در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در ابتدای سال 2011 دکتر محمدعلی زلفیگل، استاد شیمی، رییس دانشگاه بوعلیسینا و قائممقام سابق بنیاد ملی نخبگان به عنوان مسوول ستاد برگزاری سال جهانی شیمی در ایران معرفی شد.
پایان سال جهانی شیمی و دستاوردهای آن را بهانه کردیم تا سراغ او برویم. دانشمندی که در صدر فهرست یک درصد دانشمندان برتر جهان و پراستنادترین محققان ایرانی موسسه ISI قرار دارد.
او که بیش از ۳۰۰ مقاله ISI نوشته، به عنوان یکی از صاحبنظران عرصه علمی کشور، صحبتها و تفکرات قابل تاملی دارد.
ناگفته پیداست که گفتوگوی کوتاه ما با دکتر زلفیگل تنها بخش کوچکی از درددلهای یک استاد دلسوز را شامل میشود.
با شروع سال 2011 شما به عنوان دبیر انجمن شیمی ایران با اشاره به نامگذاری این سال به عنوان سال جهانی شیمی، از تشکیل ستاد ملی این سال در معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری خبر دادید. با توجه به این که سال شیمی را پشت سر گذاشتیم، فکر میکنید چقدر به اهداف این سال دست یافتهاید؟
در این زمینه تنها در بخش ترویج علم شیمی و برگزاری سمینارهای علمی موفق بودیم؛ به طوری که 11 سمینار ملی و یک کنگره بزرگ شیمی در دانشگاههای کشور برگزار شد، ولی در بخشهای دیگر که نیاز به توجه خاص مدیران اجرایی کشور و تشکیل ستاد عالی بود، توفیق چندانی پیدا نکردیم. اما در مجموع، فعالیتهای انجمن شیمی در این سال نسبت به سالهای قبل بسیار گستردهتر بود.
از توجه به علم شیمی طی سال گذشته که بگذریم، به طور کلی دلیل اصلی این نامگذاری را در چه میدانید؟
به نظرم دلیل اصلی این نامگذاری، نقش موثر این علم در زندگی و رفاه بشر است؛ علم شیمی در نقشآفرینی برای تکامل جامعه انسانی و در خدمت به آسایش انسانها، بسیار تواناست.
این نظر شما به عنوان یک متخصص علم شیمی است، اما برای افرادی که علم شیمی را نمیشناسند، بگویید به طور کلی چرا این علم مهم است و چه نقشی در زندگی انسان دارد؟
میتوان گفت هر صنعتی که با ماده و جسم، سر و کار دارد، یقینا علم شیمی در آن نقش دارد. چراکه شیمی یعنی همه چیز و همه چیز یعنی شیمی. حتی تفکر و تعقل ما نتیجه انجام واکنشهای شیمیایی است. علم پزشکی و سلامت انسانها بدون توجه به پدیدههای میکروسکوپی یعنی توجه به ماهیت مولکولهای دیگر، نمیتواند سلامت بشر را تضمین کند. امروزه تولید ثروت و فراهم کردن امنیت بشری نیز بدون بهرهگیری از پتانسیل علم شیمی، مقدور و میسور نیست. به همین دلایل است که سلامت، قدرت، ثروت و امنیت هر جامعه به علم شیمی وابسته است.
فکر میکنید در سال جهانی شیمی فرصت مناسبی برای معرفی این علم به جوامع مختلف فراهم شد؟
بله، طی این مدت در بسیاری از کشورهای پیشرفته به صورت جدی و موفق در زمینه ترویج علم شیمی گام برداشتند، با ترویج این علم، نخبگان بیشتری جذب این رشته سرنوشتساز خواهند شد.
خوشبختانه در سال 2011 رتبه اول علمی را در منطقه کسب کردیم و رقیب ما ترکیه با اختلاف قابلتوجهی عقب ماند و 14 سال زودتر به هدف سند چشمانداز 20ساله کشور رسیدیم
شما در جایی به این نکته اشاره کردهاید که حدود 100 سال است نفت کشور به صورت خام فروخته میشود و این حقیقت برای ایران که بیش از 20 درصد تولید علم آن در رشته شیمی است، بسیار ناگوار است و در اینجا این موضوع به ذهن متبادر میشود که شاید اعتقاد برخی کارشناسان مبنی بر این که علم ما در این زمینه همانند بسیاری از شاخههای علمی دیگر بیشتر به تولید مقالات خلاصه شده است، درست باشد.
بله، برای این که نفت کشورمان را به صورت خام نفروشیم، به برنامههای راهبردی کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت نیاز داریم که برای اجرای موثر آنها، آییننامههای هدایتی، حمایتی و نظارتی ویژه باید طراحی شود. در این میان، مدیران اجرایی و حاکمیتی نقش کلیدی دارند.
چراکه ایشان باید هم اعتقاد داشته باشند و هم بخواهند و به صورت عملیاتی وارد عرصه شوند. بخش دوم بسترسازی تولید فناوری است که در این زمینه باید در کشور ایجاد شود. مانند تاسیسات عسلویه و صنایع پتروشیمی؛ چراکه بین تولید علم و تولید فناوری تفاوت است.
تولید علم یعنی کشف، ایجاد و تولید دانش و پردازش نظریههای جدیدی که قبلا وجود نداشته است، قطع نظر از این که یافتههای علمی جدید در عرصههایی میتواند کاربردی شود یا نشود. در حالی که فناوری و تولید فن، هنر بهکارگیری علم برای تولید ثروت، قدرت، سلامت، امنیت و... است بنابراین اگر دانشگاهها تولید علم میکنند که نماد آن هم انتشار مقالات، کتب، اختراعات، اکتشافات و ابداعات است، بحث تولید فناوری نیز باید از طریق ارتباط صنعت و دانشگاه انجام گیرد.
ابتدا مراکز رشد، پارکهای علم و فناوری، مراکز تحقیق و توسعه (RAND) نیز وظیفه تولید فناوری را دارند که هر یک، وظیفه و کارکرد ویژهای دارند و قابل جمع با هم هستند. به هر ترتیب در حال حاضر از شیمیدانان انتظار بیشتری میرود. سالانه چندین هزار قلم مواد شیمیایی (حدود 240 هزار نوع) در دنیا تولید میشود، از شرکتهای خارجی مواد شیمیایی برای کارهای تحقیقاتی وارد کشور میشود و به کشور هزینه تحمیل میکند.
چنانچه هر دانشجوی کارشناسی ارشد و دکتری به ترتیب 1 و 2 ماده شیمیایی تجاری را که روشهای ساخت آنها کاملا مشخص است، از مواد اولیه ارزان و در دسترس، تهیه کنند و به شرکتهای فروشنده مواد شیمیایی که علاقهمند هم هستند، بفروشند، ما در زمینه تهیه مواد شیمیایی میتوانیم با شرکتهای بزرگ مثل مرک، فولاکا و...، رقابت کنیم. البته این نکته که ما با چاپ مقالات ISI دانش و توانایی خویش را به طور رایگان در اختیار دیگران قرار میدهیم، مخالفم. این مطلب درستی نیست.
ما حدود نیم درصد (سال 2011 میلادی) علم دنیا را تولید میکنیم. این در حالی است که از 98.5 درصد تولید علم در دنیا بهره میبریم. در علم، مالکیت انحصاری مطرح نیست؛ علمی که در مرز و محیط بسته و عنکبوتوار باشد، کارایی ندارد.
در تولید علم هر قدر محیط و دایره انتشارش گستردهتر باشد و بیشتر مورد محک، اصلاح و نقد متخصصان و هم صنفان قرار گیرد، ارزش و اعتبار بیشتری پیدا میکند. در حالی که فناوری و تکنولوژی، انحصاری بوده و در آن، مالکیت مطرح است و فناوری، قابل خرید، فروش و داد و ستد است. در اسلام هم، زکات علم انتشار آن است. چراکه قطره اگر به دریا بپیوندد، دریا میشود و دریا ظرفیت استفاده خاص خودش را دارد. به قول مولانا:
قطره دریاست اگر با دریاست
ورنه او قطره و دریا، دریاست
و همچنین از خداوند درخواست مینماید که:
قطره دانش که بخشیدی ز پیش
متصل گردان به دریاهای خویش
علم و فناوری کشورهای مختلف در اسلام، پازل علوم دنیا را کامل میکند. در حقیقت علم تولید شده در هر کشوری، حتی کشورهای محروم هم نقش خویش را در پازل علم دنیا دارد.
شما به عنوان یکی از پرکارترین استادان ایرانی درخصوص ارائه مقاله ISI، دلیل اقبال به تولید این نوع مقالات در مجامع علمی کشور را چه میدانید؟
بدیهی است که آییننامههای ارتقا، سیستمهای انگیزش و سنجش، قوانین تشویقی و مهمتر از همه انگیزههای علمی که هر محقق میخواهد نتیجه اندیشه و فکر و پژوهش خویش را منتشر کند و به نام خویش ثبت و ضبط کند، ازجمله این عوامل است، زیرا اگر در دنیای علم، کسی تالیف سند علمی نظیر: مقاله، کتاب و... نداشته باشد، از جایگاه شایستهای برخوردار نخواهد بود. دانشمند، اندیشمند و پژوهشگر را با خروجی یافتههای علمی منتشر شدهاش میشناسند، چراکه با نوشتن و گزارش کردن، دانش جدید هر فرد به دانش اجتماعی و بشری تبدیل میشود.
چندی پیش، شما به یکی از خبرگزاریها گفته بودید کشور از سال 89 از خط فقر علمی عبور کرده و ما سهم خود را در تولید علم دنیا داریم. آیا منظور شما تولید علم محض است. آمار تولید ثروت از دانش در ایران چگونه است؟
بله از سال 1389 از خط فقر علمی عبور کردیم. یعنی به نسبت جمعیت کشورمان از جمعیت کل دنیا در تولید علم جهانی باید سهم داشته باشیم. آمار تولید ثروت از دانش را در حال حاضر ندارم. در سال 2011 سهم تولید علم ایران براساس اسناد نمایه شده در بزرگترین پایگاه نمایهسازی دنیا (اسکاپوس) به 1.55 افزایش یافته و خوشبختانه در منطقه رتبه اول را کسب کردیم و ترکیه را پشتسر گذاشتیم که در همین جا این افتخار ملی را به تمامی هموطنان عزیز تبریک میگویم و به استادان، دانشمندان، پژوهشگران، دانشجویان کارشناسی ارشد و بویژه دکتری، دست مریزاد و خسته نباشید عرض میکنم.
در شرایطی که هنوز برنامه مدونی برای تولید فناوری و پژوهشهای کاربردی در کشور وجود ندارد، فکر میکنید تولید علم چه محاسنی برای ما میتواند داشته باشد؟
همیشه علوم بنیادی، پیشتاز تولید فناوری هستند و خوشبختانه در کشور این اقدام مبارک صورت پذیرفته است. البته بیانصافی است که بگوییم برای تحقیقات کاربردی در کشور اقداماتی صورت نپذیرفته است، چراکه قدرت، ثروت، امنیت و سلامت که در کشور وجود دارد و همچنین افزایش سطح رفاه اجتماعی و امید به زندگی، قابل مقایسه با دهههای قبل نیست. توسعه دانشگاهها، مراکز پژوهشی، مراکز رشد، پارکهای علم و فناوری و صنایع مختلف، بیانگر این است که از یک حالت گذر در حال عبور هستیم. امروزه تولید علم کشور نقش خود را در عرصههای پزشکی، سلامت، امنیت، نظامی، هوافضا، هستهای و صنایع مختلف بخوبی نشان داده است. تولید علم کشور رابطه مستقیم با رتبههای ورزشی، میزان درآمد سرانه ملی، تولید خالص ملی و... دارد. در این واقعیت نباید شک کرد.
آیا به نظر شما پیشرفت علمی کشور تاکنون مطابق با اهداف سند چشمانداز 20 ساله و برنامه چهارم توسعه بوده است؟
در حال حاضر از اهداف موجود در سند چشمانداز جلو هستیم، چراکه اختلاف علمی جزئی را با کشور رقیب خویش ترکیه از نظر علمی از شش برابر در سال 1999 به 1.5 برابر در سال 2010 کاهش دادیم و خوشبختانه در سال 2011 رتبه اول علمی را در منطقه کسب کردیم و رقیب ما ترکیه با اختلاف قابلتوجهی عقب ماند و 14 سال زودتر به هدف سند چشمانداز 20 ساله کشور رسیدیم.
این واقعیت نشان میدهد دانشمندان کشور بیش از سایر افراد جامعه در جهت عملیاتی کردن منویات رهبر معظم انقلاب کار کردند. البته از دانشمندان انتظار میرود در هر زمینهای پیشتاز باشند.
همچنین انتظار میرود دولتمردان و مدیران اجرایی کشور به پاس این همت بزرگ و تلاش خستگیناپذیر دانشمندان، استادان، دانشجویان و دانشپژوهان دانشگاهها، توجه ویژهای به تامین تجهیزات آزمایشگاهها، کارگاهها و دانشگاهها و موسسات آموزشی و پژوهشی نشان دهند. در این زمینه، انصافا توجه در خور ایشان نشده است.
ناگفته پیداست که تولیدکنندگان علم، نخبگان هستند. نظرها و آرای گوناگونی درباره این که «نخبه کیست» وجود دارد؛ به نظر شما اصولا نخبه به چه فردی گفته میشود؟
نخبه کسی است که توانایی خاصی دارد و در تولید علم، هنر، ثروت، قدرت، امنیت، سلامت و رفاه جامعه نقشآفرینی میکند، بنابراین نخبگان صرفا عالمان و دانشمندان نیستند بلکه تمامی افرادی که توانایی ویژه دارند، نخبه هستند.
شما نخستین مسوول راهاندازی بنیاد ملی نخبگان ایران بودید، عملکرد این بنیاد را چگونه ارزیابی میکنید؟
انصافا مسوولان زحمات زیادی در چند سال گذشته کشیدند. بویژه دکتر واعظزاده و تیم همراهش در سیستمسازی و ساختارسازی موفق بودند و در حال حاضر هم که یکی از مجربترین نخبگان کشور که سالها بر مسند ریاست دانشگاه درجه اول کشور یعنی دانشگاه صنعتی شریف بودهاند، در تیم خانم دکتر سلطانخواه آن را مدیریت میکند.
خدماترسانی این بنیاد را به نخبگان به طور سیستماتیک میکنند و بسیار منظم و با برنامه به پیش میبرند. برای همه این عزیزان آرزوی توفیق و سلامت دارم. به نظر اینجانب در طول عمر کوتاه خودش بسیار موفق عمل کرده است و جای بسی تحسین دارد و به همه عزیزانی که در بنیاد ملی نخبگان فعالیت میکنند، دست مریزاد و خسته نباشید عرض میکنم.
در حال حاضر عوامل ایجاد دافعه در کشورهای نخبه گریز ازجمله کشور ما را در چه میدانید و به اعتقاد شما، فرار مغزها چه آثار و تبعاتی دارد؟
به نظر بنده مهمترین عامل، احساس بیتاثیری است. نخبه باید در جای خاص خودش قرار گیرد که حس شیرین و لذت اثربخشی برای ایشان وجود داشته باشد. در صورتی که زمینه رشد علمی و اشتغال افراد مهیا شود، هیچ ایرانیای کشورش را رها نخواهد کرد. البته از نخبگان انتظار میرود با استفاده از قدرت نخبگی خویش برای بسترسازی برای جذب و مهاجرت معکوس نخبگان، همت خویش را به کار گیرند.
در شرایطی که عدهای از مسوولان معتقدند باید خروج مغزها را به بازگشت نخبگان تبدیل کنیم و گروهی دیگر میگویند باید فرار مغزها را به عنوان یک حقیقت پذیرفت. عدهای هم هستند که به طور کلی این موضوع را خیلی جدی و درست نمیدانند و میگویند خروج نخبگان المپیادها از کشور را کاهش دادهایم. شما با کدام یک موافقید؟
خروج نخبگان یک واقعیت است، البته آمار دقیق و مستندی ندارم، اما در چند سال گذشته، اوضاع بهتر شده است ولی نکته مهمتر، برنامهریزی دقیقتر و مدیریت کارآمدتر است.
از نظر شما راهکارهای حفظ نخبگان در کشور را در چه سرفصلهایی میتوان خلاصه کرد؟
زمینهسازی برای تحصیل در رشته علمی، بسترسازی جهت اشتغال ایشان، قرار گرفتن نخبه در جایگاه خاص خودش تا احساس اثربخشی کند، بسترسازی برای تبدیل ایدههای نخبگان به محصول و حمایت از ایشان در عرصه تبدیل ایده به عمل، برنامهریزی فرهنگی، اخلاقی و مذهبی برای نخبگان از جمله راهکارهای قابل اعتناست که باید مورد توجه قرار گیرد.
به عنوان رئیس یک دانشگاه و فردی که بارها و بارها از سوی مجامع گوناگون به عنوان یک نخبه برگزیده شدهاید، از دولت چه انتظاری دارید؟
بسترسازی برای استفاده از پتانسیل نخبگان نهتنها در سازمانهای دولتی بلکه در بخشهای خصوصی در کنار
به کارگیری نخبگان در عرصههای مدیریتی، تصمیمسازی و تصمیمگیری ازجمله اصلیترین کارهایی است که میتوان به عنوان خواستههای اصلی مطرح کرد.
تجهیز آزمایشگاهها، کارگاهها در دانشگاهها و پژوهشگاههای کشور و جدی گرفتن حق مالکیتهای فکری و معنوی از دیگر موارد هستند.
راهاندازی نهضت مونتاژ و تولید ملزومات و تجهیزات مورد نیاز جامعه به دست نخبگان، تلاش جهت افزایش حسنظن، محبوبیت و الگو شدن نخبگان در جامعه، تامین نیازهای رفاهی نخبگان و ایجاد شرایط مناسب برای ارتباط و تعامل مثبت نخبگان با مراکز و مجامع علمی بینالمللی و سهولت رفت و آمد ایشان را هم باید مدنظر
قرار داد.
در این میان، توانمندسازی نخبگان به این معنی که شرایطی مهیا شود تا از روزمزدی به کارمزدی برسیم و حقوق افراد براساس استعداد و میزان کارایی آنها باشد، بسیار ضروری است. استفاده از پتانسیل ایشان در مراکزی که علاوه بر سایر ویژگیها و تخصصها به هوش و استعداد ویژه نیاز است، نیز نباید فراموش کرد.
بهاره صفوی - گروه دانش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: