حبیب جان سلام

گاهی وقت‌ها دلمان می‌خواهد برخی از کلمه‌ها را که پیش از این می‌گفتند و می‌گفتیم، نگوییم.
کد خبر: ۴۵۷۸۰۵

مثلا دلمان می‌خواهد بگوییم آقای فروشنده. آقای سوپرمارکتی. آقای لباس‌فروش. آقای قصاب. آقای سبزی‌فروش.آقای مهندس. آقای دکتر. خانم آرایشگر. خانم فروشنده.

پیش از اینها اما می‌گفتیم کاسب. می‌گفتیم حبیب خدا. می‌گفتیم کاسب حبیب خداست. حالا خیلی وقت‌ها دلمان نمی‌خواهد آن واژه‌های محترم را زیاد به زبانمان بیاوریم.

انگار که کاسب حرمتی دیگر داشت. حالا دلمان نمی‌خواهد به آقای فروشنده بگوییم کاسب. ته دلمان برای کاسب‌های شریفمان که حبیب خدا بودند تنگ شده است.

کاسب‌هایی که حرفشان حرف بود. کاسب‌هایی که مردم‌دار بودند. کاسب‌هایی که جنسشان جنس بود و هر ریالی که می‌گرفتند می‌گفتند: خدا بده برکت.

کاسب‌هایی که نسیه می‌دادند حتی به ما. کاسب‌هایی که توقف آدم‌ها را بیجا و مانع کسب نمی‌دانستند. کاسب‌هایی که با قیمت دلار جهانی و بنزین و یورو قیمت نخود و لوبیای وطنی خود را بالا نمی‌بردند.

کاسب‌هایی که مثل آقای فروشنده لباسی نبودند و نیستند که یادشان برود برچسب قیمت را از روی لباس جدا کنند تا وقتی لباس بچه 10ساله از آنها می‌خری و به شما می‌گویند قیمتش 70 هزار تومان است، اما خریدار برچسب قبلی قیمت را که 50 هزار تومان است روی لباس ببیند.

کاسب‌هایی که وقتی به آنها اعتراض می‌کنی که: آقای محترم اینجا نوشته50 هزار تومان شما چرا میگی 70هزار تومان، دست و پایشان را گم نکنند از این‌که دستشان رو می‌شود و البته به هزار بهانه و دلیل کارشان را توجیه نکنند.

این یادداشت نه برای آنهایی است که در بازار کلان اقتصادی اختلاس می‌کنند و کلاهبردارند و نه برای آنهایی است که وقتی قیمت سکه بالا و پایین می‌رود واسطه آشفتگی این بازار با پول‌های میلیاردی خود می‌شوند. این یادداشت برای کاسب‌های حبیب خداست. برای کاسب‌های همین محله‌های خودمان.

برای کاسب‌های شریف که هنوز هستند و تا آنجا که به خودشان مربوط است بازار داد و ستد و کاسبی را آشفته نمی‌کنند.

کاسب‌های شریفی که هنوز حبیب خدایند و خودشان می‌دانند که جنس ناجور به دست مشتری نمی‌دهند و در کار و کسبشان تقلب نیست.

آقای فروشنده. آقای سوپرمارکتی. آقای لباس‌فروش. آقای قصاب. آقای سبزی‌فروش... این نوشته کوتاه برای شماست که هنوز دلمان می‌خواهد به شما بگوییم کاسب.

کاسب‌هایی که حبیبان خدایند و لباس بچه 10 ساله با قیمت 50 هزار تومان را 70 هزار تومان به مشتری نمی‌فروشند، در حالی که هنوز برچسب 50 هزار تومانی قیمت روی لباس هست.

بازار شب عید این روزها و این شب‌ها در حال داغ شدن است. حالا بعضی‌ها با پول و درآمدشان و خریدشان این بازار را داغ می‌کنند. بعضی‌ها هم با نداشتن پول و حسرت به دل ماندن برای خرید ـ آنچنان که می‌خواهند ـ داغ می‌شوند.

در این میان و در این روزها و شب‌های خریدن و نخریدن است که تفاوت میان کاسب‌های حبیب خدا و با مرام کاسبی از فروشنده‌های... مشخص می‌شود. دلمان برای کاسب‌هایی تنگ است که با لبخند و مهر و مردانگی شاد کردن دل کودکان و مردمان ندار را جزئی از کاسبی خود می‌دانند.

صولت فروتن - جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها