاستگذاریها و تصمیمگیریها در این ژانر مشکلی زیربنایی دارد و به خاطر وجود یک فرد یا یک سازمان نیست.
حالا از سوی دیگر به ماجرا نگاه کنیم. مردم چرا با سینمای کودک قهر کردهاند؟ ما در سال چند دست لباس برای فرزندانمان میخریم، اما حاضر نیستیم یک دهم آن را هزینه کنیم و با آنها به تماشای فیلمهای مناسب بچهها برویم؟
یکی به دلیل اینکه تولید آثار کودک تداوم ندارد و به همین دلیل در برنامه ثابت خانوادهها جا نیفتاده است. ما الان یک فیلم سینمایی تولید میکنیم و تا 8 ماه دیگر هیچ پردهای رنگ فیلم کودک به خود نمیبیند. دلیل دیگر اینکه کیفیت بد برخی آثار، خانوادهها را دلزده میکند. وضعیت نامناسب سالنهای تئاتر کودک، سئانسهای کم اکران فیلمهای کودک و تعطیلی برخی مراکز مربوط، مزید بر علت شده تا واقعا با این نوع از فیلمها قهر کنند.
این قهر دائمی است؟
نه، من معتقدم هنوز هم اگر یک خوراک محتوایی خوب طراحی کنیم و با رنگ و لعابی مناسب و جنبههای آموزشی قوی همراهش کنیم، بازهم خانوادهها را به سوی خود جلب خواهد کرد. مساله دیگر اینکه به دلیل تعداد کم تولید فیلمهای کودک، تبلیغات مناسبی هم ایجاد نمیشود. مثلا در چند سال اخیر، کدام تئاتر کودک تبلیغ شده یا از کدام عروسک سینمای کودک و نوجوان در تبلیغات یا بازیهای رایانهای استفاده شده است؟!
با همه این اوصاف «فتیله و ماهپیشونی» در این زمینه نامساعد توجه به آثار کودک و نوجوان چه خواهد کرد ؟ بازخورد و گیشه آن را چطور پیشبینی میکنید؟
البته از آنجا که من بازیگر این فیلم سینمایی هستم و به اصطلاح صاحب اثر محسوب نمیشوم، نمیتوانم دقیقا درباره این موضوع صحبت کنم علاوه بر اینکه سینما رسانهای غیر قابل پیشبینی است و تخمین آمار فروشش به متغیرهای زیادی وابسته است، اما از نگاه شخصی باید بگویم که من خودم توقع بیشتری از فیلمنامه داشتم و دنیای بچهها را فراتر از آن چیزی میپنداشتم که در فیلم هست. البته امیدوارم که مخاطب این نظر را نداشته باشد و از فیلم استقبال خوبی بکند.
همانطور که خودتان میدانید دوران طلایی فیلمهای کودک، دهه 70 است که اغلب شخصیتهای برجسته در فیلمهای کودک آن زمان عروسکی بودند. شما توانستید با یک گروه که متشکل از شما و آقای گلی و آقای فروتن بود، بچهها را جلب کنید. با توجه به اینکه در سالهای اخیر عروسکهای محبوبی نداشتهایم، به نظرتان دوران صدرنشینی عروسکهای محبوب به سر آمده یا نه هنوز هم میتوانند مثل کلاه قرمزی تبدیل به اسطورههای کودکان شوند؟
به نظر من هر چیزی کارکردهای مخصوص به خود را دارد و هیچ وقت کاراییاش را از دست نمیدهد. انیمیشن میتواند بخشی از نیازهای کودکان را اغنا کند، کارهای زنده میتواند جاذبههای مخصوص به خود را داشته باشد و عروسکها هم همینطور. چیزی که مهم است، نحوه استفاده از این گونهها و ترکیب خلاقانه آنهاست. بچهها عاشق تنوعند و در دورههای مختلف زمانی از هرچیزی که به تقویت دنیای ذهنی و تخلیشان منجر شود، استقبال میکنند.
از فتیلههای تلویزیون چه خبر؟ به عنوان کارگردان آن مجموعه، بازخورد نسخه تلویزیونی هنرنمایی گروهتان را چگونه پیشبینی میکردید؟
ما در ایام عید هر روز از ساعت 10:30 تا 12:00 برنامه داشتیم که به جرأت میتوان گفت یکی از کارهای خوب شبکهها بود. سری نوروزی این برنامه از همه 8 سال گذشته، موفقتر از آب درآمد و با نگاه ملی میهنی و توجه به آداب و رسوم شهرهای مختلف با بازخورد بسیار خوبی مواجه شد.
مریم اکبرلو / گروه فرهنگ و هنر
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....