حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
نویسنده این کتاب در دهه فجر و جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران لوح تقدیر ویژه را هم از دستان رئیسجمهور دریافت کرد.
به همین بهانه اولین صفحه ادبیات سال 91 را به بررسی و نقد این کتاب از نگاه نویسندگان و منتقدان شناخته شده کشورمان پرداختهایم.
انتخاب کتاب «جاده جنگ» نوشته منصور انوری حاشیههای فراوانی داشت که میتوان آنها را از چند نظر بررسی کرد. نخست این که این جایزه ادبی در 4 دوره پیشین برگزاری خود به هیچ یک از آثار ادبیات داستانی، جایزه اصلی را که 110 سکه بهار آزادی بود اهدا نکرده بود و طبیعی است که اولین انتخاب هر چه باشد تبعاتی با خود دارد.
مستند داستانی
میتوان به برخی از نویسندگان برای پارهای نقدها حق داد و نظر آنها را درست دانست؛ یکی از این نویسندگان داوود امیریان است که به صراحت از انتخاب این کتاب به عنوان اثر برگزیده انتقاد میکند و میگوید: سال گذشته چند کتاب خیلی بهتر از جاده جنگ داشتیم، اما هیچ یک به عنوان اثر برگزیده معرفی نشدند. جاده جنگ یک کار داستانی نبوده و به مستند داستانی یا مستند ـ خاطره نزدیکتر است. دوستانی که در حوزه کار میکنند خبر دارند که این کتاب توسط چند داستاننویس دیگر بازنویسی شده و مشکلاتش برطرف میشود تا به این شکل دربیاید.
وی میافزاید: این کتاب بسیار قطور است، ما در عصری زندگی میکنیم که دیگر کتابهای 10 جلدی و 15 جلدی اصلا مخاطب پیدا نمیکنند، حتی نام «کلیدر» هم فقط در سایه نام نویسندهای چون محمود دولتآبادی مانده است، این نویسنده هم اگر بخواهد که کتابش خواندنی شود باید آن را خلاصه کند!
این نویسنده ادامه میدهد: از نظر تکنیک داستانی هم چیزی برای عرضه نداشت. من چند صفحهای خواندم و بعد رهایش کردم، چون من را نگرفت. به نظرم یک اثر داستانی باید قلابی داشته باشد که وقتی مخاطب شروع به خواندن آن میکند، درگیر آن شود. امیریان که به نظر میرسد دل پری از روند برگزاری جوایز ادبی دارد، در پایان سخنان خود اظهار میکند: در بیشتر این جشنوارهها جایزه را به پسر خوب میدهند نه کتاب خوب. با این حال انشاءالله این کتاب لیاقت دریافت این جایزه را داشته است.
موفقیت نسبی
احمد شاکری که داوری چند دوره از این جشنواره را بر عهده داشته، نظری متفاوت دارد و میگوید: جاده جنگ کتاب موفقی است، اما این موفقیت نسبی است و قواعدی که بر دیگر آثار موفق حاکم است درباره خواندن این کتاب هم صدق میکند.
وی میافزاید: البته باید بگویم که یکی از نکات ضعف این کتاب نثر آن است. توصیه من به آقای انوری این است که در تجدید چاپ این کتاب حتما نثر آن را اصلاح کند. کار به نحو قابل توجهی میتواند جمع و جورتر باشد، در بعضی از موارد نویسنده عنان قلم را از کف داده و کار بسط پیدا کرده و فربه شده است، البته این نکته به آن حد نیست که اصلاح آن به بلندی کتاب لطمه بزند.
سیاستگذاری یا کار سیاسی
مجید پورولی کلشتری میگوید که درباره کتاب حرفی ندارد و ترجیح میدهد از روال کلی سیاستگذاریهای جشنوارههای ادبی در ایران حرف بزند. وی میافزاید: مشکل من سیاستگذاری در جشنواره است، همه باور کردهایم که سیاست قسمتی از جشنواره است، من هیچ دوست ندارم این طور باشد، ببینید یک وقت سیاستگذاری به محتوا مربوط است و من عیبی در آن نمیبینم، مثلا کتاب سال دفاع مقدس به کتابی در این حوزه و محتوا جایزه میدهد، یا جشنواره صادق هدایت بنا بر مقتضیات و خواستههای خود جایزه میدهد، اینها هیچ جای مشکل نیست، اما سیاستگذاری امروزه معنای دقیق سیاسی بودن پیدا کرده است، این که من چگونه فکر میکنم؟ از چه کسی خوشم میآید؟ از چه کسی بدم میآید؟ گرایشات فکری من به کدام سمت و سوست؟
نکته: انتخاب کتاب «جاده جنگ» نوشته منصور انوری حاشیههای فراوانی داشت. نخستین حاشیه این بود که جایزه جلال در 4 دوره پیشین برگزاری خود به هیچ یک از آثار ادبیات داستانی، جایزه اصلی را که 110 سکه بهار آزادی بود اهدا نکرده بود
این نویسنده میافزاید: این موارد بیشتر گزینش و بازجویی است تا آن که جشنواره فرهنگی و هنری. ادبیات ادبیات است، دخالت و نظارت و حکومت دولت بر ادبیات آن را به تریبونی حقیر برای شعار دادن تبدیل میکند. ادبیات جای شعار دادن نیست، جای به تصویر کشیدن و تاثیرگذاری غیرمستقیم است، مهم و هنرمندانه آن است که حدیث یک امام معصوم علیهالسلام را که یک روحانی بالای منبر مستقیم نقل میکند، من با زبان هنری و بسیار در لفافه و پنهان در داستانم پیاده کنم. مسوولان باید بدانند که امروزه کارکرد داستان هنرمندانه بیشتر از شعار دادن پشت بلندگوهاست. پس بهتر است به داستاننویسها احترام بیشتری بگذارید
مردم، بهترین داوران
محمدکاظم مزینانی نویسنده کتاب «شاه بیشین» و برگزیده جشنواره داستان انقلاب میگوید: بعید میدانم که داوران محترم مشکلات و ضعفهای اثر را ندیده باشند. چون دانش داستاننویسی و مراتب فضل آنان به اثبات رسیده است. شاید عامل یا عوامل دیگری باعث این انتخاب سوالبرانگیز و شبههناک شده باشد که ما از آن بیخبریم، اما ایمان دارم که اگر این عزیزان خود در جلسهای عمومی به نقد این رمان بنشینند، بر تمامی موارد مورد اشاره صحه خواهند گذاشت و به هیچ عنوان نمیتوانند از نقطه نظر فنی و ادبی، از انتخاب خود دفاع کنند.
وی ادامه میدهد: ما در این کشور از نظر حقوقی بهترین آییننامهها و قوانین را داریم. مشکل اصلی در اجرای آنهاست. مسلما ترکیب هیأت داوران جوایز دولتی، به جهت صبغه ملی آن، باید گستره متنوعی از نویسندگان و صاحبنظران و حتی ناشران را در بر بگیرد که متاسفانه چنین نیست. این جوایز به خاطر عدم تنوع داوری و ثابت ماندن ترکیب داوران، بیشتر ماهیت و شکل محفلی پیدا کرده است.
این نویسنده میافزاید: برای نمونه میتوانید آثار منتخب فلان انجمن را با برگزیدههای جوایز دولتی مقایسه کنید. من با هیچ شخص و انجمنی پدرکشتگی ندارم، اما میگویم باید نسبت به زیر پا گذاشته شدن عدالت و بر هم خوردن تعادل، حساسیت نشان داد. هیچ داعیهای نباید باعث شود که متولیان و داوران یک جایزه ملی و حتی مستقل یا صنفی و گروهی، نگاه و باور محفلی خود را در ارزیابیها و گزینشها دخالت دهند، حتی اگر پای برحقترین و متعالیترین باورها و اندیشهها در میان باشد.
با این حال میتوان گفت، بهترین داوران برای انتخاب یا رد اثر نظر مخاطبان است، این مردم هستند که یک اثر را میپذیرند یا رد میکنند، تاریخ نشان داده است که درک مردم هر جامعه بهترین داور است، همان طور که طی سالیان دراز شاهنامه فردوسی را از میان تمام شاهنامههای نگاشته شده انتخاب کردهاند.
بیتردید حالا هم از میان همه کتابهایی که منتشر میشوند، این مردم هستند که بهترین را انتخاب میکنند و نام آن را در صفحات تاریخ ماندگار میکنند. به نظر میرسد درباره رمان جاده جنگ هم گذر زمان بهترین قضاوت را خواهد کرد و این مردم هستند که نشان میدهند کتاب به قلبهایشان نفوذ کرده است یا خیر؛ پس بهتر است همه ما صبر کنیم. نویسنده کتاب و همه منتقدان باید قضاوت را به مردم و گذر زمان بسپرند.
فروغ شمیم / گروه فرهنگ وهنر
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....