ما هنوز زنده‌ایم

پرویز ثابتی ، معاون ساواک ـ سازمان اطلاعات و امنیت کشور در رژیم شاه و مرد امنیتی مرموز حکومت پهلوی که به شکنجه‌های غیرانسانی شهرت دارد، بعد از 33 سال سکوت در گفت‌وگو با صدای آمریکا، به بیان خاطرات خود و دفاع از رژیم شاه و ساواک پرداخته و مدعی شده که همیشه با شکنجه مخالف بوده و هیچ‌گاه شکنجه و بازجویی انجام نداده است.
کد خبر: ۴۵۸۲۴۳

شاید ایشان خرفت شده و آن روزها را از یاد برده باشد، اما من که در 13 اسفند سال 52 زندانی و در کمیته ضدخرابکاری بازجویی و به 2 سال حبس در زندان قصر محکوم شدم و یک‌سال هم بدون هیچ حکمی همچنان در زندان بودم، هنوز آن روزها را به خاطر دارم؟ همبندی من حسن خامنه‌ای، برادر کوچک مقام معظم رهبری بودند. افراد دیگری همچون احمد توکلی، مرتضی نبوی، بشارتی و... در آن بند بودند. خیلی‌ها مثل من آن روزها را به یاد می‌آورند. تمام ناخن‌های مرا کشیدند، دستم را شکستند، پشت و پاهایم را بشدت زخمی کردند. همین کمالی، شکنجه‌گر معروف ساواک، شکنجه مرا به عهده داشت ، حالا نمی‌دانم چطور ثابتی منکر شکنجه از سوی ساواک می‌شود.

وی در حالی شکنجه در این سازمان مخوف را انکار می‌کند که شکنجه‌شدگان آن روزها هنوز زنده‌اند. شاید او زود سکوت خود را شکسته و باید کمی صبر می‌کرد تا ما بمیریم و بعد منکر آن فجایع می‌شد و خورشید را در روز انکار می‌کرد.

عجیب است وی معاون ساواک در همین قسمت کمیته ضدخرابکاری بود؛ جایی که امروزه به موزه عبرت مبدل شده است. شکنجه‌هایی که در آن زمان در این زندان انجام می‌شد زبانزد همگان بوده و هست. دستگاه‌هایی چون فلکه، آپولو و... را همه شکنجه‌دیدگان آن روزها به یاد دارند. چطور ممکن است صدای فریادها، ناله‌ها و ضجه‌هایی که از کریدورهای این سلول‌ها می‌آمد و آن اتاق‌های بازجویی وحشتناک را کسی فراموش کند.

برای مثال دستگاه آپولو که ذکر آن رفت در آنِ واحد قادر بود تا 7 ـ 6 نوع شکنجه را روی فرد زندانی اعمال کند. یعنی این دستگاه قادر بود در آنِ واحد شخص را پرس کرده و شلاق بزند یا مثلا این دستگاه کلاهخودی داشت که در سر زندانیان صدا‌های ناهنجار تولید می‌کرد. همچنین این دستگاه در حالی که از قسمت زیرینش گرم می‌شد و به مراکز حساس بدن زندانیان متصل می‌شد، به زندانیان شوک الکتریکی وارد می‌کرد. با این دستگاه زندانی می‌سوخت؛ شلاق می‌خورد، پرس می‌شد و برق به بدنش متصل می‌شد و در مغزش صدا غوغا می‌کرد و... و حتما نام اینها شکنجه نیست که ثابتی منکر آن می‌شود.

ثابتی در بخش دیگر از مصاحبه خود مدعی شده است که ساواک در خانه «امام» خمینی هم مامور داشته، حتی «امام» خمینی هم معتقد به قتل مصطفی خمینی نبود، داستان شهادت آقا مصطفی به دست ساواک را نهضت آزادی درست کرده است!

این هم ادعای دروغین دیگری از این مامور امنیتی رژیم پهلوی است. ترور فرزند امام تروری بود مثل خیلی از ترورهای دیگری که ساواک انجام داد و فاش نشد. ترورهایی که مشکوک بود، ولی ردپای ساواک در همه جای آن دیده می‌شد و مشخص بود که ساواک مدیریت کار را به عهده داشته است.

این ترورها جزء ترورهایی بود که ساواک به هر دلیل نمی‌خواست بپذیرد که توسط این سازمان انجام شده و آن را انکار می‌کرد، اما برای همه به روشنی روز مشخص بود که کار ساواک است.

ثابتی در بخشی دیگر از این مصاحبه گفته است با موافقت شاه برای بازدید صلیب سرخ از زندان‌ها، مخالفان به اصطلاح فهمیدند که «دست ما زیر ساطور» است. این چطور ساطوری بود که ما اصلا ندیدیم و آن را حس نکردیم. در تمام مدتی که من در زندان بودم یک‌دفعه صلیب سرخ به زندان آمد، آن هم از پشت‌بام زندان داخل زندان را دید و با احدی از زندانیان جز کسانی که ماموران رژیم مشخص کرده بودند صحبت نکرد. آنها حتی از وجود کمیته ضدخرابکاری هم خبر نداشتند.

اما با همه اینها من ادعاهای فردی چون ثابتی را که پرونده‌اش برای همه مشخص است ناشی از توطئه‌ای می‌بینم که در تلاش است آثار شکنجه رژیم شاه را از بین ببرد. زندان قصر خراب شد، ‌بخشی از کمیته ضدخرابکاری نیز به هر دلیل از بین رفت و حالا نیز ثابتی مدعی تطهیر رژیم شاه شده است، در حالی که آن روزها از یاد کسی نرفته و نخواهد رفت.

محمدطاها عبدخدایی/ از زندانیان قبل از انقلاب

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها