این سه جوان که بین 21 تا 23 سال بودند بعد از این که زنان را به عنوان مسافر سوار خودرو میکردند به مکانی خلوت میبردند و در آنجا مورد آزار قرار میدادند. 2 نفر از این 3 جوان شناسایی و بازداشت شدند. آنها به کارهایی که کرده بودند اعتراف و قبول کردند که زنان را سوار خودرو میکردند و علاوه بر این که آنها را به زور به مکان دیگری میبردند، اموالشان را به سرقت میبردند و مورد آزار جنسی هم قرار میدادند.
این پرونده به خاطر سرقت و آدمربایی با کیفرخواست به دادگاه فرستاده شد و از آنجا که در مورد تجاوز باید دادگاه خود مستقل تحقیق میکرد بنابراین پرونده در این خصوص بدون کیفرخواست به دادگاه رفت.
«روشن» نماینده دادستان تهران که برای قرائت کیفرخواست درخصوص آدمربایی و سرقت در شعبه 79 دادگاه کیفریاستان تهران به ریاست قاضی محمدیکشکولی حاضر شده بود درخصوص این پرونده میگوید: این پرونده سال 84 در کرج تشکیل شد و شاکیان یک به یک به پلیس مراجعه کردند و گفتند که 3 مرد جوان آنها را مورد آزار قرار دادند.
اظهارات این شاکیان بسیار شبیه به هم بود بنابراین پلیس تحقیقات زیادی را در این خصوص انجام داد و از آنجا که گفته شده بود مردان متجاوز با یک پیکان زنان جوان را سوار میکردند با تحقیقاتی که ماموران انجام دادند 2 نفر از متهمان شناسایی و بازداشت شدند.
مطابق تحقیقاتی که ما انجام دادیم مشخص شد شاکیان 7 نفر هستند. این 7 زن اظهارات مشابهی را مطرح کردند. بنابراین، به نظر میرسد گفتههای آنها درست است، یکی از راههایی که میتوان به صحت اظهارات متهمان پی برد اظهاراتی است که آنها در مراحل مختلف بازجویی مطرح میکنند. افرادی که صادقانه اظهارات خود را مینویسند و واقعیت را میگویند، در همه مراحل بازجویی یک حرف را تکرار میکنند.
این قربانیان هم در مراحل مختلف بازجویی که البته سالها هم طول کشیده است یک ماجرا را توضیح دادهاند. ضمن این که متهمان در مراحل بازجویی به تعرض به این زنان اعتراف کردهاند. آنها جزییات را هم تعریف کردند، اما بعد از گذشت چند جلسه و زمانی که متوجه شدند با چه حکمی روبهرو خواهند شد مدعی شدند که آنچه در مورد تعرض گفتهاند اشتباه است و آنها کاری نکردند، اما ربودن این زنان و سرقت از آنها را قبول کردند. البته تشخیص این که آیا این جوانان جرمی درخصوص تجاوز به عنف انجام دادهاند یا نه. با دادگاه است و دادسرا نمیتواند وارد آن شود.
اما درخصوص آدمربایی و سرقت که انجام دادهاند جرم برای ما محرز است و من از دادگاه درخواست مجازات برای 2 متهم را کردهام. البته پرونده در مورد متهم سوم که فراری هم هست، باز است.
دخالتی درتجاوزها نداشتم
آرش، متهم بازداشتشده که جوانی 25 ساله است و بشدت هم نگران حکمی است که قرار است برای او صادر شود در مورد اتفاقاتی که افتاده است برای ما توضیح میدهد. او میگوید خودش نقشی در تجاوزات نداشته، اما قبول دارد که در ربودن دختران جوان نقش داشته است.
چه مدتی است که در زندان هستی؟
از وقتی بازداشت شدم، تقریبا 6 سال است که زندانی هستم و منتظر اجرای حکم.
یعنی فکر میکنی محکوم هستی؟
در مورد تجاوزات فکر نمیکنم چون من کاری نکردم، اما در مورد آدمربایی و سرقت اعترافکردم و خب طبیعی است که محکوم شوم.
در مورد کاری که کردید توضیح بده؟
من و 2 دوستم که هاشم و هادی نام دارند با هم این کار را میکردیم. بیشتر اوقات من راننده بودم و کاری نداشتم، هادی و هاشم دختران را مجبور میکردند که هر چه همراه دارند را به او بدهند و بعد هم آنها را مورد آزار قرار میدادند.
یعنی تو هیچ نقشی نداشتی؟
نه من هیچ نقشی نداشتم، فقط راننده بودم. این که آنها چه میکردند به من ربطی ندارد.
به هر حال تو راننده بودی و به دوستانت کمک میکردی که دختران را بربایند، چطور میگویی که نقشی نداشتی؟
تا اینجایش را قبول دارم. یعنی قبول دارم که راننده بودم و کمک میکردم این دخترها دزدیده شوند، اما در مورد تجاوزات نقشی نداشتم. ضمن این که سرقت هم کار من نبود.
از پولها و طلاهای سرقتی چیزی به تو میرسید؟
بله. هر چه به دست میآمد یک سومش برای من بود. چون من راننده بودم به من هم پول میدادند.
بنابراین در سرقت هم نقش داشتی؟
خودم سرقت نمیکردم. اما از اموال سرقتی به من هم چیزی میرسید. اگر این جرم است، خب قبول دارم. اما مشکل من این است که متهم شدهام به تجاوز. در حالی که این کار را نکردم.
اگر تو واقعا تجاوز نکردی پس چطور در مراحل بازجویی اعتراف کردی و گفتی که چطور به دختران تعرض کردی. گفتههای تو با آنچه شکات گفتهاند یکی است؟
بله. اول اعتراف کردم، اما از ترسم اعتراف کردم، ولی حالا قبول ندارم. فکر میکردم اگر همه اتهاماتم را قبول کنم زودتر آزاد میشوم، اما حالا میبینم این حرفها بر علیه خودم استفاده شده است.
یکی از شما 3 نفر فراری است و همجرمت که بازداشت شده در دادگاه ادعا کرد که تجاوزها کار تو بوده است. در این باره چه میگویی؟
او جرم خودش را گردن من میاندازد تا خودش نجات پیدا کند. من قبل از محاکمه به او گفتم کاری نکن که من بالای دار بروم، خودت میدانی که من در تجاوزها نقشی نداشتم.
اما شاکیان در مورد تو گفتهاند و مدعی شدند به چند نفر از آنها تجاوز کردی؟
حرفهای شاکیان را قبول ندارم چون آنها بیدلیل من را متهم میکنند. هادی همجرم ما فراری است، شاید او را با من اشتباه گرفتهاند. من قسم میخورم که این کار را نکردم. هرچند اول اعتراف کردم، اما تجاوز نکردم.
در مورد مشخصاتی که شاکیان از تو دادهاند چه میگویی؟
من که نگفتم اصلا نقشی نداشتم، قبول دارم که در ربایش و سرقت نقش داشتم، اما در تجاوز نقش نداشتم. شاکیان هم من را در آن ماشین دیدهاند. بههمین خاطر هم نشانی من را دادند.
حرفی با شاکیان داری؟
از آنها درخواست میکنم گذشت کنند. هرچند میدانم خیلی سخت است، اما درخواست دارم به من کمک کنند. زمانی که این کار را میکردم خیلی بچه و نادان بودم از این که در آزار آنها نقش داشتم عذرخواهی میکنم.
هرگز نمیبخشم
یکی از دخترانی که شکایت کرده و بسیار هم مصمم است دختر جوانی است که در آن زمان دانشجو بود. او میگوید: من را به عنوان مسافر سوار کردند. سواریهای زیادی در آن خط کار میکردند و من اصلا فکر نمیکردم که آنها سارق باشند، چند دقیقهای از سوار شدنم گذشته بود که متوجه شدم درها قفل شد. آنها مسیر را تغییر دادند، من ترسیدم و گفتم که پیاده میشوم، اما 3 مرد جوان به من یورش آوردند. من جثه کوچکی دارم و نمیتوانستم در برابر آنها مقاومت کنم.
دختر جوان وقتی در مورد آن روز صحبت میکند اشک امانش نمیدهد. او میگوید: من را به بیابانی بردند و هر چه داشتم از کیفم برداشتند. بعد من را مورد آزار جنسی قرار دادند. هر سه نفرشان این کار را کردند. بعد رهایم کردند، درحالی که لباسهایم پاره بود و نمیتوانستم جایی بروم، به سختی خودم را کنترل میکردم. به خانه رفتم و بعد بلافاصله با کمک خانوادهام به کلانتری رفتم و شکایت کردم. من هرگز آن روز را فراموش نمیکنم.
6 سال از آن ماجرا گذشته، اما من نتوانستم حتی یکلحظهاش را فراموش کنم. مدتهاست تحتنظر روانپزشک هستم و دارو مصرف میکنم، آنها مثل یک حیوان با من رفتار کردند. خواهش و التماس کردم، تهدید کردم و سعی کردم مقاومت کنم، اما هیچکدام از این کارها فایدهای نداشت. آنها من را مورد آزار قرار دادند و باید هم تاوان کارشان را پس دهند.
او میگوید: من درس میخواندم و میخواستم آیندهای روشن داشته باشم، اما این اتفاق آیندهام را تحتتاثیر قرار داد و باعث شد که دیگر نتوانم ادامه تحصیل دهم و از دوستانم عقب بمانم و میدانم که تا پایان عمر هم نمیتوانم آن روز وحشتناک را فراموش کنم. این سه جوان میتوانستند از راه دیگری نیاز خود را تامین کنند. من دختر ساده و تنهایی بودم که کار میکردم ودرس میخواندم. انصاف نبود که اینطور آزارم بدهند. حالا هم شکایتم را پس نمیگیرم و خواهان مجازات قاطع آنها هستم.
علیرضا رحیمی نژاد