شما به عنوان یکی از فیلمسازان جوان و فیلم اولی جشنواره با یک اثر پر سر و صدا به جشنواره سیام آمدید. به نظر شما حضور نداشتن پیشکسوتان در این دوره از جشنواره آزاردهنده نیست؟
قطعا ترکیب هر دو گروه پیشکسوت و جوان در کنار یکدیگر مفید و مثمرثمر است، اما گاهی روند تولید یک فیلم یا یک جشنواره در طول سال، دستخوش تغییر میشود و فیلمسازان جوان موقعیت بهتری برای فیلمسازی و حضور در جشنواره پیدا میکنند. این مهم ترین دلیل درخشش فیلم اولیها و فیلمسازان جوان در سیامین جشنواره فیلم فجر است.
علیرضا سجادپور گفته بود که مانور کارگردانان جوان در این دوره از جشنواره کاملا منطبق بر سیاستهای کلان معاونت سینمایی ارشاد بوده است، شما به عنوان یک فیلمساز جوان به این سیاستها اعتقاد دارید؟
بله کاملا. خروجی جشنواره نشان میدهد که این سیاستها عملی شده است. مدیران سینمایی با کمک ابزار مهمی به نام مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، در 2 سال گذشته توانستند تا حد بسیار زیادی برای فیلمسازی نسل جدید ایجاد موقعیت کنند. این روند که در جشنواره فیلم فجر نمود برجستهتری دارد، در سالهای آتی سینمای ایران هم ادامه خواهد داشت و گنجینههای جدیدی را به سینما معرفی خواهد کرد.
به نظر شما ساخت فیلم بلندی مانند گیرنده خارج از رسالتهای مرکز گسترش سینمای تجربی نیست؟
اگر از حق نگذریم و شایعههای سیاسی بودن و بیمدیریتی این مرکز را در روند فیلمسازیاش دخالت ندهیم، انصافا باید گفت که مرکز گسترش در حمایت از فیلمسازان جوان عملکرد خوبی داشته و اگر هم فیلم بلندی تولید کرده در راستای سینمای تجربی و اهدافش بوده است.
تا امروز با توجه به فیلمهایی که دیدهاید میتوانید بگویید نبود پیشکسوتان در جشنواره سیام چه آسیبی به جشنواره رسانده است؟
پیشکسوتان همیشه نگاه پختهتر و عمیقتری به مسائل پیرامونشان دارند و تجربههای چندسالهشان را در فیلمها انعکاس میدهند، حضور کمرنگ این بزرگان، فیلمهای فجر سیام را از این آثار پخته محروم کرده است.
در فیلمهای جوانان چه مولفههای خوبی دیدید؟
در حالت کلی تمایل جشنواره به فیلمسازان جوان را باید به فال نیک گرفت و روزهای خوبی را برای سینمای ایران پیشبینی کرد، اما اگر دقیقتر نگاه کنیم فیلمهای جوانان سرشار از ریتم، نوآوری، تحرک و حرف تازه است.
این گرایش به سینمای سیاسی در سالهای اخیر ناشی از چیست؟ انگیزه شما از ساختن فیلم سیاسی چه بود؟
غفارزاده: تمایل جشنواره فیلم فجر به فیلمسازان جوان را باید به فال نیک گرفت و روزهای خوبی را برای سینمای ایران پیشبینی کرد، اما اگر دقیقتر نگاه کنیم فیلمهای جوانان سرشار از ریتم، نوآوری تحرک و حرف تازه است
گیرنده اصلا فیلمی سیاسی نیست. گیرنده بهانهای است برای حرف اجتماعی زدن. شاید در ابتدا موضوعش سیاسی به نظر بیاید، اما هدفش اصلا سیاسی نیست. من به عنوان کارگردان و با شنیدن بازخوردهای تماشاگران فیلم، گیرنده را اثری کاملا اجتماعی میدانم که تنها با تلنگری سیاسی آغاز میشود.
چرا فیلمهای آرشیوی سفرهای استانی رئیسجمهور را از فیلم حذف کردید؟
اصلا هیچ زمانی چنین صحنههایی در فیلم وجود نداشت که بخواهد با ممیزی حذف شود! زیرا وجود چنین صحنههایی بر سیاست کلی فیلم ما منطبق نیست. رئیسجمهور فیلم ما شخص خاصی نیست و میتواند مال همه دورهها و حتی همه کشورها باشد. ما حتی در گیرنده از اسمهای خیالی برای شهرهایمان استفاده کردیم.
اصلا سینما جایی برای حرف سیاسی زدن دارد؟
سینما جایی برای همه حرف هاست. سیاست، جامعه، فرهنگ و مذهب در قالب سینما میگنجد. ما هم اگر در سالهای گذشته سینمای سیاسی نداشتیم اشتباه میکردیم و از این ژانر جهانی مهم غافل بودیم. اما در ساختن فیلمهای سیاسی باید حواسمان را جمع کنیم حالا که این جریان در سینمای معاصر ما شکل گرفته است باید آن را بر اساس فیلمنامههای قوی با داستانهای واقعی پیش ببریم. همچنین باید سعی کنیم که اگر حرفی سیاسی میزنیم، حرفی عمیق و تاثیرگذار برای همه دورهها باشد.
نظارت و ارزشیابی ارشاد با فیلم شما چه کرد؟
یک سری از حذفیات فیلم با سلیقه من همخوانی نداشت، اما مجبور شدم به نظر کارشناسان احترام بگذارم و آنها را تغییر دهم. اما بخش عمدهای از حذفیات فیلم مربوط به زمان زیاد فیلم میشد و اصلا مشکل محتوایی نداشت.
سکانس پایانی فیلم چه طور؟ این تغییر را هم دوست داشتید؟
نه. در پایان فیلمنامه من، طی یک تصادف و سقوط ماشین نامه بر از بالای پلی فرسوده، همه نامههایی که به رئیسجمهور نوشته بودند به درون رودخانه ریخته و در آب محو میشد، اما این پایان تغییر پیدا کرد و نامهها سرانجام به مقصد مورد نظر رسیدند.
با توجه به بازخوردهای مردم در سینمای رسانهها، گیشه فیلمتان را چه طور پیشبینی میکنید؟
گیرنده پروانه نمایش دائمی دریافت کرده و بزودی راهی اکران عمومی میشود. من به کلمه گیشه اعتقادی ندارم ولی فکر میکنم این فیلم با توجه به جنبههای هنری و وجوه تجاری و مخاطب پسندش، گیشه موفقی داشته باشد.
مریم اکبرلو / جامجم