60 سال حبس، مجازات اوباش‌گری و آدم‌ربایی

ربوده شدن زن جوان توسط 3 شرور

3 سال قبل پرونده‌ای به ماموران پلیس ارجاع شد که مطابق آن زنی مدعی شده ‌بود 3 مامورنما او را ربوده و مورد آزار قرار داده‌اند. این پرونده که از همان ابتدا با کش‌وقوس‌های فراوانی روبه‌رو بود هنوز هم به پایان نرسیده و متهمان آن برای بار دوم محاکمه ‌شده‌اند. آن‌طور که در جلسه دوم محاکمه مطرح شد، متهم ردیف اول این پرونده در دادگاه حضور نداشت. سیاوش، یکی از این متهمان برای ما از زندگی‌ا‌ش می‌گوید و از اتهام تجاوز و آدم‌ربایی و اوباش‌گری که به آنها وارد شده و از این‌که چه گذشته‌ای دارد و چرا یک مجرم شد. متهم در شعبه 71 دادگاه کیفری ‌استان تهران محاکمه شده‌است.
کد خبر: ۴۵۹۱۸۰

چند سال داری و چه مدتی است که در زندان هستی؟

در حال حاضر 22 ساله هستم. از 19 سالگی زندانی شدم. تقریبا 3 سال است که در زندان هستم.

با همدستانت یک جا هستی؟

بله، از همان ابتدا با هم بودیم.

دقیقا توضیح بده جرمت چیست.

ما متهم هستیم که زنی جوان را دزدیدیم و او را مورد آزار قرار دادیم، اما دروغ است.

یعنی به خاطر دروغ این همه مدت در زندان هستی و محکوم هم شدی؟

من که نقشی نداشتم، اما شاید دوستانم این‌کار را کرده‌ باشند.

اما دختری که از دست شما شکایت کرده مدعی است که شما او را به زور سوار کردید.

نه، این درست نیست. او دروغ می‌گوید؛ ما او را به زور سوار نکردیم. آن زن خودش سوار ماشین ما شد.

چه دلیلی داشت که او سوار ماشین شما بشود؟

آن شب ما با یک ماشین مدل بالا به سمتی رفتیم که محل کار آن زن آنجا بود. البته من او را نمی‌شناختم، اما یکی از همدستانم که مجید نام داشت او را می‌شناخت.

اما آن دختر مدعی شده‌ بود که هیچ‌کدام از شما را نمی‌شناخته و حتی در ماشین شما با پدر و مادرش تماس گرفته و گفته است که ماموران بسیج او را برده‌اند.

نه، او دروغ می‌گوید، خودش سوار ماشین شد و با مجید صحبت می‌کرد. ما به خواسته خودش او را به خانه‌ای در جنوب شهر تهران منتقل کردیم.

اگر حرفت درست است چرا او را 3 روز در خانه‌ای زندانی کردید؟

نه، ما این‌کار را نکردیم، او خودش ماند.

اما آن‌طور که در پرونده آمده ‌است بعد از 3 روز یکی از دوستان شما که برای سرزدن به خانه‌تان آمده ‌بود دلش برای آن دختر می‌سوزد و او را با خودش می‌برد و بعد رهایش می‌کند.

نه، دروغ است. او دروغ می‌گوید. بعد از 3 روز من به بچه‌ها گفتم این دختر دردسر می‌شود و از آنها خواستم که رهایش کنند. یکی از دوستانمان آمد و از او خواستیم که دختر را ببرد، او هم قبول کرد.

اگر او با میل خودش آمده‌ بود دلیلی نداشت که علیه شما شکایت کند، او حتی شما را نمی‌شناخت و نتوانسته بود شما را شناسایی کند. بنابراین ادعای تو در مورد این‌که شما را می‌شناخته درست نیست.

نمی‌دانم چرا ما را معرفی نکرده‌ بود، اما بخوبی ما را می‌شناخت.

او با کدامیک از شما دوست بود‌؟

گفتم که، با مجید دوست بود. آنها عقب نشسته ‌بودند و با هم صحبت می‌کردند.

در چه مورد باهم صحبت می‌کردند؟

تا جایی که متوجه شدم در مورد مردی به نام احمد صحبت می‌کردند و زن جوان می‌گفت احمد از من سوءاستفاده کرده ‌است. او از ما می‌خواست آن مرد را گوشمالی بدهیم. این زن خودش موادفروش بود.

اما این حرف‌های شما ثابت نشده ‌است. می‌دانی اگر آن دختر شکایت کند شما محکوم می‌شوید؟

هر اتفاقی بیفتد برایم مهم نیست. من به خاطر این دختر چند سال است که زندان هستم و حتی اگر خوش‌شانس باشم و دوباره به اعدام محکوم نشوم باید سال‌ها در زندان بمانم.

وقتی شما بازداشت شدید اعتراف کردید که دختر جوان را مورد آزار قرار دادید. اگر او را مورد آزار قرار نداده ‌بودید چرا اعتراف کردید؟

ما در شرایط خوبی نبودیم، هرچه می‌گفتند قبول می‌کردیم.

اما اعترافات همه شما یکی بوده و این نکته‌ای بود که در دادگاه مطرح شد.

نه، درست نیست. من اصلا قبول ندارم. هرچه گفتیم دروغ بود. ما تحت فشار بودیم.

اما در دادگاه تحت فشار نبودید. شما در دادگاه هم اعتراف کردید.

نه، قبول ندارم. من آن گفته‌ها را قبول ندارم.

اگر آن دختر با شما آمده ‌بود و شما او را به زور نبرده ‌بودید پس چرا اموالش را دزدیدید؟

من این‌کار را نکردم. مجید کرده ‌است، اصلا هم به من ربطی نداشت. مجید باید جوابگو باشد که نیست.

شما صدها هزار تومان از حساب او پول گرفتید و خرج کردید. طلاهایش را هم دزدیدید. این را هم قبول نداری؟

قبول دارم که طلا و عابربانک او سرقت شد، اما من نکردم. شاید مجید و دیگر همدستم، حسن کرده‌اند. من نبودم.

با توجه به کارهایی که کردید به نظر می‌رسد ادعای این دختر در مورد تعرض هم دروغ نباشد.

نخیر، او دروغ گفته. اگر راست می‌گوید برای چه خودش را مخفی کرده و دیگر در دادگاه شرکت نمی‌کند؟ اگر راست می‌گوید باید بیاید و حرفش را بزند.

شاید از شما می‌ترسد؟

ما که در زندان هستیم، چرا از ما می‌ترسد؟! ما که نمی‌توانیم کاری بکنیم.

ماشین به چه کسی تعلق داشت؟

راستش ماشین مال ما نبود. مجید آن را از مردی زورگیری کرده‌بود. به ما گفت بیایید برویم دوری بزنیم. حسن رانندگی می‌کرد و من و مجید در ماشین نشسته‌ بودیم.

مجید کجاست، چرا او همراه شما در دادگاه نبود؟

وقتی که از بازداشتگاه به زندان منتقل شدیم ما را به سلول انفرادی بردند. تحمل شرایط سلول انفرادی سخت است. با این حال ما تحمل می‌کردیم و فکر می‌کردیم که آزاد می‌شویم، اما وقتی حکم اعدام به هر 3 نفر ما ابلاغ شد مجید نتوانست تحمل کند و خودش را حلق‌آویز کرد. او خیلی ترسیده ‌بود.

مگر شما به رای اعتراض نکرده ‌بودید؟

خب چرا، ما این‌کار را کردیم، اما مجید نمی‌توانست تحمل کند. او حالت روحی خوبی نداشت. از اول همین‌طور بود.

شما چطور بازداشت شدید؟

شب بود که به خانه‌های ما ریختند و بازداشتمان کردند. نمی‌دانم چطور شناسایی شده‌ بودیم.

اما در پرونده آمده شما یک خیابان را بستید و از مردم زورگیری کردید، حتی به کانکس پلیس هم حمله کردید. چطور می‌گویی در خانه بازداشت شدید؟

بله، در پرونده چنین آمده ‌است، اما ما فقط با مردم درگیر شدیم، زورگیری هم در کار نبود. پلیس هم آنجا نبود.

شما سابقه‌دار هستید و سابقه زورگیری و سرقت دارید.

من که منکر این چیزها نشدم. در مورد تجاوز گفتم که واقعا کار ما نبود.

در مورد زورگیری محاکمه شدید؟

بله، ما را چند بار محاکمه کرده‌اند. آنقدر حکم زندان داریم که فکر می‌کنم باید تا پایان عمرمان در زندان بمانیم.

تو همسر و فرزند داری؟

من اصلا ازدواج نکردم. کسی را هم در زندگی ندارم. تنها کسی که برایم مانده مادرم است که کارم را پیگیری می‌کند.

چرا به سمت کارهای خلاف رفتی؟

خب، شرایطم این‌طور بود. نمی‌دانم چه بگویم، شاید به خاطر دوست‌های ناباب باشد. شاید هم به‌خاطر شرایط خانوادگی‌ام بود.

اولین‌باری که زندانی شدی کی بود؟

نوجوان بودم، به‌خاطر دعوا بازداشت شدم. بعد هم با مجید و حسن دوست شدم و یک باند شدیم.

چرا زورگیری می‌کردید؟

راستش این پیشنهاد مجید بود. او همه چیز را در دست داشت. می‌گفت می‌توانیم پول به دست آوریم. هرچه مجید می‌گفت ما گوش می‌کردیم. از این راه پول درمی‌آوردیم و البته چون مواد می‌کشیدیم هزینه‌مان زیاد بود.

روزی که خیابان را بستید و مردم را زدید هم مواد مصرف کرده‌ بودید؟

آن‌طور که مردم می‌گویند نبود. ما فقط چندنفر را زدیم، اما در مورد مواد می‌گویم که بله، ما مواد مصرف کرده ‌بودیم.

می‌توانی بگویی چند سال باید در زندان باشی؟

در این پرونده که باید بیش از 15 سال در زندان باشیم، اما در پرونده درگیری در اسلامشهر هم هنوز رای قطعی نشده، اما اگر تایید شود باید تا حدود 60سال در زندان بمانیم.

با توجه به مجازاتی که برای شما در نظر گرفته شده از کارت پشیمان هستی؟

من خیلی پشیمان هستم. با این‌که سن زیادی ندارم، اما از گذشته‌ام خیلی پشیمان هستم. ای‌کاش می‌توانستم دوستانم را عوض کنم. کاش می‌شد همه چیز را به عقب بازگرداند. دلم برای مادرم می‌سوزد. من فرزند خوبی برای او نبودم و از او به خاطر کارهایی که کردم عذرخواهی می‌کنم.

مرجان لقایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها